X
تبلیغات
مرکزجامع توانبخشی بیماران روان آذربایجان
توانبخشی بیماران روانی آذربایجان
امروزه بسیار شنیده می شود ک افراد جامعه دچار افسردگی بوده یا در در برخوردها پرخاشگر هستند یا دائماً در حال اضطراب و استرس به سر می برند. همه اینها بیانگر عدم تعادل روحی مناسب در فرد است که می توان بافعالیت بدنی منظم آنها را کاهش داد و به افزایش شادابی، اعتماد به نفس، تحمل در برابر مشکلات و … همت گمارد.

نقش ورزش در درمان بیماران روانی:
فعالیتهای ورزشی باعث بهبود سلامت روحی و روانی گردیده و ضامن سلامتی می باشد. تمرینات ورزشی مناسب، در کاهش اثرات فشار روانی مانند تنش عضلانی، عصبی، افزایش ضربان قلب و بعضی از هورمونهای زمینه ساز استرس بسیار مؤثر هستند.
ورزش و بازیها منجر به برانگیختن حس “تیمی بودن” شده و عاملی برای اجتماعی شدن، افزایش اعتماد به نفس و افزایش قابلیت در انجام کارکردهای حرکتی بزرگ است. فعالیت ورزشی به صورت به صورت بالقوه سبب سلامت استخوانها، عضلات و مفاصل می شود، وزن بدن را تنظیم کرده و چربی را کاهش می دهد و عملکرد مؤثر قلب و ششها را فراهم می کند و این فرصت را به آنها می دهد که ابراز وجود کنند، خودشان را باور کنند و اتکای به نفس داشته باشند و موفقیت و همکاری جمعی را تجربه کنند.

فواید برنامه توانبخشی ورزشی ویژه بیماران روانی:
1. کاهش علائم عصبی و اضطراب و استرس
2. کاهش افسردگی
3. کاهش پرخاشگری
4. افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس
5. برقراری ارتباط عاطفی مناسب
6. افزایش خلاقیت
7. افزایش حس تحمل در برابر مشکلات
8. افزایش قابلیتها و صلاحیت اجتماعی
9. کاهش مشکلات رفتاری
10. جامعه پذیرش
11. توانمند شدن و خود را عضو جامعه قلمداد کردن
12. مسئولیت پذیر بودن
13. با گروه بودن و بهبود مهارتهای ارتباطی
14. امید به زندگی و آینده

فعالیتها و ورزشهای مفید در بیماران روانی:
1. پیاده روی سریع و نرم دویدن
2. بازیهای سبک یوگا و تمرینات کششی
3. شنا
4. دوچرخه سواری
5. ورزشهای گروهی
6. باغبانی
7. انجام کارهای منزل
8. نرمشهای گروهی و بدنسازی

توجه:
حرکتهای یوگا به کمک تمرینات ورزشی، افزون بر تقویت سیستم عدد مترشحه و تحریک و توازن ریتمهای قلب و گردش خون، از طریق تمرکز و آرامش، احساسات و عواطف را تحت کنترل در می آورد. این حرکتها توأم با موسیقی برای تقویت و بهبود تمامی سیستمهای بدن مؤثر است و در آرامش و تعادل دستگاه عصبی تأثیر به سزایی دارد.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1391ساعت   توسط محمدرضا هاشمی اصل (کاردرمان) | 
امروزه بسیار شنیده می شود ک افراد جامعه دچار افسردگی بوده یا در در برخوردها پرخاشگر هستند یا دائماً در حال اضطراب و استرس به سر می برند. همه اینها بیانگر عدم تعادل روحی مناسب در فرد است که می توان بافعالیت بدنی منظم آنها را کاهش داد و به افزایش شادابی، اعتماد به نفس، تحمل در برابر مشکلات و … همت گمارد.

نقش ورزش در درمان بیماران روانی:
فعالیتهای ورزشی باعث بهبود سلامت روحی و روانی گردیده و ضامن سلامتی می باشد. تمرینات ورزشی مناسب، در کاهش اثرات فشار روانی مانند تنش عضلانی، عصبی، افزایش ضربان قلب و بعضی از هورمونهای زمینه ساز استرس بسیار مؤثر هستند.
ورزش و بازیها منجر به برانگیختن حس “تیمی بودن” شده و عاملی برای اجتماعی شدن، افزایش اعتماد به نفس و افزایش قابلیت در انجام کارکردهای حرکتی بزرگ است. فعالیت ورزشی به صورت به صورت بالقوه سبب سلامت استخوانها، عضلات و مفاصل می شود، وزن بدن را تنظیم کرده و چربی را کاهش می دهد و عملکرد مؤثر قلب و ششها را فراهم می کند و این فرصت را به آنها می دهد که ابراز وجود کنند، خودشان را باور کنند و اتکای به نفس داشته باشند و موفقیت و همکاری جمعی را تجربه کنند.

فواید برنامه توانبخشی ورزشی ویژه بیماران روانی:
1. کاهش علائم عصبی و اضطراب و استرس
2. کاهش افسردگی
3. کاهش پرخاشگری
4. افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس
5. برقراری ارتباط عاطفی مناسب
6. افزایش خلاقیت
7. افزایش حس تحمل در برابر مشکلات
8. افزایش قابلیتها و صلاحیت اجتماعی
9. کاهش مشکلات رفتاری
10. جامعه پذیرش
11. توانمند شدن و خود را عضو جامعه قلمداد کردن
12. مسئولیت پذیر بودن
13. با گروه بودن و بهبود مهارتهای ارتباطی
14. امید به زندگی و آینده

فعالیتها و ورزشهای مفید در بیماران روانی:
1. پیاده روی سریع و نرم دویدن
2. بازیهای سبک یوگا و تمرینات کششی
3. شنا
4. دوچرخه سواری
5. ورزشهای گروهی
6. باغبانی
7. انجام کارهای منزل
8. نرمشهای گروهی و بدنسازی

توجه:
حرکتهای یوگا به کمک تمرینات ورزشی، افزون بر تقویت سیستم عدد مترشحه و تحریک و توازن ریتمهای قلب و گردش خون، از طریق تمرکز و آرامش، احساسات و عواطف را تحت کنترل در می آورد. این حرکتها توأم با موسیقی برای تقویت و بهبود تمامی سیستمهای بدن مؤثر است و در آرامش و تعادل دستگاه عصبی تأثیر به سزایی دارد.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1391ساعت   توسط محمدرضا هاشمی اصل (کاردرمان) | 


چكيده
مقدمه: با توجه به ماه يت مزمن ب يماري اسكيزوفرني و ناكامي برنام ه هاي موجود ، وجود ي ك الگو ي مراقبت ي پيگي ر و
مؤثر بر اي بهبودكيفيت زندگ ي اين بيماران لازم است. يكي از راه هاي ارتقاي كيفيت زندگي، استفاده از مدل مراقبت پرستاري
پيگير است. كه با پيگيري مستمر بيمار بر اساس يك برنامه منظم، بر كيفيت زندگي او تأثير مي گذارد.
روش: اين پژوهش، يك مطالعه نيمه تجربي با هدف بررسي تأثير مدل مراقبت پيگير بر كيفيت زندگي بيماران
اسكيزوفرنيك در شهر همدان 1386 انجام شد . از 89 بيماري كه در بايگاني بيمارستان سينا داراي تشخيص اختلال اسكيزوفرنيا
بودند، 36 بيمار داراي مع يارهاي ورو د، به صورت تمام شمار ي انتخاب و به طور تصادفي ساده در دو گروه 18 نفري شاهد و
مداخله قرار گرفتند . ابزار گردآوري داد ه ها پرسشنامه كيفيت زندگ ي هاينريچ و چك ليست خود كنترلي بود . مدل مراقبت پيگير، در
گروه آزمون در قالب مراحل آشناسازي و حسا س سازي ( 6 جلسه آموزش هفت ه اي دو بار به مدت س ه هفته ) در بيمارستان و سپس
كنترل و ارزشيابي ( 6 جلسه ويزيت دو هفته يك بار به مدت سه ماه ) در منزل بيماران به اجرا درآمد . داده ها با آزمون هاي آماري
تي مستقل، زوجي و آناليز واريانس تجزيه و تحليل گرديد.
يافته ها: يافته نشان داد كه بين ميانگين هاي امت ياز كل كيفيت زندگي و ابعاد آن قبل از مداخله در گروه مداخله و شاهد
پس از اجراي مدل در گروه مداخله بين ميانگين هاي امتي از كيفي ت زندگ ي در بعد .(p>0/ اختلاف معناداري وجود نداشت ( 05
اما با وجود افزايش امتياز كل كيفيت زندگي و ساير ابعاد آن در (p=0/ روابط بين فردي اختلاف معنادار آماري مشاهده شد ( 03
.(p>0/ گروه مداخله آزمون آماري تي مستقل اختلاف معنادار آماري را نشان نداد ( 05
نتيجه گيري: يافته هاي مطالعه حاضر نشان داد كه اجراي مدل مراقبت پيگير بر بعد روابط بين فردي تأثير داشته است .
از آنج ايي كه مهم ترين هدف مراقبت ي در ب يماران م زمن روا ني بهبود روابط ب ين فرد ي است و تأثيرگذاري اين بعد بر ابعاد د يگر
كيفيت زندگ ي درصورت تداوم مراقبت بر اساس اين مدل مي توان انتظار داشت روي كيفيت زندگي كل و ساير ابعاد آن نيز
تأثيرگذار باشد . در حق يقت نتايج اين تحقيق و ساير مطالعات مشابه معرف لزوم پيگي ري خدمات پرستار ي پس از ترخ يص در
بيماران مزمن رواني است. اين امر مي تواند ضمن نتايج مفيد بر كيفيت زندگي مددجويان ميزان عود و بستري را نيز كاهش دهد.
واژه هاي كليدي: مدل مراقبت پيگير، كيفيت زندگي، اسكيزوفرنيا
1388/11/ 1388 پذيرش مقاله: 22 /1/ تاريخ دريافت مقاله: 24
1 - استاديار، مدير گروه پرستاري دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي (نويسنده مسؤول)
hrkhankeh@hotmail.com : پست الكترونيكي
2 - كارشناسي ارشد روان پرستاري
3 - دانشيار دانشگاه تربيت مدرس
4 - استاديار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
5 - استاديار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
6 - كارشناس ارشد مشاوره و راهنمايي
60-70 ، پژوهش پرستاري دوره 4 شماره 15 زمستان 1388
www.SID.ir
تأثير مراقبت پيگير بر كيفيت زندگي بيماران ... حميدرضا خانكه و همكاران
٦ دوره 4 شماره 15 زمستان 1388 پژوهش پرستاري ١
مقدمه
اختلالات رواني از معضلات بهداشتي و اقتصادي
پيش روي جوامع بشري از جمله جامعه ما مي باشد .
چگونگي ار ايه خدمات روان پزشكي به خيل عظيم بيماران
رواني نيازمند، با مشكلات و مسا يل متعددي رو به رو است
و اين مسا يل در كشورهاي در حال رشد از جمله ايران
پيچيده تر و از ابعاد مختلف قابل بررسي و تعمق است.
در ميان بيماري هاي رواني، سايكوزها و در رأ س
آن ها اسكيزوفرنيا از اهميت بيشتري برخوردار است.
اسكيزوفرنيا ، يكي از ناتوان كننده و شايع ترين اختلالات
روان شناختي و از مهم ترين مشكلات بهداشت رواني در
جهان است ( 1). اين بيماري يك اختلال مغزي است كه
موجب آسيب به عملكرد اجتماعي و روا ن شناختي فرد
مي شود و به همين دليل به ايزوله شدن ، زندگي فقيرانه با
درآمد پ ايين ، سطح تحصيل و آموزش پا يين و اختلال در
مهارت هاي اجتماعي و تفريحات و لذت در اين افراد منجر
%1/ مي شود ( 2). شيوع ماد ام العمر اسكيزوفرنيا بين 1 تا 5
است. هر ساله دو م يلي ون بيمار جد ي د در جهان ظاهر
مي شوند. ش ايع تر ين سن شروع اسكيزوفرنيا در اواخر
نوجواني و اوايل جواني (بين 15 تا 35 سالگ ي) است . در
%90 مردان و 70 % زنان شروع قبل از 30 سالگي است
3و 4). اسكيزوفرن ها حدود 50 % ك ل تخ ت هاي بيمارستان )
رواني را اشغال مي كنند و 16 % از كل بيماران روا ن پزشكي
را تشكيل مي دهند ( 5) بيماران رواني در ايران كه نياز به
مراقبت ويژه دارند، بر حسب محافظه كاران ه ت رين آمارها
بيش از 500,000 نفر هستند كه نزديك به يك درصد كل
جمعيت ايران است ( 6) كه بر ا ساس آمار براي آن ه ا تنها
10,000 تخت بستري داريم ( 7). جمع هزي نه هاي درماني
و هزين ه هاي غيرمستقيم اختلال اسكيزوفرنيا (نظير مرگ و
مير و كاهش بهره وري) در ايالات متحده آمريكا به حدود
پنجاه ميليارد دلار در سال مي رسد . حدود هفتاد و پنج
درصد از افراد مبتلا به اسك يزوفرني شديد از كار افتاده و
.( بيكارند ( 8
از سال 1950 اساس درمان بر داروهاي آنتي
سايكوتيك گذاشته شده است ول ي با وجود پ ي شرفت در
درمان هاي دارو يي و روان شناختي در مورد ا ين بيمار ي در
حال حاضر هنوز درمان قطع ي وجود ندارد . داروه اي
70 % بر بهبود علا يم بيمار ي - آنتي سايكوتيك تا حدود 80
تأثير دارند اما در ا يجاد رضا يت از ك يفي ت زندگ ي ناتوان
هستند ( 9) بنابراين رويكرد كنو ني براي درمان
اسكيزوفرني شامل ترك يبي از مداخلات چندجانبه است ز يرا
اين امر منجر به بهبود ك يفي ت زندگ ي و عملكرد فرد در
زمينه هاي مختلف مي شود ( 4). هدف از مداخلات
نگهدارنده، كاهش ناتواني، پيشگيري از عود، پيشبرد
.( رضايت و خشنود ي در مورد عملكرد زندگ ي است ( 7
2001 ) معتقدند كيفيت زندگي ) شولتزر و وينستد فراي 1
يك درك كاملاً ذهني و شخصي مبتني بر خوشحالي يا
رضايت فرد از عوامل مؤثر بر رفاه عملكرد جسمي ، عاطفي
و اجتماعي اس ت كه هدف آن ارتقا يا حفظ توانايي فرد
براي بهترين عملكرد و وضعيت ممكن علي رغم وجود
بيماري مي باشد ( 10 ). لذا امروزه قضاوت درباره ش يوه
درمان و تأثيرات آن با نگرش بر ك يفيت زندگ ي بيمار انجام
مي شود و ك يفي ت زندگ ي يك ي از مهم ترين مع ياره اي
ارزيابي نت ايج درمان است ( 11 ). پرستاران توانبخش ي نقش
كلي دي و مهمي در سازم ان هاي وي ژه توانبخشي ايفا
مي كنند و با ارا يه مدل ه اي مراقبت ي مناسب مي توانند
كيفيت زندگ ي بيماران را ارتقا دهند ( 2) از اي ن رو در اكثر
كشورهاي جهان به مس أله افز ايش ك يفيت در مراقب ت ه اي
پرستاري تأكيد و يژه اي مي شود و سع ي بر ا ين است كه با
افزايش ك يفيت مراقب ت ه ا، تأثير بي شتري بر سلا مت و
.( كيفيت زندگي افراد بگذارند ( 12
مراقبت مؤثر زما ني م يسر است كه رابطه پرستار،
بيمار و خانواده تداوم داشته باشد و هدف همه افراد يكسان
.( بوده و درك يكسان و مشترك ي از قضا يا داشته باشند ( 13
تحقيقات نشان مي دهند كه مشاركت خانواده در
سرويس هاي بهداشت روان ي، پيش آگه ي بيماري را بهبود
بخشيده و توانايي سازگاري و كيفيت زندگي اعضاي
خانواده را ارتقا مي دهد ( 14 و 15 ). آموزش وابستگان بيمار
مي تواند نگرش آن ه ا را به اختلال اسكيزوفرنيا خوش
بينانه تر سازد و مواجهه صحي ح تري را هنگام گرفتاري و
مشكلات به آن ها بياموزد ( 16 ). چون بخش ي از زم ينه ه اي
مقدماتي كه موجب بروز رفتارها ي غ يرطبيع ي در ب يماران
مبتلا به اسك يزوفرنيا مي شود در مح يط وجود دارد لذا
اصلاح مح يط و استفاده از حما يت هاي خانواده مي تواند در
( كاهش رفتارهاي بيمارگونه مبتلايان مؤثر باشد ( 17
1 - Schultzer & Winstead Fry
www.SID.ir
تأثير مراقبت پيگير بر كيفيت زندگي بيماران ... حميدرضا خانكه و همكاران
٦ دوره 4 شماره 15 زمستان 1388 پژوهش پرستاري ٢
بنابراين ج ايگاه مراقبت تنها در ب يمارستان ن ي ست و امر
مراقبت تنها مختص فرد ب يمار ن ي ست و در همه سطوح
جامعه ضرور ي است . اگر قرار باشد كه جمع يت نيازمند به
خدمات بهداشت ي، به نحو شا يسته اي از آن بهره مند شوند،
و ار ايه آن به صورت مستمر و با ك يفيت مطلوب ادامه يابد،
لازم است تغييرات بنيادي در روش هاي جاري
مراقبت هاي بهداشت ي تحقق يابد و از مد ل هاي ارزشمند و
معتبرتري در حل مشكلات بهداشت ي درمان ي جوامع ب ه
عنوان الگوه اي عم لي استفاده گردد . مدل مراقبت پ يگير يا
مستمر، عبارت است از فرآ يند ي من ظم و مستمر شامل
چهار مرحله آشناسازي، حساس سازي، كنترل و ارزشيابي
جهت برقرار ي ارتباط مؤثر، متعامل و پ يگير ب ين مددجو و
خانواده او كه پرستار ب ه عنوان عامل مراقبت پ يگي ر و
ارايه دهنده خدمات به منظور شناخت ن يازها و مشكلات
بيمار و حساس كردن مددجو يان برا ي قبول رفت اره اي
مداوم بهداشت ي و كمك به حفظ بهبودي و ارتقاي سلامتي
آن ها، كاهش و به حداقل رسانيدن عوارض بيماري و
افزايش ميزان رضايت و كيفيت زندگي بيماران فعاليت
.( مي كند ( 13
با توجه به ماه ي ت مزمن ب يمار ي اسك يزوفرني و
اينكه برنام ه هاي موجود تا كنون در كنترل كامل عوارض و
مشكلات گوناگون و فراوان ي كه ب ه دنبال ا ي ن بيمار ي
مزمن پد يد مي آيند، مف يد واقع نشده اند لزوم وجود ي ك
الگوي مراقبت ي پيگير و مؤثر بر ك يفيت زندگ ي اين بيماران
به خوبي احساس مي شود. نظر به اينكه تأثير ب ه كارگ يري
مدل مراقبت پ يگير تنها در مورد ب يماران مزمن كرونر ي و
ديابتيك ارز يابي گرد يده و تأثير آن بر بهبود ك يفيت زندگ ي
اين بيماران چشمگ ير بوده ول ي تأثير آن تاكنون بر ب يماران
اسكيزوفرنيك يا س اير بيماري ه اي مزمن روان ي بررس ي
نشده است لذا پژوهشگران در اين مطالعه بر آن شدند كه
كاربرد مدل مراقبت پيگير را در زمينه كيفيت زند گي
بيماران اسكيزوفرنيك بيازمايند، چه بسا نتايج آن معياري
مؤثر در ارزيابي طر ح ها و برنامه ريزي هاي آتي مراقبت و
درمان اين بيماران باشد.
روش مطالعه
اين مطالعه يك تحق يق نيمه تجر بي است كه به
روش تمام شمار ي و به منظور بررسي تأثير ب ه كارگ يري
مدل مراقبت پ يگير بر ك يفيت زندگي بيماران اسكيزوفرنيك
بر رو ي تمام 36 بيمار اسك يزوفرني كه سابقه بستر ي
حداكثر در عرض يك سال گذشته در بخش اعصاب و
روان مركز آموزش ي درما ني س ينا همدان داشته و مع يارهاي
ورود پژوهش يعني تشخيص قطعي اسكيزوفرنيا ثبت شده
در پرونده ب يمار، تم ايل به همكار ي در پژوهش، سكونت در
شهر همدان، محدوده سن ي 20 تا 55 سال، همراه با
خانواده يا دار اي محل سكونت دا يم ي، نداشتن مشكل
جسمي يا معلو ليت، قادر به تكلم فارس ي و پاس خ گو يي به
پرسشنامه ها و عدم اعت ياد به مواد مخدر ب ه جز س يگار را
داشته اند، انجام شد . در ح ين اجرا ي پژوهش يك ي از
نمونه هاي گروه آزمون به دل يل بروز وضع يت حاد و بستر ي
در بيمارستان از مطالعه حذف شد . روايي محتو ا با استفاده
از نظر متخصص ين و پا يايي پرسشنام ه ه اي دموگراف ي ك،
و ك يفيت زندگ ي بيماران (α=0/ چك ليست مراقبت ي ( 92
(α=0/ اسكيزوفرنيك ه اينريچ 1 با برآورد آلف اي كرونباخ ( 81
تعيين گرد يد. داده هاي اين پژوهش از 35 بيمار از طر ي ق
انجام مصاحبه با بيمار و خانواده وي و با استفاده از
پرسشنامه قبل، حين و بعد از اجرا ي مدل مراقبت پ يگي ر
گردآوري شد . مرحله آشناساز ي كه به صورت يك جلسه
مصاحبه حضوري در محل بيمارستان شامل معرفي پرستار
مجري طر ح به بيمار و خانواده، اخذ رضايت نامه كتبي از
بيمار و خانواده براي شركت در طرح، تكميل فر م ه اي
پرسشنامه و ملاحظات اخلاقي پس از انتخاب و پذيرش
بيماران، شناخت و تبيين وضعيت بيمار و خانواده وي براي
همه نمو نه هاي پژوهش به طور يكسان به مدت دو هفته
اجرا شد و سپس ب يماران به دو گروه 18 نفره آزمون و
شاهد به طور تصادف ي ساده تقس يم شدند . مرحله حساس
سازي شامل 6 جلسه آموزش گروه ي بر اساس بسته
آموزشي استاندارد شده به ب يمار و خانواده و ي و
مشاوره هاي مراقبتي طي سه هفته براي گروه مداخله
انجام شد . اقدامات اين مرحله شامل : بررسي و ضعيت و
تبيين نيازهاي آموزشي و مهارتي بيمار و خانواده، توضيح
در مورد بيماري و عوارض حاصله (موجود و احتمالي )،
بررسي نيازهاي اساسي در خصوص رژيم دارويي و توجيه
ضرورت توجه به مصرف منظم داروها، تبيين مشكلات
ناشي از عدم توجه، كنترل عملكرد و تبيين الگوهاي
1 - (QLS)
www.SID.ir
تأثير مراقبت پيگير بر كيفيت زندگي بيماران ... حميدرضا خانكه و همكاران
٦ دوره 4 شماره 15 زمستان 1388 پژوهش پرستاري ٣
ارتباطي مي باشد. سپس مرحله كنترل شامل 6 جلسه
ويزيت در طول سه ماه با هدف نهادينه كردن و استمرار
بخشي رفتارهاي مناسب درماني در جهت ارتقا ي سلامتي
انجام شد كه در ا ين جلسات 6 چك ل يست كنتر لي تكم يل
گرديده و اقدامات اين مرحله كه عبارت بودند از : كنترل
مصرف دارو، بازبيني و ارزيابي غير مستقيم مهار ت ه اي
كسب شده، بررسي رفتارهاي بهداشتي، بررسي نيازهاي
جديد با توجه به مشكلات جديد و حساس سازي مجدد در
خصوص حل مشكل، تقويت رفتارهاي بهداشتي و توجيه
اثرات مفيد اقدامات، كنترل شاخ ص هاي مورد مطالعه،
تبادل نظر در خصوص موفقيت و عدم موفقيت ا قدامات و
در نهايت تبيين راه حل پيشنهادي جهت حل مشكلات و
بهبود مراقب ت ها با كمك بيمار و خانواده در جهت پيگي ري
روند درمان، آموزش و انجام مشاور ه هاي لازم جهت حل
مشكلات و در صورت لزوم ارجاع به متخصص ين د يگر
صورت گرفت . مرحله ارزشيابي به عنوان گام نهايي الگو
مطرح شده اما در تمامي مراحل مورد توجه و جاري
مي باشد چر ا كه هر 15 روز كنترل و ارزيابي شاخص هاي
مورد نظر ب ه وسيله تكميل پرسشنام ه ها و چك ليس ت ه اي
كنترلي، تحليل تغييرات با توجه به ماهيت بيماري، مرور
موفقيت ها و عدم موفقي ت ه ا و توجه به پيشنهادهاي
طرفين صورت مي گيرد.
سپس بر اي تجز يه و تحل ي ل داد ه ه ا در نرم افزار
از آمار توص يفي، آزمون كولموگروف اسم يرونف و SPSS
كاي اسكوئر برا ي تع يي ن توز ي ع نرمال، برا ي مق اي سه
ميانگين هاي ك يفيت زندگ ي قبل و بعد از اجرا ي مدل
مراقبتي در هر گروه از آزمون ت ي زوج ي و برا ي مق اي سه
آن ها م يان دو گر وه از آزمون ت ي مستقل و جهت تع يي ن
ارتباط متغ يرهاي دموگراف يك و ك يفي ت زندگ ي از آزمون
همبستگي پيرسون، رگرس يون خط ي و آنال يز وار يانس ي ك
طرفه استفاده شد . لازم به توض يح است كه كليه آموزش ها
جهت بيماران توسط خود پژوهشگر و جهت خانواد ه ه ا
توسط روان پرستاران مجرب آموز ش د يده بيمارستان س ينا
همدان انجام گرفته و كل يه ملاحظات اخلاق ي بر اساس
دستورالعمل اخلاق ي دانشگاه علوم بهز ي ستي و توانبخش ي
شامل كسب معرف ي نامه از دانشگاه جهت بيمارستان سينا
همدان، كسب مجوز از رياست، مديريت بيمارستان سينا و
حراست دانشگاه علوم پزشكي همدان جهت ا ستفاده از
بايگاني و بخش هاي اعصاب و روان بيمارستان سينا، اخذ
رضايت نامه كتبي از بيمار و خانواده مبني بر شركت آگاهانه
در تحقيق، تضمين محرمانه ماندن كليه اطلاعات
خصوصي كسب شده از واحدهاي پژوهش، ارسال نتايج
تحقيق براي مراكز علمي و اجرايي ذيربط و اجراي مدل
در صورت مؤثر بودن نتايج تحقيق براي گروه كنترل
رعايت گرديد.
يافته ها
يافته هاي پژوهش نشان داد كه اكثر واحدهاي
48 %)، داراي تحصيلات / پژوهش مرد ( 60 %)، مت أهل ( 6
45 %)، داراي وضعيت اقتصادي / ابتدايي ( 37 %)، بيكار ( 6
68 %) بود ه اند . از / 57 %) و مسكن خصوصي ( 6 / متوسط ( 1
45 %) بيمه تأمين / مجموع كل واحدهاي پژوهش ( 7
اجتماعي داشت ه اند و از نظر نوع حمايت بيمه و ساير
اطلاعات دموگرافيك بين دو گروه آزمون و كنترل اختلاف
معناداري مشاهده نشد (جدول شماره 1). از مجموع كل
48 % با والدين يا خانواده و اقوام خود / واحدهاي پژوهش 6
42 % از نمو نه ه اي اين پژوهش / زندگي مي كردند و د ر 9
سرپرستي خانواده را پدر به عهده داشته است . از نظر روابط
42 % واحدهاي پژوهش پدرشان فوت / خانوادگي با پدر، 9
22 % رابطه سرد با / 28 % رابطه معمولي و 9 / كرده بود، 5
51 % نمون ه ه ا با مادرشان / پدرشان داشت ه اند . رابطه 4
5% رابطه همراه با نزاع داشت ه اند. ميانگين / معمولي و تنها 7
40 سال )، تعداد اعضاي خانواده / سن در گروه كنترل ( 3
3 بار) و طول مدت / 5/61 نفر)، دفعات بستري ( 89 )
13 سال ) بوده و ميانگين سن در گروه آزمون / بيماري ( 11
5 نفر )، دفعات / 38/65 سال )، تعداد اعضاي خانواده ( 47 )
12 سال ) / 3 بار ) و طول م دت بيماري ( 18 / بستري ( 76
بوده است.
توزيع متغيرهاي سن، تعداد افراد خانواده، دفعات
بستري، طول بيماري، كيفيت زندگي كل و ابعاد آن شامل
روابط بين فردي، عملكرد شغلي، وضعيت روا ن شناختي و
فعاليت عمومي در واحد هاي پژوهش نرمال بوده و بين
گروه مداخله و كنترل از نظر توزيع متغيرهاي فوق الذكر
قبل از شروع مداخله در ابتداي پژوهش تفاوت معناداري
يافت ه ه اي اين پژوهش .(p>0/ وجود نداشته است ( 05
نشانگر اين است بين متغير كيفيت زندگي با سن
ارتباط (p=0/ و طول مدت بيماري ( 044 (p=0/002)
www.SID.ir
تأثير مراقبت پيگير بر كيفيت زندگي بيماران ... حميدرضا خانكه و همكاران
٦ دوره 4 شماره 15 زمستان 1388 پژوهش پرستاري ٤
( معنادار و منطق ي معكوس وجود دارد (جدول شماره 2
يعني با افز ايش اين دو متغ ير، ك يفيت زندگ ي كل كاهش
مي يابد در صورت ي كه ب ين ك يفيت زندگ ي و تعداد اعضا ي
خانواده، دفعات بستر ي و جنس يت ارتباط معنادار ي مشاهده
ميانگين ك يفيت زندگي كل بيماران ساكن .(p>0/ نشد ( 05
واحدهاي شخصي و استيجاري و اشتراكي اختلاف
اما ميانگين كيفيت (p=0/ معناداري نشان نداد ( 405
زندگي بيماران مطلقه به طور معنادار ي از افراد مت أهل و
بود. اختلاف م ي انگين از نظر (p=0/ مجرد پ ايين تر ( 029
به (p=0/ سطح تحص يلات هم معنادار بوده است ( 023
طوري كه بي شترين امت ي از ك يفي ت زندگ ي در افراد با
تحصيلات عا ليه و كمترين امتي از به افراد بي سواد تعلق
گرفت. وضعيت اقتصاد ي بيماران اسك يزوفرنيك هم در
يعني (p=0/ ميانگين ك يفيت زندگ ي آنان تأثير داشت ( 003
بيشترين امت ياز در افراد ي كه وضع يت اقتصاد ي ضع يفي
داشتند و ب يشترين امت ياز در افراد با وضع يت اقتصاد ي خوب
.( مشاهده شد (جدول شماره 3
با مطالعه جدول 4 مشاهده مي شود كه بين
متغيرهاي ك يفيت زندگ ي كل و ابعاد آن در گروه كنترل
قبل و بعد از اجرا ي مدل مراقبت پ يگير اختلاف معنادار ي
اما در بعد روابط ب ين فرد ي گروه (p>0/ وجود نداشته ( 05
در حا لي كه (p=0/ مداخله اختلاف معنادار بوده است ( 005
در س اير ابعاد ك يفي ت زندگ ي و امت ي از كل آن در گروه
مداخله ني ز قبل و بعد از اجرا ي مدل مراقبت پ يگي ر،
جدول ) (p>0/ اختلاف آمار ي معنادار نبوده است ( 05
.( شماره 4
از مق ايسه دو گروه كنترل و مداخله در جدول شماره
5 نيز در مي يابيم كه قبل از اجراي مدل در هيچ يك از
ابعاد كيفيت زندگي يا ميانگين ن مره كل آن بين دو گروه
اختلاف معناداري مشاهده ن مي شود ولي پس از اجرا ي
مدل مراقبت پ يگير در بعد روابط ب ين فرد ي اختلاف معنادار
آماري در گروه مداخله وجود دارد و با توجه به افزايش
ميانگين مي توان اظهار نمود كه در اثر اجراي مدل
مراقبتي، روابط بين فردي در گروه مدا خله بهبود يافته
.( است (جدول شماره 5
جدول 1: مقايسه توزيع فراواني متغيرهاي دموگرافيك در بيماران اسكيزوفرنيك ترخيص شده از بيمارستان سينا همدان به تفكيك دو گروه آزمون و
كنترل
گروه مداخله كنترل مقايسه
اختلاف معنادار sig متغير تعداد درصد تعداد درصد
50 9 70/6 جنسيت مرد 12 زن 50 9 29/4 5
0/185 ندارد
27/8 5 35/3 مجرد 6
55/6 10 41/2 وضعيت تأهل متاهل 7
16/7 3 23/5 متاركه 4
0/692 ندارد
32/3 6 11/8 بيسواد 2
38/9 7 35/3 ابتدايي 6
22/2 4 35/3 سيكل 6
0 0 17/6 ديپلم 3
ميزان تحصيلات
5/6 1 0 عالي 0
0/168 ندارد
5/6 1 0 كارگر 0
5/6 1 0 كارمند 0
5/6 1 35/3 شغل آزاد 6
38/9 7 52/9 بيكار 9
شغل
44/4 8 11/8 خانه دار 2
0/052 ندارد
38/9 7 58/8 با والدين 10
55/6 10 41/2 با خانواده 7
نحوه اقامت
اقوام 5/6 1 0 با 0
0/362 ندارد
22/2 4 5/9 ضعيف 1
50 9 64/7 وضعيت اقتصادي متوسط 11
27/8 5 29/4 خوب 5
0/373 ندارد
www.SID.ir
تأثير مراقبت پيگير بر كيفيت زندگي بيماران ... حميدرضا خانكه و همكاران
٦ دوره 4 شماره 15 زمستان 1388 پژوهش پرستاري ٥
جدول 2: بررسي همبستگي متغيرهاي سن، تعداد اعضاي خانواده، دفعات بستري و طول مدت بيماري با امتياز كيفيت زندگي كل در بيماران
اسكيزوفرنيك ترخيص شده از بيمارستان سينا همدان
گروه آماره كيفيت زندگي كل
سطح معناداري r متغير تعداد مقدار
0/002 -0/496 سن 35
0/466 -0/127 تعداد اعضاي خانواده 35
0/113 -0/272 دفعات بستري 35
0/044 -0/345 طول بيماري 35
جدول 3: مقايسه ميانگين كيفيت زندگي بيماران اسكيزوفرنيك ترخيص شده از بيمارستان سينا همدان به تفكيك وضعيت مسكن، تاهل، تحصيلات
و وضعيت اقتصادي خانواده
(p.value) سطح اطمينان F متغير منابع تغييرات درجه آزادي مجموع مربع انحرافات ميانگين مربع انحرافات مقدار
87/03 174/061 بين گروهي 2
93/511 2992/339 درون گروهي 32
0/ مسكن 931 وضعيت
3166/4 كل 34
0/504
313/172 626/345 بين گروهي 2
79/377 2540/055 درون گروهي 32
3/ وضعيت تأهل 945
3166/4 كل 34
0/029
326/017 1304/066 بين گروهي 4
62/078 1826/334 درون گروهي 30
5/ ميزان تحصيلات 252
3166/4 كل 34
0/023
484/65 969/3 بين گروهي 2
68/659 2197/1 درون گروهي 32
7/ وضعيت اقتصادي خانواده 59
3166/4 كل 34
0/003
جدول 4: مقايسه ميانگين كيفيت زندگي كل و ابعاد آن در بيماران اسكيزوفرنيك ترخيص شده از بيمارستان سينا به تفكيك گروه كنترل و آزمون
قبل و بعداز اجراي مدل مراقبت پيگير
مداخله كنترل
قبل بعد قبل بعد
آماره
متغير تعداد ميانگين SD ميانگين SD
معناداري تعداد ميانگين t SD ميانگين SD
معناداري t
0/542 0/622 4/37 14/35 4/38 14/44 18 0/005 -3/289 4/09 17/59 3/52 16/18 روابط بين فردي 17
0/205 1/317 1/62 6/17 1/92 6/44 18 0/332 1 1/47 7/18 1/31 7/29 عملكرد و نقش شغلي 17
0/163 1/458 3/5 16/71 3/80 16/33 18 0/119 -1/649 4/49 17/35 3/42 16/71 وضعيت روان شناختي 17
0/430 0/809 1/4 4/78 1/45 4/89 18 0/055 2/073 1/82 5/06 1/36 4/71 فعاليت عمومي 17
0/172 1/426 10 41/67 10/37 41/94 18 0/138 1/559 10/28 46/65 8/88 44/94 كيفيت زندگي كل 17
جدول 5: مقايسه ميانگين كيفيت زندگي كل و ابعاد آن در بيماران اسكيزوفرنيك ترخيص شده از بيمارستان سينا بين دو گروه مداخله و كنترل قبل و
بعد از اجراي مدل مراقبت پيگير
زمان قبل از اجراي مدل بعد از اجراي مدل
گروه مداخله كنترل مجموع مداخله كنترل مجموع
t df SD تعداد ميانگين SD متغير تعداد ميانگين
سطح
معناداري
t df SD تعداد ميانگين SD تعداد ميانگين
سطح
معناداري
روابط بين
فردي
0/03 -2/272 33 4/37 14/35 18 4/09 17/59 17 0/208 -1/284 33 4/38 14/44 18 3/52 16/18 17
عملكرد و
نقش شغلي
0/062 -1/930 33 1/62 6/17 18 1/47 7/18 17 0/138 -1/522 33 1/92 6/44 18 1/31 7/29 17
وضعيت
روان شناختي
0/366 -0/917 33 3/5 16/71 18 4/49 17/35 17 0/763 -0/304 33 3/80 16/33 18 3/42 16/71 17
فعاليت
عمومي
0/61 -0/515 33 1/4 4/78 18 1/82 5/06 17 0/703 0/385 33 1/45 4/89 18 1/36 4/71 17
كيفيت
زندگي كل
0/156 -1/453 33 10 41/67 18 10/28 46/65 17 0/366 -0/916 33 10/37 41/94 18 8/88 44/94 17
www.SID.ir
تأثير مراقبت پيگير بر كيفيت زندگي بيماران ... حميدرضا خانكه و همكاران
٦ دوره 4 شماره 15 زمستان 1388 پژوهش پرستاري ٦
بحث
نتايج پژوهش حاضر ت أييدكننده اين واقع ي ت است
كه بيماران اسك يزوفرنيك به دل يل داشتن ماه ي ت مزمن
پس از ترخ يص از ب يمارستان نياز به پ يگيري درمان دارند .
در حق يقت اسك يزوفرني يك بيماري پيچيده با نشان ه ه اي
مختلف روان شناخت ي است كه موجب بروز ناتوان ي و
مشكلات عد يده اي در جنب ه هاي مختلف روان ي، اجتماع ي
مي گردد و اغلب بيماران ممكن است تا پايان عمر ني از به
درمان و مراقبت داشته باشند ( 18 ). مراقبت هاي پرستار ي
در منزل از ب يماران اسك يزوفرني باعث مي شود كه فرآ يند
درمان، مراقبت و بازتواني بيماران پس از ترخيص از
بيمارستان به شكل ي منظم، دق يق و علم ي ادامه يابد، ارتباط
بين تيم بهداشت ي درما ني با خانواده و ب يمار را حفظ نموده و
امكان دسترس ي آسان ب يماران اسك يزوفرن را به خدمات
.( بهداشتي و درماني فراهم نمايد ( 14 و 19
نتايج اين پژوهش نشان داد قبل از اجرا ي مداخله
به طو ر ك لي اكثر ب يماران حاضر در ا ي ن پژوهش كمتر از
نيمي از مجموع 126 امت ياز ك يفيت زندگ ي كل را كسب
نموده اند كه نشان دهنده پا يين بودن ك يفي ت زندگ ي
آن هاست. بر اساس نتا يج حاصل از ا ين مطالعه ب ه كارگيري
مدل م راقبت پ يگي ر و ارا ي ه خدمات پرستار ي در منزل
مي تواند به طور محسوس ي ك يفي ت زندگ ي مبتلا ي ان به
اسكيزوفرني مزمن را در تمام ي ابعاد خصوصا روابط ب ين
فردي بهبود بخشد . علاوه بر ا ين ك يفيت زندگ ي واحدها ي
اين پژوهش با افزا يش سن و افزا يش طول مدت ب يمار ي
كاهش معنادار آمار ي يافته است . سارتور يس هم معتقد
است كه اسك يزوفرني زندگ ي فرد مبتلا و خانواده و ي را
مختل مي كند و ب يماران از نگران ي، ناتوا ني، كاهش عملكرد
و ك يفيت زندگ ي پ ايين رنج مي برند ( 20 ) افز ايش سطح
تحصيلات در واحدها ي اين پژوهش با افزا يش معنادار
كيفيت زندگ ي همراه بوده و ك يفيت زندگ ي بيماراني كه از
وضعيت اقتصاد ي ضع يف تري برخوردار بود ه اند به طور قابل
توجهي بالاتر از ب يماراني بوده است كه وضع يت اقتصاد ي
خوبي داشته اند.
اكثر واحده اي اين پژوهش مت أهل بوده و با خانواده
يا والد ين خود زندگ ي مي كرده اند و م يانگين ك يفيت زندگ ي
بيماران مطلقه به طور معنادار ي از ب يماران مجرد و مت أهل
پايين تر بوده است . لانكون و تام ي در تحق يقي نشان دادند
كه ك يفيت زندگ ي بيماران اسك يزوفرنيكي كه با افراد
خانواده و همسرشان در منزل زندگ ي مي كردند بهتر بود
21 ). بيكر 1 بيان مي كند كه ب يماران مبتلا به اسك يزوفرنيا )
به و يژه مردان تما يل به ازدواج ندارند و دو سوم آن ها بعد
از اولين حمله در كنار خانواده مي مانند و بار عظيم
مشكلات آنان بر خانواده سنگ يني مي كند ( 22 ). در اي ن
پژوهش نيز درصد بالا يي از ب يم اران، مجرد ي ا مطلقه
بوده اند.
از مشكلات عمده در اسكيزوفرنيا، عود بيماري و
ازكارافتادگي است ( 23 ). حدود هفتاد و پنج درصد از افراد
.( مبتلا به اسكيزوفرني شديد از كار افتاده و بيكارند ( 8
ميانگين دفعات بستري واحدهاي اين پژوهش نيز
نشان دهنده سوابق عود ب يمار ي و بست ري ه اي مكرر در
بيمارستان قبل از اجرا ي مدل مراقبت پ يگي ر بوده است .
علاوه بر ا ين بررس ي توز يع شغل در ا ين تحق يق نشان داد
كه درصد بالايي از واحدهاي پژوهش بيكار بودند و
سرپرستي خانواد ه به عهده پدر ي ا همسرشان بوده اما
ميانگين ك يفيت زندگ ي بيماران با دفعات بستر ي و ع ملكرد
شغلي آنان در ا ين پژوهش ارتبا ط معنادار آمار ي نشان
نداده است.
البته ش ايان ذكر است كه در طول دوره سه ماهه
اجراي مدل مراقبت پ يگير هم تنها يكي از ب يماران گروه
مداخله به دل ي ل بروز وضع يت حاد ن ي از به بستر ي در
بيمارستان پيدا نموده و از روند پژوهش خارج گرد يد. بر اي
نتيجه گيري دقيق تر لازم است اين مدل به مدت
طولاني تر ي ار اي ه و نتا يج آن بر م ي زان عود و دفعات
بستري بررسي شود. همچنان كه چن و يانگ 2 در
پژوهشي كه روي 57 بيمار مبتلا به اسكيزوفرنيا انجام
دادند دريافتند كه بين علا ي م مثبت بيماري و شاخص
خوب بودن مراقبت كنندگان ارتباط معن اداري وجود دارد و
كيفيت زندگي فرد مبتلا تحت تأثير دانش و آگاهي
مراقبت كنندگان در مورد اسكيزوفرنيا و عقايد آنان در مورد
علل بيماري قرار دارد و پيشنهاد كردند كه ارا ي ه كنندگان
خدمات بهداشتي بايد در مرود وضعيت رواني بيماران به
مراقبت كنندگان آنان آموزش دهند تا از اثرات منفي آن بر
بيمار و مراقبت دهنده كاسته شود ( 24 ). بو ير 3 نيز معتفد
1 - Baker
2 - Chen & Yang
3 - Boyer
www.SID.ir
تأثير مراقبت پيگير بر كيفيت زندگي بيماران ... حميدرضا خانكه و همكاران
٦ دوره 4 شماره 15 زمستان 1388 پژوهش پرستاري ٧
است كه عدم اتصال مددجو يان به خدمات درمان ي و
پيگيري درمان باعث افزا يش عود و بستر ي به م يزان 22 تا
%90 مي شود ( 25 ) اسدي نوقا بي نيز احتمال بستر ي شدن
مجدد را ضمن دو سال پس از ترخ يص متعاقب اول ين دوره
40 % عنوان كرده است ( 26 ). احمد ي - بستري شدن را 60
تأثير مدل مراقبت پ يگير را در كنترل ب يماران مزمن عروق
كرونري بررس ي نموده و نت يجه گرفته است كه ب ه كارگيري
اين مدل در مدت سه ماه پ يگيري بر شاخص هاي متعدد ي
چون دفعات بستر ي، روند فعال يت و يزي ت پزشك معالج،
سطح چر بي خون، اصلاح رژ يم غذ ايي، دفعات استفاده از
قرص نيتروگليسرين زيرزباني و ك يفيت زندگ ي اين بيماران
مؤثر بوده است ( 13 ). يافته هاي به دست آمده از تحق ي ق
حاضر به نوع ي نشان دهنده تفاوت تأثير اي ن مدل بر
كيفيت زندگ ي بيماران اسك يزوفرنيك در مدت سه ماه
پيگيري مي باشد چر ا كه ك يفيت زندگ ي كل پس از سه ماه
پيگيري در ب يماران اسك يزوفرنيك شركت كننده در ا ي ن
پژوهش افز ايش معنادار آمار ي نداشته است در حال ي كه
بعد روابط ب ين فرد ي كه يك ي از ابعاد اصل ي پرسشنامه
كيفيت زندگ ي هاينريچ مي باشد، افزا يش معن ادار آمار ي
نشان مي دهد كه در مقايسه با نتايج تحقيق رودنيك 1 و
همكاران روي 58 بيمار مبتلا به اسكيزوفرنيا كه در منزل
مراقبت مي شدند كه نشان داده بود بين علا ي م منفي با
ابعاد كيفيت زندگي و فعالي ت هاي روزانه ارتباط معكوس
وجود دارد ولي حماي ت ه اي اجتماعي تأثير ي در كيفيت
زندگي بيم اران مورد مطالعه آنان نداشته است ( 26 )، د ر بعد
روابط بين فردي كيفيت زندگي هم خواني ندارد و علي رغم
اينكه ميانگين و انحراف معيار كيفيت زندگي كل و
امتيازات سه بعد از ابعاد چهارگانه مورد نظر اين مطالعه
بين دو گروه مداخله و كنترل اختلاف معنادار آماري نشان
نداده است اما ميانگين و انحراف معيار امتيازات مربوط به
عملكرد و نقش شغلي، وضعيت روان شناختي و فعاليت
عمومي به طور واضحي پس از انجام مداخله در گروه
آزمون افزايش يافت ه اند در حالي كه در گروه كنترل تغيير
محسوسي در امتيازات كسب شده قبل و بعد از اجراي
مدل مشاهده نمي شود.
قوامي تأثير مدل مراقبت پ يگير را بر ك يفيت زندگ ي
بيماران د يابتي بررسي كرد و نت يجه گرفت كه اجرا ي مدل
1 - Rudnick
مراقبت پيگير به مدت سه م اه بر ك يفي ت زندگ ي اي ن
بيماران تأثير مثبت داشته است ( 28 ). بنابر اين مي توان به
اين نت يجه رس يد كه اجرا ي مدل مراقبت پ يگير در ب يماران
رواني مزمن خصوصاً اسك يزوفرنيا نسبت به ب يمار ي ه اي
جسمي مزمن د يرتر پاسخ مي دهد و برا ي رس يدن به نت يجه
مطلوب ب ايد زمان اجرا ي مدل طولان ي تر باشد . همچنان
كه در تحق يق خانكه و همكاران تأثير آموزش و پيگي ري
بر توان خودمراقبت ي، شدت علا يم و طول مدت بستر ي
مددجويان اسك يزوفرنيك مزمن بر روي 30 بيمار به مدت
شش ماه بررس ي گرد يد و نت يجه گرفته شد كه اجرا ي طرح
ترخيص و پ يگيري بيماران اسك يزوفرنيك مزمن به مدت
طولاني بر دفعات عود، شدت علا يم، توان خودمراقبت ي و
مدت بستر ي بيماران مؤ ثر است ( 5) و ويرسما 2 و
همكارانش نيز كه در پژوهش خود ت أثير درمان هاي
تركيبي را با تأثير درم ان هاي رايج بر كيفيت زندگي و نقش
و عملكرد 63 بيمار اسكيزوفرنيك را پس از نه ماه مداخله
بررسي نمودند، گزارش كرد ه اند كه كيفيت زندگي ب ه
خصوص در بعد عملكرد اجتماعي در گروهي كه تحت
درمان تركيبي بود ه اند، بهبود قابل توجهي داش ته است .
29 ) اشميت 3 و همكارانش نيز معتقدند كيفيت )
مراقبت ه اي فردي و وضعيت روان شناختي بيشترين و
مهم ترين تأثير را بر ارزيابي كيفيت زندگي دارد ( 30 ) كه با
نتايج به دست آمده اين مطالعه تأ ييد مي كنيم كه با
افزايش كيفيت مراقيت و استمر ار آن در منزل و جامعه
مي توان تأثير بيشتري بر كيفيت زندگي بيماران
اسكيزوفرنيك گذاشت.
نتيجه گيري
يافته هاي اين مطالعه و ساير مطالعات مشابه بي انگر
اين است مراقبت پ يگير پرستاري در منزل پس از ترخ يص
مي تواند ضمن بهبود ك يفيت زندگ ي بيماران روان ي مزمن
زمينه را برا ي كاهش دفعات بستر ي ايشان نيز فراهم آورد .
مطالعه حاضر نشان داد اجر اي الگو ي مراقبت پ يگي ر در
مدت زمان سه ماهه ا ين پژوهش ، مي تواند ك يفيت زندگ ي
كل در ب يماران اسك يزوفرنيك را بهبود بخشد . هر چند ا ي ن
افزايش از نظر آمار ي نبوده و لي به ه يچ عنوان از فوا ي د و
2 - Wiersma
3 - Schmidt
www.SID.ir
تأثير مراقبت پيگير بر كيفيت زندگي بيماران ... حميدرضا خانكه و همكاران
٦ دوره 4 شماره 15 زمستان 1388 پژوهش پرستاري ٨
محاسن اين مدل ن مي كاهد و تنها نشان دهنده تفاوت تأثير
آن در ب يماران مزمن جسم ي با روان ي است . با توجه به اي ن
كه مدل مراقبت پ يگير در ا ين مطالعه بر بعد روابط ب ين
فردي در گروه آزمون تأثير معنادار داشته، مدت اجرا فقط
سه ماه بوده و اجرا ي مدل در م ي انگين ك يفي ت زندگ ي و
ابعاد آن در گروه آزمون نسبت به گروه كنترل تأثير داشته
(هر چند اين تأثير در سطح معنادار ي نبوده است ) مي توان
انتظار داشت كه در صورت تداوم اجرا ي آن به مدت
طولاني تر، نت ايج مناسب تر ي در ب يماران اسك يزوفرنيك
حاصل شود.
بر اساس نتايج حاصل از اين مطالعه و ساير
تحقيقات مشابه پيشنهاد مي شود در مراكز درماني
توانبخشي روان برنامه پ يگيري و ارايه خدمات پيگي ر پس
از ترخ يص بر اساس مدل مذكور اجرا گردد . از طرف ي از
آنجايي كه خدمات پ يگير منجر به بهبود ك يفي ت زندگ ي
مددجويان شده است پ يشنهاد مي شود مطالعا تي مشابه با
پيگيري طولاني تر از 3 ماه طراحي و اجرا گردد.
تشكر و قدرداني
محققين برخود لازم مي دانند از مشاركت ب يماران ،
خانواده ها، پرسنل و مس ؤولين بيمارستان سينا همدان تشكر
نمايند. همچنين از همكار ي و حم ايت هاي معاونت محترم
پژوهشي دانشگاه علوم بهزيستي سپاسگزارند.
منابع
1 - Carson R C. et al. Abnormal Psychology and model Life. 10th edition. Longman Co. 1998, pp: 444-483.
2 - Seyed Bagher Maddah S. The basic new viopointsand theories hn rehabilitation nursing.2003;153.
3 - Kaplan H , Saddock V, Dars Azmoon Ravanpezeshki, tarjome: Mohsenifar, Setareh & Farhoudian,
Ali. Entesharat Baraye Farda. 20011. PP:95-109.
4 - Gee L, Pearce E and Jackson M. Quality of Life in Schizophrenia: A grounded Theory Approach,
health and quality of life outcomes, nursing psychiatry. 2003.;161:223-231.
5 - Khankeh, H.R. Effect of education and follow up (discharge planning) on self care ability,
symptoms and hospital stay of chronic Schizophrenics in Razy hospital, Tehran. Rehabilitation /
Welfare University. 2007.
6 - Nourbala A.A, Bagheri Yazdi M.K. Seyyed Abbas et al. Appearance of Iranian mental healt.
Tehran. Moallef Co. 2000.
7 - Nazeri S. Effect of discharge planning on treatment on Schizophrenic patients Razy hospital
Tehran. [Dissertation] Rehabilitation / Welfare University. 2001.
8 - Kaplan Harold A va Saddock Benyamin G va Virginia, Dastnameh Jibi Ravanpezeshki Balini.
Entesharat Arjmand. Tehran. 2007.
9 - Herbert Y, Meltzer MD, Douglas D, Bond PR. Quality of life in Schizophrenia: Importance for
psychopharmacology research and practice. Quality of life newsletter. 2002;29:8-9.
10 - Schultzer A A , Winstead Fry P. Predictors of quality of life in rural patients with cancer. Cancer
Nursing. 2001; 24(1): 12-19 .
11 - Hesam zadeh A. Comparative survey of quality of life in elder of house resident and shahr Tehran.
[Thesis] Rehabilitation / Welfare University 2002. PP:2-10.
12 - Shahandeh, H. Survey of quality of life in patients of spinal cord injury. [Thesis] Rehabilitation /
Welfare University Tehran. 2001.
13 - Ahmadi, F. Designing of Follow up care model for patients of coronary artery disease
[Dissertation] Tarbiat Modarres university, Tehran. 2001.
14 - Mohr WK. Psychiatric mental health nursing. Loppincott-Williams and Wilkins. 1st pub.
2005:116-213-656 .
15 - Sherli, M Glinn Partnership of family in mental health services translated by: Arasteh Modabber,
Malakooti Seyyed Kazem. Rehabilitation / Welfare University, Tehran. 2001.
16 - Dalvandi A. Rehabilitation in patient of schizophrenic in family. Rehabilitation / Welfare
University. Tehran. 2001.
17 - Asadollahi G.A. Abbasalizadeh A. Guideline for family have a schizophrenia patient. Esfahan
Rehabilitation / Welfare University. 1991. P. 183-193.
18 - Gozaresh behdasht jahani salamat raven darki no omidi no. Tarjome: Fattah zadeh Amir va
digaran. Moassese farhangi Ebn sina. 2001. P. 96-99.
www.SID.ir
تأثير مراقبت پيگير بر كيفيت زندگي بيماران ... حميدرضا خانكه و همكاران
٦ دوره 4 شماره 15 زمستان 1388 پژوهش پرستاري ٩
19 - Carson VB , Arnold EN. Mental Health Nursing: The Nurse – Patient Journey. Saunders. 2000;
521-523&1151-59.
20 - Sartorius N. Fighting schizophrenia and its stigma. A new world Psychiatric Association education
programme. British journal of psychiatry. 1997; 170-297.
21 - Lancon C, Toumi M, Launois R, Auquier P, et al. Evaluation of quality of life of schizophrenic patients:
validation of the brief version of the quality of life interview. Research article. 2000; 26(4): 11-16.
22 - Baker C. The development of the self care ability to detect early signs of relapse among
individuals who have schizophrenia. Arch. Psychiatric Nursing. Oct 1995; 9(5): 261-268.
23 - Fadaee, F. The need of rehabilitation clinics for chronic mental patients and mental health nurses.
Rehabilitation / Welfare University. 2001.
24 - Chen PS, Yang YK, Liao YC, Lee YD. et al. The Psychological well-being and associated factors of
caregivers of outpatients with schizophrenia in Taiwan. Psychiatry Clin Neurosci. 2004; 58(6): 600-5.
25 - Boyer CA. et al. Identifying risk factor and key strategies in linkage to out patient psychiatric care.
The American journal of psychiatry. 2000; 157(10).
26 - Asadi noghabi Ahmad, Keyghobadi Seyfollah. Ravanparastari behdasht raven 2. Entesharat
Boshra. Tehran. 2000. P. 67-72.
27 - Rudnick A, Psych M, Kavetz SH. The relation of social support seeking to quality of life in
schizophrenia. Journal of Nervous & Mental Disease. 2001; 189(4): 258-262.
28 - Ghavami, H. Effect of follow up care model on quality of life of diabetic patients [Thesis] Tarbiat
Modarres University, Tehran. 2004. P. 22-25.
29 - Wiersma D, Jenner JA, Nienhuis FJ, Willige G. Hallucination focused interactive treatment improves
quality of life in schizophrenia patients. Acta Psychiatrica Scandinavia. 2004; 109(3): 194-201.
30 - Schmidt K, Staupendah A, Vollmceller W. Quality of life of Schizophrenic psychiatric outpatients
as a criterion for treatment planning in psychiatric institutions. Int J Soc Psychiatry. 2004;50(3):265-73.
www.SID.ir
تأثير مراقبت پيگير بر كيفيت زندگي بيماران ... حميدرضا خانكه و همكاران
٧ دوره 4 شماره 15 زمستان 1388 پژوهش پرستاري ٠
Evaluating the effect of Continuous Care on quality of life in
discharged schizophrenic patients from Sina educational
and medical center, Hamedan
Khankeh1 HR (Ph.D) - Anjomaniyan2 V (MSc.) - Ahmadi3 F (Ph.D) - Fallahi Khoshknab4 M
(Ph.D) - Rahghozar5 M (Ph.D) - Ranjbar6 M (MA.).
Introduction: Considering chronic nature of schizophrenia and failure of current
plans, developing an effective continuous care model is needed. One of the methods
to promote quality of life is applying continues care nursing model. The present study
aimed at evaluating the effects of continuous care model on quality of life of
schizophrenic patients in Hamadan.
Methods: All 36 patients have been selected based on inclusion criteria (census),
and divided randomly in two similar control and interventional groups of research. The
data gathered from demographic, (QLS: α=0.81) questionnaires and control check list
(α=0.92). The orientation and sensitivization phases of the model applied on the
interventional group in the hospital (6 sessions of education, A quasi-experimental
study was conducted with a sample of 36 schizophrenic patients. They have been drawn
from Sina Hospital, among 89 patients who fulfilled the inclusion criteria. The
participants were allocated to two groups of control and intervention through simple
random allocation. Data were collected using questionnaires of Heinrich Quality of Life
and self-control check list. Continuous care model was applied for intervention group
through orientation and sensitivization (six educational sessions: two times a week) in
hospitals, then control and evaluation (6 home visits: two times a week) at their home.
Data were analyzed using independent T-test, paired T-test and analysis of variance.
Results: There was no significant difference between quality of life mean scores
of two groups prior to the intervention (P>0.05). After the intervention, mean score of
quality of life in interpersonal relationship was significantly different (P=0.03) but
Independent T-test didn’t show any significant differences between groups in spite of
increased scores of quality of life and its dimensions in intervention group (P>0.05).
Conclusion: The study demonstrated the effect of continuous care model on
interpersonal relationship. Since improving interpersonal relationship is the most
important aim of care for chronic patients, and it could consequently have an effect on
other dimensions of quality of life, using the model could improve total quality of life and
other dimensions. Results of present study and similar studies illustrate the necessity of
providing nursing care after discharge for chronically ill patients. It could decrease the
relapse rate and hospitalization, besides valuable impact on their quality of life.
Key words: Continuous care model, Quality of Life, Schizophrenia
1 - Corresponding Author: Assistant Professor, Nursing Department, University of Social Welfare and
Rehabilitation Sciences, Tehran
e-mail: hrkhankeh@hotmail
2 - MSc. Nursing Department, University of Social Welfare and Rehabilitation Sciences
3 - Associate Professor, Tarbiat Modares University, Tehran, Iran
4 - Assistant Professor, Nursing Department, University of Social Welfare and Rehabilitation Sciences
5 - Assistant Professor, Department, University of Social Welfare and Rehabilitation Sciences
6 - MSc. Psychology Department, University of Social Welfare and Rehabilitation Sciences
www.SID.ir
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم بهمن 1389ساعت   توسط محمدرضا هاشمی اصل (کاردرمان) | 

مقدمه:

تعريف آزمون : آزمون وسیله ای است عینی و استاندارد شده كه برای اندازه گیری نمونه ای از رفتار یا خصایص آدمی به كار می رود. در این تعریف ، مراد از عینی آن است كه روش اجرا ، نمره دادن و تعبیر و تفسیر نتایج آزمون براساس قواعدی معین و مشخص صورت می گیرد و قضاوت و نظر شخصی در آنها بی تاثیر است. برای هر آزمون دستورالعمل خاصی در مورد نحوه اجرا ، طول مدت آزمایش، دستورهای شفاهی و نحوه ارائه مثالها و روش تفسیر نمره ها تهیه می شود.

اصطلاح استاندارد شده بدین معناست كه آزمون قبلا در مورد گروه نمونه ای از افراد مورد نظر در بوته آزمایش گذاشته شده و نتایج پژوهشهای مربوط به آن از راه روشهای آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و روایی و اعتبار آن تعیین شده است . یك فرد میتواند نمونه هایی از توانایی وی را در حل مسایل ، محاسبات كمی و یا استدلال ریاضی مورد مطالعه قرار دهد.

معرف بودن محتوای آزمون و قدرت تشخیص و پیش بینی آن بسته به این است كه ماهیت و تعداد پرسشهای آزمون با چه دقتی از میآن پرسشهای ممكن انتخاب شده و تا چه اندازه نمونه های واقعی رفتار مورد نظر را مورد سنجش قرار می دهد. به عنوان مثال ، هرگاه در یك تحقیق معلوم شود كه بین نمره هایی كه گروهی از آزمودنیها با پاسخ دادن به پرسشهای یك آزمون استعداد فنی به دست می آورند و میزان موفقیت آنآن در مشاغل فنی همبستگی معنی دار و جود دارد،‌ در این صورت گفته میشود كه آزمون مذكور دارای قدرت تشخیص و پیش بینی است. به همین دلیل است كه گفته می شود مواد آزمون ها باید با رفتارهای مورد پیش بینی مشابهت داشته باشند.)

نتایج آزمونی كه براساس عوامل فرهنگی حاكم بر جوامع غرب استاندار شده است نمی تواند در مورد كودكان و نوجوانان ایرانی از اعتبار و روایی كافی برخودار باشد، مگر اینكه پرسشهای آن با شرایط فرهنگی ایران تطبیق داده شود و بررسیها و تحلیل های آماری لازم در مورد نتایج حاصل از اجرای آزمون در باره گروههای نمونه ای از كودكان و نوجوانان ایرانی آنجام گیرد.



تعریف آزمون روانی :

باتوجه به تعداد و تنوع آزمون های روانی ابداع شده از آغاز قرن بیستم تا كنون ارائه تعریفی كه بتواند به طور جامع و مانع همه آنها را اعم از آزمون های استعداد ، شخصیت، یادگیری و... در بر گیرد كاری دشوار مینماید .

به طور مثال برخی در تعریف آزمون به سنجش استعداد ها و برخی دیگر به ارزشیابی صفات شخصیت توجه كرده اند . از بین تعاریف موجود آنهایی كه سنجش رفتار را اساس تعریف خود قرار داده اند ، قانع كننده تر و تعمیم یافته تر جلوه می نمایند . اناستاز ی در آمریكا و پیشو در اروپا از زمره این افرادند . آناستازی در كتاب (( روان آزمایی )) می نویسد:

(( آزمون روانی وسیله ای است عینی و هنجار شده ( كه ) برای اندازه گیری نمونه ای از رفتار به كار برده می شود )). پیشو نیز تعریفی كم و بیش مشابه دارد . او در كتاب (( آزمون های روانی )) می نویسد . آزمون عبارت است از (( یك موقعیت آزمایشی هنجار شده كه به عنوان محرك برای دریافت یك رفتار مشخص مورد استفاده قرار می گیرد .))

در این تعاریف با اینكه یكی آن را وسیله و دیگری آن را موقعیت در نظرگرفته اند سه ویژگی مهم به شرح زیر دیده می شود .



نخست این كه آزمون پدیده ایست عینی كه آن را برای اندازگیری توانایی افراد به كار می بردند. منظور از عینیت آزمون مشخص بودن دقیق محتوای سئوالات ، حوزه های سنجش ، شیوه اجرا و نمره گذاری است . در هر آزمون زمآن اجرا ، دستور العمل های شفاهی ، مثال ها برای پاسخ به سئوالات به خوبی مشخص می شوند تا نظر شخصی اجراكنندگان در آنها دخالت نداشته باشد.



دوم این كه مقصود از هنجار شده آن است كه آزمون قبلا درباره گروه نمونه ای از افراد مورد نظر اجرا شده و نتایج آن به صورت تابلوهای عددی ارائه شود . این تابلوها مبنای قضاوت نمرات خام افرادی قرار می گیرند كه در آینده می بایست به آزمون مورد نظر پاسخ دهند . در هنجاریابی آزمون ها اعمال دیگری از جمله بررسی روائی و اعتبار آزمون آنجام می شود و ضریب دشواری و تشخیص سئوالات آنها تعیین می گردد . این اعمال كه به كمك فرمول ها و محاسبات آماری آنجام می شوند امكان مقایسه آزمون ها را با یكدیگر فراهم می سازند .



سوم این كه آزمون های روانی به اندازه گیری (( نمونه ای از رفتار )) آزمودنی ها می پردازند. نمونه های رفتاری می بایست معرف كل رفتار باشندتا معتبر شناخته شوند. توان تشخیص و بیش بینی ، دو صفت ممیزه آزمون های روانی اند به گونه ای كه بر اساس آنها می توان قضاوت نمود ، مثلا فلآن آزمون بهتر از آزمون دیگر ساخته شده است .





نگاهي كلي بر آزمون ها :

منظور از تشخیص ، قدرت آزمون در طبقه بندی افراد از نظر تفاوت های فردی ، امراض روانی ، صفات شخصیتی و یا ویژگی های وابسته به سن و جنسیت است . مراد از پیش بینی ، بیان این واقعیت است كه تا چه اندازه می توان بر بنیاد پاسخ های فعلی افراد به آزمون حد پیشرفت یا كارایی آنها را در آینده نزدیك یا دور بر آورد كرد؟ گرچه همه آزمون ها را می توان هم به منظور تشخیص و هم به منظور پیش بینی ، به كار برد لكن برخی از آنها بیشتر به منظور تشخیص به كار برده می شوند تا پیش بینی . به طور مثال اكثر آزمون های فر افكن از جمله آزمون رورشاخ و آزمون T.A.T ، همچنین بعضی از پرسشنامه های شخصیتی از جمله M.MPI . بیشتر برای تشخیص در محیط های بالینی یا كلینیك های راهنمایی و مشاوره مورد استفاده قرار می گیرند. به كاربردن این آزمون هادر جریآن ابتلای افرادبه اختلالات روانی به روان شناس اجازه می دهد كه نوع و درجه اختلال را در نزد آنها تعیین كند و بعد از بهبودی نشان خواهد داد كه درمان تا چه حد موفق بوده است.



ارزیابی شخصیت، موضوعی است که افراد زیادی را مجذوب خود می‌کند، تا بدان‌جا که هزاران آزمون شخصیت وجود دارد و صدها کتاب درباره آن نوشته شده است. ما دائما در حال ارزیابی غیررسمی شخصیت هستیم. در انتخاب دوست، شناخت همکاران آینده، انتخاب داوطلبان مشاغل سیاسی و انتخاب همسر. برداشت‌های اولیه ما ممکن است تحت تأثیر یک جنبه خاص قرار بگیرد. این گرایش به سوگیری در قضاوت را "اثر هاله‌ای" می‌نامند. گاهی برداشت اولیه ما ممکن است تحت تأثیر تصور قالبی ما از ویژگی‌های منتسب به گروه خاصی قرار بگیرد که شخص به آن تعلق دارد. گاهی هم شخصی که مورد ارزیابی قرار می‌گیرد "حفظ ظاهر" می‌کند. بنا به این دلایل و شواهد دیگر، ارزیابی غیررسمی از دیگران ممکن است به خطا برود. در بسیاری موارد باید ارزیابی عینی‌تری از شخصیت صورت گیرد که عاری از سوگیری باشد.

شناخت عینی جنبه‌های غیرشناختی افراد فایده عملی بسیار زیادی دارد. این جنبه‌ها تا اندازه‌ای بازده استعدادهای ذهنی را تعیین می‌کنند و توصیف رفتار انسان در موقعیت‌های متغیر زندگی را نیز امکان‌پذیر می‌سازند. این جنبه‌ها مخصوصا باید در راهنمایی شغلی و راهنمایی تحصیلی به حساب آیند؛ چیزی که اغلب به دست فراموشی سپرده می‌شود. در واقع نوع فعالیت انسان هرچه باشد، کل وجود او در انجام آن دخالت می‌کند. بنابراین اگر در سازگاری فرد با فعالیت‌های شغلی، تنها استعدادهای ذهنی و توانایی‌های جسمی او را در نظر بگیرند، کاری نادرست و غیرعلمی خواهد بود. شناخت شخصیت در بسیاری از موارد موجب روشن شدن علل بیماری‌های روانی، چگونگی گسترش و تجلیات آنها می‌شود. به همین دلیل آزمون‌های شخصیت در کلینیک‌های روان‌پزشکی کاربرد فراوانی دارد. ارزیابی شخصیت یک بزهکار می‌تواند علل بزهکاری را روشن سازد و سازگاری مجدد او را آسان‌تر کند. بنابراین، برای قضاوت درباره انواع مختلف بزهکاران می‌توان از آزمون‌های شخصیت بهره گرفت.

آزمون‌های شخصیت اساسا برای سنجش "رفتار نوعی" به‌کار می‌روند. این اصطلاح در اصل از نظریه روان‌شناسان رفتارگرا که به رفتارهای آشکار و قابل مشاهده توجه دارند گرفته شده است. دیدگاه رفتارگرایی برای سنجش خصایص شخصیتی محدودیت‌هایی دارد. استفاده از دیدگاه روان‌شناسی پدیدارنگر موجب می‌شود که شخصیت آدمی بهتر شناخته شود. در روان‌شناسی پدیدارنگر، این مطلب مورد توجه قرار می‌گیرد که جهان در چشم شخص چگونه جلوه‌گر می‌شود و او دنیای شخصی خود را چگونه می‌بیند. اصطلاحاتی مانند خودانگاره، احساس دشمنی و نگرش نسبت به مقام و قدرت، به ادراک‌ها و واکنش‌هایی که در درون شخص روی می‌دهد اطلاق می‌شود. بر این اساس گفته می‌شود که بحران‌های سازگاری بیشتر به ادراک فرد از رویدادها بستگی دارند تا به خود رویدادها. طرفداران مکتب صفات شخصیت به این مقوله از منظر دیگری می‌نگرند. آنان ضمن تأکید بر تفاوت‌های فردی در صفات شخصیتی، به طبقه‌بندی افراد بر اساس برخی از صفات مشترک معتقدند. به نظر روان‌شناسان مکتب صفات شخصیت، هر چند الگوی صفات شخصیتی هر فرد متمایز از دیگران است، در بعضی موارد نیز وجوه اشتراک مقایسه‌پذیر بین افراد وجود دارد. بنابراین، تفاوت‌های فردی را می‌توان به عنوان پراکندگی یا تغییرپذیری تعدادی از صفات و خصایص اساسی شخصیت آدمی تلقی کرد. بدین‌ترتیب تفاوت در دیدگاه روان‌شناسان نسبت به شخصیت باعث شده که آزمون‌های گوناگونی برای ارزیابی شخصیت ساخته شوند. می‌توان آزمون‌های شخصیت را به دو طبقه عمده تقسیم کرد:



پرسش‌نامه‌ها یا آزمون‌های عینی شخصیت

آزمون‌های فرافکن



آزمون‌های عینی شخصیت:



در تحقیقات و سنجش شخصیت، از آزمون‌های عینی کاغذ و قلمی، زیاد استفاده می‌شود. این آزمون‌ها باعث صرفه‌جویی در وقت روان‌شناسان می‌شوند. در این آزمون‌ها مراجعان پس از شنیدن دستورالعمل‌های اولیه خودشان به پرسش‌ها پاسخ می‌دهند بدون اینکه در حین اجرای آزمون تعاملی با روان‌شناسان داشته باشند. سپس با پر شدن پاسخ‌نامه‌ها، آنها را برای تحلیل رایانه‌ای، به رایانه می‌سپارند.

پرسش‌نامه‌ها ممکن است طوری طراحی شوند که یک بعد از شخصیت(مانند سطح اضطراب) و یا به‌طور همزمان چندین صفت شخصیت را اندازه‌گیری کنند. از مشهورترین پرسش‌نامه‌های شخصیتی می‌توان، پرسش‌نامه چندوجهی مینه‌سوتا را نام برد. این پرسش‌نامه از 550 جمله ساخته شده که مجموعه وسیعی از رفتارها، افکار و احساس‌ها را وارسی می‌کند. پاسخ‌های شخص بر اساس همخوانی آنها با پاسخ‌های افرادی که مشکلات و اختلالات مختلف روانی داشته‌اند نمره‌گذاری می‌شود. این آزمون جهت کمک به متخصصین بالینی برای تشخیص اختلالات شخصیت ساخته شد.

از انواع دیگر آزمون‌های عینی شخصیت، می‌توان پرسش‌نامه شخصیتی آیزنک و سنخ‌نمای مایرز – بریگز را نام برد.



آزمون‌های فرافکن :

بسیاری از روان‌شناسان، از جمله آنها که گرایش روان‌پویشی دارند، در سنجش شخصیت آدمی، فرضیه فرافکنی را مطرح کرده‌اند. بر اساس این فرضیه، هنگامی که محرک‌های مبهم، نظیر شکل‌های لکه جوهر، به آزمودنی ارائه می‌شود، محدودیت‌های واقعیت به حداقل می‌رسد، فرایندهای تخیلی ترغیب شده و فرصت نمایان شدن تعارضات ناهشیار به حداکثر می‌رسد. از پرمصرف‌ترین آزمون‌های فرافکن می‌توان دو آزمون رورشاخ و آزمون اندریافت موضوع را نام برد.



آزمون رورشاخ :

رورشاخ يك آزمون فرافكن ساختاري است .

هدف رورشاخ سنجش ساختار شخصيتي درمانجو است .كه بر۲اصل تاكيد دارد

۱- سازماندهي شناختي :يعني تجارب خود را چگونه سازمان دهيم.

۲- تصوير سازي ذهني از موضوع :يعني اين تجارب ادراك شده برايش چه معنايي دارد .



فرضيه هاي رورشاخ :

طبق فرضيه اصلي رورشاخ ،محرك محيطي بوسيله نيازها، انگيزه ها،تعارض هاو آمايه هاي اداركي (يعني فرد آماده چه چيزي را درك كند)مشخص و سازمان داده مي شود

اولين نظري كه تفسير رورشاخ برآن مبتني ،نحوه ي پاسخ دادن افراد به رورشاخ كه معرف چگونگي برخورد آنان با ساير موقعيت هاي مهم است.

اين چگونگي برخورد با ساير موقعيت ها مستلزم :

۱- سازمان دادن

۲- قضاوت كردن



نمره گذاري رورشاخ :

شيوه نمره گذاري رورشاخ به اين صورت است كه پس از آن پاسخ ها ارائه و ثبت شد پاسخ ها برحسب چهار مقوله كلي نمره گذاري مي شود :

۱- محل ادراك:آن سطحي كه آزمدني به آن توجه كرده است .

۲- تعيين كننده ها : خصايص معيني از لكه هستند كه براي ساختن پاسخ ها توسط آزمودني مورد استفاده قرار مي گيرند

۳- محتوا :طبقه كلي اشيا يا مواردي است كه پاسخ به آنها تعلق مي گيرد .

۴- پاسخ هاي رايج : p آن دسته از پاسخ هايي است كه توسط اكثر افراد به كارت داه مي شود .



استفاده از رورشاخ به آگاهي كامل از:

نظام نمره گذاري

تجربه باليني

دانش كافي



آسيب شناسي رواني :

نظام رايج در نمره گذاري رورشاخ شامل :نظام بك، نظام كلاپ فر و نظام جامع اكسنر است .

نظام اكسنر دقيق ترين و جامع ترين نظام نمره گذاري رورشاخ است تا جايي كه نظام جامع لقب گرفته است .و در اين نظام روايي يابي تجربي صورت گرفته است .

اعتبارو روايي رورشاخ :

رورشاخ بعداز وكسلر در بين متداول ترين رتبه دوم را در دهه هاي ۱۹۴۰و۱۹۵۰ داشت.

بطوريكه در آن زمان رورشاخ با روانشناسي باليني مترادف بود.

رورشاخ از روايي و اعتبار مناسبي برخودار است . كه مي توان آن را با MMPI و تقريبا با وكسلر مقايسه كرد .



آزمون رورشاخ که یکی از انواع آزمون‌های فرافکن است، توسط هرمن رورشاخ روان‌پزشک سوئیسی ابداع شد. این آزمون شامل ده "لکه جوهر" است که برخی از آنها رنگی، برخی سیاه، خاکستری و سفید هستند و هر یک روی کارت جداگانه‌ای قرار دارند. دلیل انتخاب لکه‌های جوهر توسط رورشاخ به این جهت بود که این لکه‌ها نشانگر چیز خاصی نیستند. در نتیجه اشخاص مجبور می‌شوند چیزی را در آنها "ببینند" و در جریان این دیدن، افکار و احساسات خودشان را بر روی لکه‌های جوهر فرافکنی نمایند. او لکه‌های جوهر آزمونش را با چکاندن جوهر در وسط یک تکه کاغذ و سپس تا کردن آن کاغذ می‌ساخت. تا کردن کاغذ باعث پخش شدن جوهر به شکلی متقارن می‌شد، اما رورشاخ شکل و رنگ و ترتیب ارایه لکه‌ها را بر یک رشته دلایل نظری استوار کرده بود. برای مثال آزمون را با لکه تمام مشکی یا نسبتا ساده شروع می‌کرد که افراد معمولا آن را شبیه خفاش یا پروانه می‌دیدند، سپس کارت دوم را نشان می‌داد که بخش‌های قرمز رنگی داشت. فرض او بر این بود که رنگ قرمز موجب می‌شود آزمودنی حالت تدافعی بگیرد و پاسخ‌های هیجانی عمیقی در او ایجاد شود. به نظر رورشاخ نحوه کنار آمدن آزمودنی با این فشار روانی و چگونگی ادغام بخشیدن این لکه در ذهن وی نشان‌دهنده توانایی‌های مقابله‌ای و میزان یکپارچگی شخصیت او است

روش اجرای آزمون :

آزمون رورشاخ به صورت فردی اجرا می‌شود. آزمایش‌کننده پس از یک توضیح کلی درباره هدف آزمون، هر یک از ده کارت را یکی پس از دیگری به دست او می‌دهد و از او می‌پرسد:«این چه می‌تواند باشد؟». آزمایش‌کننده باید از هرگونه راهنمایی اضافی، ایجاد محدودیت در نوع پاسخ و یا القای پاسخ خودداری کند. به عنوان مثال، اگر آزمودنی پرسید:«همه این لکه را توصیف کنم یا قسمتی از آن را؟»، آزمایش‌کننده در پاسخ باید بگوید:«هر طور مایلید». پس از دادن هر کارت به دست آزمودنی با استفاده از کورنومتر، زمان شروع ثبت و پس از اتمام پاسخ‌های آزمودنی، زمان واکنش به هر کارت محاسبه و یادداشت می‌شود. هر کارت دوبار اجرا می‌شود. در مرحله اول که مرحله همخوانی آزاد اندیشه‌هاست، اگر آزمودنی تنها یک پاسخ به کارت بدهد، آزمایش‌کننده می‌گوید:«بعضی اشخاص بیش از یک چیز در اینجا می‌بینند». این تذکر فقط یک بار داده می‌شود. اگر آزمودنی از پاسخ دادن به کارت خودداری کند و بگوید چیزی در آن نمی‌بیند، آزمایش‌کننده ممکن است بگوید:«بیشتر مردم واقعا در اینجا چیزهایی می‌بینند، از فرصت خود استفاده کنید». آزمایش‌کننده ضمن ثبت زمان، واکنش آزمودنی به هر کارت و چرخاندن کارت‌ها از سوی آزمودنی را نیز ثبت می‌کندوقتی برای یکبار پاسخ ده تصویر گرفته شد، از آزمودنی خواسته می‌شود تا برای بار دوم نیز آنها را وارسی کند. بدین‌ترتیب که از او می‌خواهند تا توضیحات دیگری درباره پاسخ‌های داده شده بدهد و در مورد این که چرا و چگونه این پاسخ‌ها را داده توضیح دهد. پس از اینکه مرحله دوم انجام شد، آزمایش‌کننده به نمره‌گذاری می‌پردازد. پاسخ‌ها برحسب پنج بعد که عبارتند از نوع ادراک، تعیین‌کننده، کیفیت شکل، محتوا و فراوانی وقوع نمره‌گذاری می‌شوند. نوع ادراک ممکن است کل تصویر یا اجزای آن را دربرگیرد. پاسخ، زمانی کلی خواهد بود که مجموع تصویر را دربرگیرد. مثلا«این یک خفاش است». اما اگر پاسخ آزمودنی قسمتی از تصویر را دربرگیرد، جزئی خواهد بود. این پاسخ‌ها توسط افرادی داده می‌شود که نمی‌توانند معنای تصاویر را در مجموع درک کنند یا به عبارت بهتر، نمی‌توانند به آن فکر کنند. منظور از تعیین‌کننده چیزی است که ادراک آزمودنی و پاسخ او به لکه را موجب شده است. تعیین‌کننده ممکن است حرکت، رنگ یا شکل باشد. آزمودنی ممکن است در تصویر، یک حرکت ببیند یا آن را به صورت یک موجود زنده تفسیر کند(مثلا بگوید این یک فرشته است) یا اساسا یک شکل ببیند(یک بادبادک) یا حتی چیزی ببیند که اصولا رنگ‌ها را در ذهن انسان زنده می‌کند، مثل یک کراوات.

محتوا، چیزی است که آزمودنی از مشاهده لکه ادراک کرده است. فراوانی وقوع، نشانگر آن است که پاسخ آزمودنی تا چه اندازه از نوع پاسخ‌های عام و متداول و یا از نوع پاسخ‌های ابتکاری است. به نظر اکسنر، پاسخ‌های متداول معمولا شامل پاسخ‌هایی است که دست‌کم در یک‌سوم موارد اجرای آزمون مشاهده می‌شود.

مشخصات روان‌سنجی آزمون رورشاخ :

ارزشیابی مشخصات روان‌سنجی آزمون رورشاخ بسیار دشوار است. روان‌شناسان علمی، هر از گاهی داده‌های تجربی موجود را مورد ارزشیابی قرار داده و به این نتیجه رسیده‌اند که آزمون رورشاخ در مقایسه با استانداردهای سنتی، آزمونی نادقیق است. برخلاف این ارزشیابی‌های منفی، آزمون رورشاخ در موقعیت‌های بالینی به خوبی جای خود را باز کرده است. در ارزشیابی آزمون رورشاخ باید توجه داشت که در مورد آن هیچ روش اجرایی استانداردی که پذیرش همگانی یافته باشد وجود ندارد. بعضی اجراکنندگان، دستورالعمل و توضیحات طولانی را به‌کار می‌بندند، برخی دیگر تقریبا هیچ نوع دستورالعملی ندارند. علاوه بر اجرای یکسان، روش‌های نمره‌گذاری آزمون رورشاخ نیز استاندارد شده نیست. در پژوهش‌هایی نیز که در مورد مشخصات روان‌سنجی آزمون رورشاخ انجام گرفته است برخی تناقض‌ها و نارسایی‌ها وجود دارد. در بسیاری از این پژوهش‌ها عواملی مانند نژاد، جنس، سن، هوش و موقعیت اجتماعی – اقتصادی آزمون‌ها به دقت کنترل نشده‌اند. چنانکه این متغیرها نتایج آزمون‌ها را تحت تأثیر قرار دهند، بدون اعمال کنترل کافی در مورد آنها، نتایج تحقیق گمراه‌کننده خواهد بود.



آزمون شخصیتی چندوجهی مینه سوتا MMPI :

آزمون MMPI از پرمصرفترین و مهمترین پرسشنامه های شخصیتی بالینی است.این آزمون در فرم اصلی خود دارای ۵۶۷ سوال است و زمان لازم برای اجرای آن حدود یک ساعت می‌باشد. این پرسشنامه را می‌توان هم به صورت فردی و هم به صورت گروهی اجرا نمود. فرمهای گوناگون این پرسشنامه را می‌توان در گروههای سنی بالاتر از ۱۶ سال و یا افرادی که حداقل دارای ۸ کلاس تحصیلات هستند، اجرا کرد.بدین سان،MMPI علاوه بر کاربرد مفید بالینی،مقدار زیادی از ادبیات تحقیق را به راه انداخته و اغلب به عنوان یک ابزار اندازه گیری در مطالعات تحقیقی به کار رفته است.

تهیه آزمون MMPI :

پرسشنامه شخصیتی چندوجهی مینه سوتا ( MMPI )یکی از مهمترین و معتبرترین آزمونها در زمینه شخصیت است. این پرسشنامه در سال ۱۹۴۰ بوسیله هته وی و مک کین لی در دانشگاه مینه سوتا ساخته شد.آنان به ابزاری نیاز داشتند که بتوانند به سنجش بیماران بزرگسال در دوره درمانهای موردی روان پزشکی کمک کرده و شدت اختلال را به دقت مشخص کند؛همچنین هته وی و مک کین لی به تدوین یک روش عینی برای برآورد تغییر حاصل از روان درمانی یا دیگر متغیرهای زندگی بیمار علاقه مند بودند. از آن پس در پژوهشهای مختلف مربوط به مسائل شخصیتی و اختلالات روانی و در بیمارستانها ، کلینیکها و مراکز بهداشت روانی مورد استفاده گسترده‌ای قرار گرفت.



آزمون MMPI در ایران :

مدتها فرم اصلی پرسشنامه MMPI که ۵۶۵ سوال برای پاسخگویی داشت، در ایران اجرا می‌شد. اجرای چنین پرسشنامه‌ای معایبی داشت، از جمله اینکه بسیار طولانی و وقت گیر بود. بطوری که در اواخر پاسخدهی به پرسشنامه ، آزمودنی کاملا خسته به نظر می‌رسید. از سوی دیگر تفسیر و نمره گذاری آن نیز برای روان شناسان بسیار وقت گیر می‌نمود. علاوه بر این سوالاتی در این فرم با توجه بر فرهنگ غربی گنجانده شده بود که مطابقتی با شرائط فرهنگی ایران نداشت. از این رو اجرای این آزمون آن چنان که انتظار می‌رفت، نمی‌توانست منعکس کننده شخصیت یک فرد ایرانی باشد.

با توجه به وجود مشکلات فوق نیاز برای تهیه آزمونی با همین محتوا که معایب ذکر شده را نداشته باشد، احساس می‌شد. بر این اساس تصمیم برای تهیه فرمی از MMPI که اولا ارزشها و شرائط فرهنگ ایرانی در آن در نظر گرفته شده باشد و ثانیا کوتاه بوده و مستلزم صرف وقت کمتری باشد، گرفته شد. با در نظر گرفتن این مسائل دکتر اخوت ، براهنی ، شاملو و نوع پرست ،۷۱ سول از پرسشنامه MMPI را اقتباس و با در نظر گرفتن فرهنگ ایرانی آن را در فرم کوتاهی تدوین و یک رشته فعالیتهای پژوهشی را آغاز کردند. این فرم کوتاه شده کاربرد بسیار وسیعی در فعالیتهای پژوهشی بالینی پیدا کرده است و هنوز هیچ آزمون با آن برابری نمی‌کند.

نمره گذاری آزمون MMPI :

نمره گذاری این پرسشنامه در دو دسته از مقیاسها صورت می‌گیرد. یک دسته مقیاسهای روایی را شامل می‌شود که قبل از تفسیر و نمره گذاری مقیاسهای بالینی نمره گذاری و تفسیر می‌شود.

مقیاسهای روایی شامل مواردی است که :

مقیاس L (وانمود خوب) دروغ سنجی .فرد در طول پاسخدهی به آزمون تلاش داشته خود را بهتر و خوبترجلوه دهد.

مقیاس F (وانمود بد).فرد در طول پاسخدهی به آزمون تلاش داشته خود را بدترجلوه دهد.

مقیاس K (انکار کردن).فرد در طول پاسخدهی حالت‌های دفاعی به خود گرفته باشد.

بر همین اساس نمرات آزمودنی در مقیاس بالینی نیز مورد تعبیر و تفسیر قرار می‌گیرند.

مقیاسهای بالینی به خصوصیات شخصیتی فرد در ابعاد مختلف می‌پردازد. این مقیاسها در فرم ۷۱ سوالی کاهش پیدا کرده‌اند. مقیاسهای باقیمانده شامل موارد زیر است:

مقیاس HS یا هیپوکندری : به خصوصیات خودبیمارانگاری فرد اشاره دارد. افرادی که نمرات بالایی در این مقیاس می‌گیرند، توجه فزاینده‌ای به مشکلات جسمی خود دارند و اغلب احساس بیماری و ناراحتی می‌کنند، بدون اینکه واقعا مشکل خاص جسمی داشته باشند.

مقیاس D یا افسردگی : نمره فرد در این مقیاس میزان افسردگی فرد را نشان می‌دهد.

مقیاس Hy یا هیستری : تمایل به جلب توجه و واکنشهای نمایش گونه را نشان می‌دهد.

مقیاس Pd یا انحراف روانی اجتماعی: واکنشهای ضد اجتماعی آزمودنی را نشان می‌دهد.

مقیاس Pa یا پارانویا: میزان اعتماد یا بی‌اعتمادی فرد را نسبت به دیگران می‌سنجد. افرادی که نمرات بالایی در این مقیاس دارند، افرادی هستند که اعتماد کلی به دیگران ندارند و افکار و رفتار آنها حاکی از سوظن شدید است.

مقیاس PT یا پسیکاستنی(ضعف روانی) : به خستگی و ضعف روانی فرد اشاره دارد.

مقیاس SC یا اسکیزوفرنی:به شناسایی اختلال اسکیزوفرنیک یا شبه اسکیزوفرنیک اشاره دارد.

مقیاس Ma یا مانیا(شیدایی خفیف) : علائم مورد سنجش در این مقیاس بر عکس افسردگی است. افرادی که نمرات بالاتری در این مقیاس کسب می‌کنند، شادتر و پرانرژی‌تر هستند که در برخی درجات بالا به عنوان یک اختلال شناخته می‌شود.

تفسیر آزمون MMPI :

برای تفسیر کامل آزمون MMPI وجود تجربه عملی با افراد و بیماران و اجرای آزمون ضروریست. معمولا با رسم پروفایل نمرات آزمودنی در مقیاسهای بالینی و روانی به ترتیب بالاترین نمرات فرد در مقیاسهای بالینی ، تعیین و کدبندی لازم انجام می‌شود. چندین ترکیب مختلف از کدبندی‌ها در تفسیر آزمون MMPI ارائه شده است، ولی مسلم است که تفسیر نهائی تنها با استناد به این رمزها و کدبندی‌ها انجام نمی‌شود و کلیه نمرات فرد در مقیاس بین افراد، تفاوت‌های گسترده‌ای از لحاظ ویژگی‌های شخصیتی و توانایی‌های ذهنی وجود دارد. برای شناسایی تفاوت‌های فردی در زمینه توانایی‌ها، می‌توان از آزمون‌هایی که برای سنجش این تفاوت‌ها ساخته شده‌اند، استفاده کرد. امروزه کاربرد آزمون‌های توانایی در امر تعیین کلاس‌های ویژه برای برخی دانش‌آموزان، انتخاب دانشجویان دانشگاه‌ها و مدارس تخصصی و گزینش افراد برای مشاغل، یکی از موضوعات داغ و بحث‌برانگیز است. هنگامی که برای اولین بار آزمون‌های سنجش توانایی‌های ذهنی و هوش مورد استفاده قرار گرفتند، از آنها به‌ عنوان روش‌های عینی و عاری از تبعیض برای شناسایی استعدادها و تضمین‌کننده فرصت‌های فردی تمجید شد. به کمک کاربرد این آزمون‌ها افراد نه بر مبنای عواملی مانند زمینه خانوادگی و ثروت و طبقه اجتماعی و نفوذ سیاسی بلکه بر اساس لیاقت فردی خود به مشاغل یا آموزش عالی دسترسی پیدا می‌کنند.

آزمون اندر يافت موضوعTAT :

آزمون اندریافت موضوع ، عبارت است از نوعی آمادگی برای ادراک وقایع به گونه‌ای خاص بر اساس تجارب قبلی .

آزمون T.A.T در سال۱۹۳۵توسط کریستینا مرگان(Christina Morgan) و هنری موری(Henry Murray) روان‌پزشکان آمریکایی تهیه شده است. مواد این آزمون شامل ۳۰ تصویر است که به گروه‌های ده‌تایی تقسیم می‌شوند. معنا و مفهوم این تصاویر مبهم بوده، با شرایطی به آزمایش شونده معرفی می‌شوند و از او می‌خواهند تا داستانی درباره هر یک از آن‌ها بیان کند. بعضی از کارت‌ها به کودکان، برخی به زنان و پاره‌ای دیگر به مردان اختصاص دارد.

آزمون اندریافت موضوع، بر این فرضیه مبتنی است که آزمودنی خود را با قهرمان اصلی داستانی که می‌سازد همانند می‌کند.

روش اجرا و تفسیر آزمون :

در اجرای آزمون، به آزمودنی می‌گویند «من چند تصویر به شما نشان می‌دهم. می‌خواهم درباره هر تصویر داستانی برایم بگویی. به من بگو چه رویدادهایی این داستان را به وجود آورده، هم اکنون چه چیزی در داستان اتفاق افتاده است، قهرمانان داستان چه فکر می‌کنند و چه احساسی دارند و سرانجام داستان چه خواهد شد؟». نیز به آزمودنی گفته می‌شود که برای گفتن داستان هر کارت تقریبا ۵ دقیقه فرصت دارد. در طرح اولیه آزمون، ۲۰ کارت در دو جلسه یک ساعتی(در هر جلسه۱۰ کارت) اجرا می‌شد. اما در عمل، معمولا در مورد هر آزمودنی ۱۰ تا ۱۲ کارت اجرا می‌شود.

آزمایش‌کننده باید تمام گفته‌های آزمودنی را کلمه به کلمه یادداشت کند. آزمایش‌کننده لازم است زمان واکنش آزمودنی(فاصله زمانی بین ارایه کارت به آزمودنی و نخستین پاسخ وی) را نیز اندازه‌گیری و ثبت کند. از روی زمان واکنش می‌توان مشخص کرد که آزمودنی در کدام یک از کارت‌ها مشکل داشته است. چون هر کارت برای فراخوانی موضوع‌ها، نیازها و تعارض‌های خاص خود طراحی شده است. زمان واکنش طولانی و غیرعادی ممکن است بیان‌گر مساله خاصی باشد. آزمایش‌کننده ماهر، از داستان‌ها، نیازها، هیجان‌ها، احساسات، عقده‌ها، تعارض‌ها و فشارهای بیرونی آزمودنی که او را آزار میدهند، اطلاعاتی به دست می‌آورد.

در مورد آزمون T.A.T نظام‌های نمره‌گذاری و تفاسیر گوناگونی وجود دارد که می‌توان آن‌ها را به دو گروه تفسیر کمی و کیفی طبقه‌بندی کرد. تفسیر کمی آزمون، کمتر مورد پذیرش عام قرار گرفته است. به سبب پیچیدگی و وقت‌گیر بودن روش‌های کمی تفسیر آزمون، اغلب روان‌شناسانی که T.A.T را به کار می‌برند روش تفسیر کیفی را ترجیح می‌دهند. تقریبا در همه روش‌های تفسیر آزمون، قهرمانان، نیازها، فشارهای محیطی، موضوع‌ها و نتایج مورد توجه قرار می‌گیرند.

قهرمان، چهره‌ای در داستان است که ظاهرا آزمودنی با وی همانندسازی می‌کند. چهره‌ای که به گوینده داستان شباهت بیشتری دارد، به عنوان قهرمان در نظر گرفته می‌شود. انگیزه‌ها و نیازهای قهرمان اهمیت خاصی دارند. در بیشتر روش‌های تفسیر از جمله در تفسیر ارایه شده توسط موری، شدت، تداوم و فراوانی هر یک از نیازها به عنوان شاخص‌هایی برای اهمیت داشتن و مربوط بودن نیازها در نظر گرفته می‌شوند. اصطلاح "فشار خارجی" در تفسیر T.A.T، به نیروهای محیطی که در ارضای نیازها مشکل ایجاد می‌کنند یا ارضای نیازها را تسهیل می‌کنند گفته می‌شود. برای تعیین اهمیت نسبی این نیروها باید به عواملی مانند فراوانی، شدت و تداوم توجه شود. به نظر بعضی از متخصصان، قسمتی از پاسخ‌ها یا نشانه‌ها در آزمون T.A.T نشان‌گر برخی اختلال‌های روانی است. به عنوان مثال؛ کندی یا درنگ طولانی در پاسخ دادن به تصاویر ممکن است نشانه افسردگی باشد.

این‌که آزمودنی‌های مختلف به یک تصویر پاسخ‌های متفاوت می‌دهند نشانه ارزش بالقوه آزمون T.A.T برای شناخت خصایص شخصیتی است.



آزمون اندریافت موضوع کودکان Apperception Test Children's :



آزمون C.A.T همانند آزمون T.A.T بر اساس نظریه شخصیتی هنری موری ساخته شده است. تدوین آزمون C.A.T توسط بلاک(Leopold Bellak) انجام شد. در این آزمون به جای تصاویر انسان از تصویرهای حیوانات استفاده شده است. زیرا به نظر بلاک، کودکان با حیوانات بهتر می‌توانند همانندسازی کنند. آزمون C.A.T شامل ۱۰کارت است که روی هر کارت تصویرهایی از حیوانات دیده می‌شود. کارت، یکی پس از دیگری به کودک ارایه شده و از او خواسته می‌شود که برای هر تصویر داستانی بسازد. او باید آن‌چه را که هم اکنون در صحنه داستان می‌گذرد توضیح داده و بگوید که قبل از آن‌چه که اکنون در جریان است چه چیزی اتفاق افتاده است و پایان یا نتیجه داستان چه خواهد شد.



اعتبار و روایی :

یک مشکل در تعیین اعتبار، به تنوع گسترده بین داستان‌های مختلف مربوط است. اگر ارزشیابان بخواهند همسانی درونی T.A.T را تعیین کنند با این مشکل روبه‌رو می‌شوند که کارت‌های مختلف با یکدیگر قابل مقایسه نیستند.

بازنگری‌های انجام شده درباره روایی T.A.T تغییرپذیری زیادی را نشان داده است. طرفداران آزمون در این مورد اصطلاح‌هایی مانند ارتباط‌های "چشم‌گیر" و "قوی" را به کار می‌برند. در حالی که منتقدان گفته‌اند "تقریبا فاقد روایی" است. بخشی از علت این امر ممکن است به تفسیرهای متفاوت داده‌ها مربوط باشد. یکی از عواملی که ممکن است به توجیه تفاوت‌های موجود بین نتایج این مطالعه‌ها کمک کند این است که معلوم شده است T.A.T نسبت به اثرهای ناشی از دستور عمل اجرا حساس است. بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت که بخشی از تفاوت‌های گسترده موجود بین یافته‌های مطالعات مختلف احتمالا از تفاوت‌های جزیی بین دستور عمل‌ها ناشی شده است.

یکی از مشکلات عمده برای تعیین روایی ملاکی، مشخص کردن ملاک‌های خارجی مورد توافق است. مساله مهم در تفسیر مطالعات روایی ملاکی درباره T.A.T، فهمیدن معنای ضمنی سطوح مختلف تفسیر است. آزمون‌های فرافکنی مانند T.A.T در درجه نخست، زندگی درونی و نمادگری خصوصی شخص(زندگی تخیلی درونی) را مورد سنجش قرار می‌دهند. به همین خاطر، T.A.T انگیزه‌ها و موضوعات زمینه‌سازی را اندازه‌گیری کرده است که از نظر زیستی و ناهشیارانه به شخص مرتبط است و بر رفتارهای دراز مدت تاثیر می‌گذارند.



مزایای آزمون اندریافت موضوع :

از دیدگاه نظری، این آزمون دستیابی به ساخت‌های پنهان و عمیق‌تر شخصیت فرد را امکان‌پذیر می‌سازد.

این آزمون بر ماهیت کلی شخص متمرکز است تا به اندازه‌گیری عینی صفت‌ها یا نگرش‌های خاص.

مزیت دیگر T.A.T سهولت ایجاد ارتباط با آزمودنی است.

این آزمون در اصل از محیطی علمی – انسانی برخواسته است. در صف هیچ یک از مکاتب فکری خاص قرار ندارد، بنابراین می‌توان بر اساس نظریه‌های مختلف آن را مورد تفسیر قرار داد.

T.A.T ممکن است مانع مقاومت هشیارانه آزمودنی شود و در نتیجه، مطالبی را بیان کند که ممکن است به روش مستقیم آن‌ها را آشکار نسازد.



محدودیت‌های آزمون اندریافت موضوع:

معمولا تعیین همسانی درونی و اعتبار بازآزمایی آن همواره با مشکل روبه‌رو بوده است.

عموما فاقد داده‌های هنجاری مناسب است که در نتیجه متخصصان بالینی اغلب برای تفسیر پاسخ‌ها ناگزیر به تجارب بالینی تکیه دارند.

اگرچه آزمون T.A.T بالقوه یک آزمون چندبعدی است، اما خودبسنده نیست و برخی از مولفان تاکید کرده‌اند که T.A.T فقط در صورتی بهترین نتایج را به دست می‌دهد که همراه با یک مجموعه آزمون و یا به عنوان نوعی از مصاحبه ساخت‌دار به کار بسته شود.

این آزمون نیاز به آموزش گسترده و زیاد برای یادگیری کامل فنون مربوط به آن دارد و از نظر زمان لازم برای اجرا و نمره‌گذاری مقرون به صرفه نیست.

آخرین مشکلی که درباره T.A.T صادق است، ذهنی بودن نمره‌گذاری و روش‌های تفسیر آن است.



روش اجرای آزمون :

آزمون رورشاخ به صورت فردی اجرا می‌شود. آزمایش‌کننده پس از یک توضیح کلی درباره هدف آزمون، هر یک از ده کارت را یکی پس از دیگری به دست او می‌دهد و از او می‌پرسد:«این چه می‌تواند باشد؟». آزمایش‌کننده باید از هرگونه راهنمایی اضافی، ایجاد محدودیت در نوع پاسخ و یا القای پاسخ خودداری کند. به عنوان مثال، اگر آزمودنی پرسید:«همه این لکه را توصیف کنم یا قسمتی از آن را؟»، آزمایش‌کننده در پاسخ باید بگوید:«هر طور مایلید». پس از دادن هر کارت به دست آزمودنی با استفاده از کورنومتر، زمان شروع ثبت و پس از اتمام پاسخ‌های آزمودنی، زمان واکنش به هر کارت محاسبه و یادداشت می‌شود. هر کارت دوبار اجرا می‌شود. در مرحله اول که مرحله همخوانی آزاد اندیشه‌هاست، اگر آزمودنی تنها یک پاسخ به کارت بدهد، آزمایش‌کننده می‌گوید:«بعضی اشخاص بیش از یک چیز در اینجا می‌بینند». این تذکر فقط یک بار داده می‌شود. اگر آزمودنی از پاسخ دادن به کارت خودداری کند و بگوید چیزی در آن نمی‌بیند، آزمایش‌کننده ممکن است بگوید:«بیشتر مردم واقعا در اینجا چیزهایی می‌بینند، از فرصت خود استفاده کنید». آزمایش‌کننده ضمن ثبت زمان، واکنش آزمودنی به هر کارت و چرخاندن کارت‌ها از سوی آزمودنی را نیز ثبت می‌کند وقتی برای یکبار پاسخ ده تصویر گرفته شد، از آزمودنی خواسته می‌شود تا برای بار دوم نیز آنها را وارسی کند. بدین‌ترتیب که از او می‌خواهند تا توضیحات دیگری درباره پاسخ‌های داده شده بدهد و در مورد این که چرا و چگونه این پاسخ‌ها را داده توضیح دهد. پس از اینکه مرحله دوم انجام شد، آزمایش‌کننده به نمره‌گذاری می‌پردازد. پاسخ‌ها برحسب پنج بعد که عبارتند از نوع ادراک، تعیین‌کننده، کیفیت شکل، محتوا و فراوانی وقوع نمره‌گذاری می‌شوند. نوع ادراک ممکن است کل تصویر یا اجزای آن را دربرگیرد. پاسخ، زمانی کلی خواهد بود که مجموع تصویر را دربرگیرد. مثلا«این یک خفاش است». اما اگر پاسخ آزمودنی قسمتی از تصویر را دربرگیرد، جزئی خواهد بود. این پاسخ‌ها توسط افرادی داده می‌شود که نمی‌توانند معنای تصاویر را در مجموع درک کنند یا به عبارت بهتر، نمی‌توانند به آن فکر کنند. منظور از تعیین‌کننده چیزی است که ادراک آزمودنی و پاسخ او به لکه را موجب شده است. تعیین‌کننده ممکن است حرکت، رنگ یا شکل باشد. آزمودنی ممکن است در تصویر، یک حرکت ببیند یا آن را به صورت یک موجود زنده تفسیر کند(مثلا بگوید این یک فرشته است) یا اساسا یک شکل ببیند(یک بادبادک) یا حتی چیزی ببیند که اصولا رنگ‌ها را در ذهن انسان زنده می‌کند، مثل یک کراوات.

محتوا، چیزی است که آزمودنی از مشاهده لکه ادراک کرده است. فراوانی وقوع، نشانگر آن است که پاسخ آزمودنی تا چه اندازه از نوع پاسخ‌های عام و متداول و یا از نوع پاسخ‌های ابتکاری است. به نظر اکسنر، پاسخ‌های متداول معمولا شامل پاسخ‌هایی است که دست‌کم در یک‌سوم موارد اجرای آزمون مشاهده می‌شود.





انواع آزمون‌های توانایی :

امتحانات احراز شایستگی برای دریافت گواهینامه پایان تحصیلات متوسطه، امتحانات گواهینامه رانندگی، آزمون‌های تسلط در درس‌های اختصاصی مانند ماشین‌نویسی، همگی آزمون‌های توانایی محسوب می‌شوند. آزمون‌های توانایی، گستره‌ای از آزمون‌های استعداد تا آزمون‌های پیشرفت را دربرمی‌گیرند. آزمون‌هایی که در دو انتهای پیوستار استعداد – پیشرفت قرار می‌گیرند عمدتا از لحاظ هدفی که دنبال می‌کنند با یکدیگر فرق دارند. آزمون‌های استعداد به منظور پیش‌بینی اینکه شخص پس از گذراندن دوره آموزشی لازم تا چه حد در کار معینی موفق خواهد بود، تهیه می‌شوند. از سوی دیگر آزمون‌های پیشرفت، آزمون‌هایی هستند که برای سنجش مهارت‌های پرورش‌یافته ساخته شده‌اند و نشان می‌دهند که شخص در حال حاضر قادر به انجام دادن چه کارهایی است. وجه تمایز این دو نوع آزمون در مرحله نخست از نقطه‌نظر هدف‌های آنهاست تا محتوا. زیرا مواد و محتوای این دو نوع آزمون غالبا وجه اشتراک زیادی دارند. برای مثال، یک آزمون دانستنی‌های اصول مکانیک ممکن است در پایان یک دوره آموزش مکانیک به منظور ارزیابی میزان تسلط دانشجو به مطالب آن دوره به وی داده شود تا از این راه شاخصی از پیشرفت او به دست آید. از سوی دیگر، آزمونی با سؤال‌های مشابه ممکن است بخشی از یک مجموعه آزمون را تشکیل دهد که هدف آن گزینش متقاضیان آموزش خلبانی است؛ چون تحقیقات نشان داده است که آگاهی از اصول مکانیک، عامل کارآمدی برای پیش‌بینی میزان موفقیت در پرواز است. آزمون دوم شاخصی از استعداد به دست می‌دهد چون از نتایج آن برای پیش‌بینی عملکرد دانشجویان خلبانی استفاده می‌شود. بنابراین اینکه آزمون معینی را آزمون استعداد یا آزمون پیشرفت بدانیم بیشتر به هدف آن بستگی دارد تا به محتوایش.

آزمون‌هایی را که در دو انتهای پیوستار استعداد – پیشرفت قرار می‌گیرند، می‌توانیم از لحاظ میزان نیاز به تجارب پیشین نیز از یکدیگر متمایز بدانیم. در یک انتهای پیوستار، آزمون‌های پیشرفت قرار دارند که برای سنجش مهارت در یک زمینه خاص ساخته شده‌اند. به‌ عنوان مثال در زمینه موسیقی یا مقررات و اصول ایمنی مربوط به استفاده از یک وسیله نقلیه موتوری. در انتهای دیگر پیوستار، آزمون‌های استعداد قرار دارند که بنا به فرض سازندگانشان متکی بر تجارب پیشین فرد نیستند، البته به‌جز تجربه رشد و بار آمدن وی در یک کشور معین. برای مثال، هدف از تهیه یک آزمون استعداد موسیقی، پیش‌بینی این امر است که دانشجویی که هیچ‌گونه آموزشی در زمینه موسیقی ندیده است تا چه اندازه می‌تواند از درس‌های موسیقی بهره‌مند شود.

آزمون‌های استعداد به دو دسته تقسیم می‌شوند :

آزمون‌های استعداد کلی یا هوش

آزمون‌های استعداد و مهارت‌های خاص

بعضی افراد در تعبیر استعداد به تصور آنکه از روی نتایج این آزمون‌ها می‌توان استعداد فرد را در یک شغل معین به دقت تعیین کرد، اشتباه می‌کنند. برای مثال، غالبا دانش‌آموزان دبیرستان و دانشجویان دانشگاه تصور می‌کنند که روان‌شناس یا مشاور راهنمایی با اجرای این آزمون‌ها می‌تواند به آنها بگوید که استعداد احراز کدام یک از مشاغل را دارد. با وجود اینکه نتایج آزمون‌ها، اطلاعات مفیدی در مورد انتخاب شغل در اختیار دانش‌آموزان قرار می‌دهد اما از روی این نتایج به دقت نمی‌توان گفت که آیا در شغل معینی موفقیت لازم را به دست خواهد آورد یا نه. از روی نتایج آزمون‌های استعداد ممکن است چنین قضاوت کرد که دانش‌آموز می‌تواند مثلا در فکر انتخاب یک شغل تخصصی که لازمه آن داشتن استعداد عددی و استعداد در علوم است باشد؛ اما در عین حال به او توصیه می‌کنند که برای موفقیت در یک شغل علاوه بر نتایج آزمون‌های استعداد، عوامل زیادی از قبیل علاقه، ارزش‌های شخصی، تجارب قبلی و مانند اینها مؤثرند که باید همه اینها را در نظر گرفت.

روان‌شناسان، غالبا تمایزی بین آزمون‌های هوش کلی و آزمون‌های استعداد خاص قایل می‌شوند. این تمایز به این شکل توجیه می‌شود: کارآیی‌هایی وجود دارد که به توانایی‌های ذاتی و توارث فردی بیش از رشد وابسته‌اند، بنابراین تغییرپذیری بیشتری نشان می‌دهند. بنا به گفته کلاپارد زمانی که می‌خواهیم استعداد کودکی را تعیین کنیم، هدف ما این نیست که ببینیم نسبت به سن خود در سطح پایین‌تری قرار دارد یا بالاتری، بلکه هدف ما این است که ببینیم کودک مذکور نسبت به میانگین کودکان همسن خود در سطح بالاتر و یا پایین‌تری است. بنابراین در تعیین استعدادها پیش‌رسی یا عقب‌ماندگی کودک مطرح نیست، بلکه موقعیت، رتبه، بالاتر بودن یا پایین‌تر بودن نسبت به یک ارزش مرجع مطرح است. به این ترتیب می‌توان از استعداد موسیقی، نقاشی، خطاطی و ... بحث کرد. اشکال بسیار اختصاصی از توانایی‌ها وجود دارد که همان تغییرپذیری را نشان می‌دهند، مثلا توانایی برای یادگیری زبان‌های مختلف و استعداد ریاضی. به‌طور کلی، یک انسان باهوش توانایی انجام همه فعالیت‌ها را نخواهد داشت؛ وجود برخی قریحه‌ها برای انجام بعضی فعالیت‌های معین لازم است.

هوش کلی را می‌توان به این صورت تعریف کرد: توانایی سازگاری آگاهانه و فعال با موقعیت‌های تازه یا نسبتا تازه‌ای که فرد باید با آنها روبرو شود. از آنجا که این موقعیت‌ها ماهیت و پیچیدگی بسیار متغیری دارند، می‌توان پیش‌بینی کرد که انواع هوش نیز باید همان تنوع و پیچیدگی موقعیت‌ها را داشته باشد؛ زیرا به کمک انواع سازگاری‌ها و به کمک انواع آزمون‌هایی که برای ارزشیابی عینی این سازگاری‌ها ساخته می‌شوند، تعریف می‌گردد.

آزمون‌های هوش به دو دسته آزمون‌های فردی و گروهی تقسیم می‌شوند. آزمون‌های گروهی را می‌توان در یک جلسه آزمایش در مورد گروهی از افراد اجرا کرد، در صورتی که آزمون‌های فردی تنها با یک نفر آزمودنی توسط متخصص کارآزموده اجرا می‌شود. آزمون وکسلر نمونه آزمون‌های فردی هوش می‌باشد. آزمون گروهی ارتش آمریکا نیز یکی از آزمون‌های گروهی هوش است.

آزمون‌های استعداد خاص نیز یکی دیگر از انواع آزمون‌های استعداد است. برای اندازه‌گیری استعدادهای خاص، آزمون‌های متعددی تهیه و استاندارد شده است. یکی از انواع این آزمون‌ها، آزمون چالاکی دست و انگشتان می‌باشد که در آن عامل سرعت همراه با سایر مهارت‌ها مورد سنجش قرار می‌گیرد. این آزمون‌ها چالاکی دست و انگشتان را در کارهای دستی از قبیل قرار دادن میله‌ها و یا مهره‌ها به اشکال و ابعاد مختلف در حفره‌هایی به همان اشکال و ابعاد، سوار کردن قطعات اشیاء و مانند آن را اندازه می‌گیرند. آزمون تجسم یا درک روابط فضایی نیز یکی دیگر از این‌گونه آزمون‌هاست. این آزمون‌ها، استعداد آزمودنی را در تجسم حرکت و تغییر جهت اشکال فضایی در ذهن اندازه می‌گیرند. معمولا بین نتایج آزمون‌های درک روابط فضایی با استعداد امور مکانیکی و فنی همبستگی وجود دارد.

آزمون‌های پیشرفت تحصیلی، یک نوع دیگر از انوع آزمون‌های توانایی هستند. این آزمون‌ها مورد استفاده فراوانی دارند و نتایج آنها به‌طور مستقیم مورد تعبیر و تفسیر قرار می‌گیرند. آزمون‌های پیشرفت تحصیلی، هم شاخصی از آموخته‌های گذشته و هم وسیله‌ای برای پیش‌بینی موفقیت آینده است. این آزمون‌ها به سه دسته تقسیم می‌شوند:

آزمون‌های پیشرفت کلی

آزمون‌های دروس خاص

آزمون‌های تشخیصی



محتوای آزمون‌های پیشرفت کلی در هر یک از دوره‌های ابتدایی و راهنمایی با برنامه و مواد درسی این دوره‌ها رابطه نزدیکی دارد و شامل موادی در همین زمینه‌هاست. در آزمون‌های دروس خاص، هر یک از آزمون‌ها برای اندازه‌گیری آموخته‌های دانش‌آموزان در یک درس و یا برنامه آموزشی خاص تهیه و استاندارد می‌شوند. آزمون‌های تشخیصی، نوعی دیگر از آزمون‌های پیشرفت تحصیلی هستند که برای تشخیص نقاط قوت و یا ضعف و نارسایی‌های دانش‌آموزان در مهارت‌های اساسی از قبیل خواندن و یا حساب کردن به‌کار می‌روند .

در حد فاصل آزمون‌های استعداد و آزمون‌های پیشرفت، آزمون‌هایی نیز جهت سنجش ترکیبی از استعداد و پیشرفت قرار دارند. نمونه‌ای از این قبیل آزمون‌ها، آزمون استعداد تحصیلی است که گذراندن آن برای تمام داوطلبان ورود به دانشگاه‌ها الزامی است. آزمون استعداد تحصیلی شامل یک بخش کلامی است که مهارت‌های لغوی و توانایی درک مطالب خوانده‌شده را می‌سنجد و یک بخش ریاضی که توانایی حل مسائلی را می‌سنجد که در آنها استدلال ریاضی، جبر و هندسه مطرح می‌شود. به این ترتیب، هر چند این آزمون مطالب آموخته‌شده را می‌سنجد، با این وجود در تهیه آن سعی شده است از سؤال‌هایی که متکی بر دانستنی‌هایی در موضوعات اختصاصی هستند اجتناب شود و بیشتر سنجش توانایی استفاده از مهارت‌های آموخته‌شده در حل مسائل نوین در مدار توجه قرار گیرد. دیوید وکسلر در دهه ۱۹۳۰ مطالعه تعدادی از آزمون‌های استاندارد را آغاز کرد. او معتقد بود که آزمون استنفورد – بینه بیش از حد به توان کلامی تکیه دارد و برای بزرگسالان مناسب نیست. به همین دلیل دست به ساختن آزمون تازه‌ای زدو برای ساختن مجموعه اولیه مقیاس خود، ۱۱ خرده‌آزمون را انتخاب نمود. چند تا از خرده‌آزمون‌هایش را از بخش‌های مختلف آزمون تجدیدنظرشده ۱۹۳۷ استنفورد – بینه گرفت. بقیه خرده‌آزمون‌ها را از امتحانات گروهی ارتش، طراحی مکعب‌های کهس، آزمون ارتش آلفا، آزمون ارتش بتا، آزمون تکمیل تصاویر هیلی و آزمون پینتر – پاترسون گرفت. این خرده‌آزمون‌ها را با هم ترکیب کرد و در ۱۹۳۹ با عنوان مقیاس هوشی وکسلر – بلویو(Wechsler- Bellevue) منتشر ساخت .

مقیاس اولیه وکسلر – بلویو برای بزرگسالان ساخته شده بود که شامل دو بخش بود: مقیاس کلامی و مقیاس عملکردی که علاوه بر نمره‌های جداگانه دارای نمره هوشبهر کلی نیز بود. اما در ۱۹۴۹ وکسلر، مقیاس هوشی وکسلر برای کودکان(WISC) را تدوین کرد به طوری که با این آزمون، هوش کودکان از۵ سال به بالا با همان روش بزرگسالان سنجیده می‌شد. آخرین فرم تجدیدنظرشده آزمون وکسلر در۱۹۸۱منتشر شد. این آزمون دارای سه فرم مختلف است.

الف. مقیاس تجدیدنظرشده هوش وکسلر برای بزرگسالان :

این مقیاس از ۱۱ خرده آزمون تشکیل شده است که۶ تای آن مقیاس کلامی و۵ تای دیگر مقیاس غیرکلامی یا عملی را تشکیل می‌دهند.



مقیاس هوش کلامی:

۱- اطلاعات عمومی: این خرده‌آزمون ۲۹ ماده دارد که جنبه تخصصی یا تحصیلی ندارند. انتظار می‌رود که هر فرد بزرگسال بهنجار بتواند به آن‌ها پاسخ‌های درست بدهد. با این خرده‌آزمون دامنه دانش و اطلاعات عمومی آزمودنی اندازه‌گیری می‌شود. گرچه سوال‌های این مقیاس برای اندازه‌گیری اطلاعات عمومی ساخته شده‌اند. اما میزان کنجکاوی، علاقه به کسب اطلاعات و عامل فرهنگی ممکن است در نمره این خرده‌آزمون تاثیر بگذارد.

۲- فراخنای ارقام: آزمایش‌کننده فهرستی از ارقام از سه تا نه‌تایی را با آرامش و با صدای بلند می‌خواند و آزمودنی پس از گوش دادن به هر فهرست باید به همان ترتیب آن‌ها را بازگو کند. این آزمون که یکی از متداول‌ترین شاخص هوش است، مستلزم آن است که آزمودنی بعضی از فهرست‌های ارقام خوانده‌شده را به همان ترتیب و بعضی دیگر را به صورت وارونه بازگو کند. در حالت اول، حافظه برای ارقام مستقیم و در حالت دوم، حافظه برای ارقام وارونه اندازه‌گیری می‌شود. این خرده‌آزمون، حافظه شنیداری کوتاه‌مدت را اندازه‌گیری می‌کند. اما باید دانست میزان دقت و تمرکز و یا حواس‌پرتی و اضطراب آزمودنی نمره او را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

۳- گنجینه لغات: فهرستی از۳۵کلمه به صورت شفاهی و کتبی به آزمودنی ارایه می‌شود و او باید آن‌ها را تعریف کند و یا معنای آنها را توضیح دهد. این آزمون یکی از شاخص‌های مهم هوش به شمار می‌رود، از عامل اضطراب و حواس‌پرتی و اختلال‌های عاطفی کمتر تاثیر می‌پذیرد.

۴- محاسبات: این خرده‌آزمون شامل ۱۴ مساله ساده است که معمولا بدون استفاده از کاغذ و مداد می‌توان آنها را حل کرد. این خرده‌آزمون بیشتر به عنوان آزمون استدلال تلقی می‌شود تا عملکرد محاسبات عددی. در اجرای این آزمون عواملی مانند حافظه، دقت و تمرکز حواس و استعداد ریاضی و استدلال مورد سنجش قرار می‌گیرند.

۵- درک و فهم: این آزمون۱۶ ماده دارد که سوال‌های آن به صورت باز – پاسخ تدوین شده‌اند. این سوال‌ها سه دسته‌اند. در نوع اول آزمودنی در موقعیتی قرار داده می‌شود و او باید بگوید که در آن موقعیت چه کاری باید انجام دهد. مثال: اگر یک شخص زخمی را که در خیابان افتاده است ببینید، چه کار می‌کنید؟ و در نوع دوم آزمودنی باید برای بعضی قواعد یا پدیده‌ها دلیل بیاورد. مثال: چرا مردگان را دفن می‌کنند؟ و در نوع سوم باید معنای ضرب‌المثلی را بیان کند. با این آزمون عمدتا عقل سلیم، سطح درک و بینش آزمودنی سنجیده می‌شود.

۶- شباهت‌ها: این آزمون ۱۴ سوال باز – پاسخ دارد که در هر سوال آزمودنی باید شباهت موجود بین دو چیز را بیان کند. این آزمون بیشتر درک روابط و تفکر انتزاعی را اندازه‌گیری می‌کند.



مقیاس هوش عملی :

۱- تکمیل تصاویر: این آزمون شامل۲۰کارت است. در هر کارت تصویری دیده می‌شود که یک بخش مهم آن حذف شده است. آزمودنی باید بگوید کدام بخش تصویر حذف شده است. زمان پاسخ دادن به هر سوال۲۰ثانیه است.

۲- تنظیم تصاویر: این آزمون شامل ۱۰ مجموعه کارت‌های از سه تا شش‌تایی است. هر دسته از کارت‌ها به طور نامرتب به آزمودنی ارایه می‌شود، او باید آنها را به گونه‌ای منظم و مرتب کنار هم بگذارد تا داستانی را نشان دهد. این خرده‌آزمون توانایی آزمودنی را در توجه به اجزای مربوط و مناسب، برنامه‌ریزی دقیق و درک روابط علت و معلول و استدلال کلامی اندازه‌گیری می‌کند.

۳- طراحی با مکعب‌ها: ابزارهای این آزمون شامل ۱۲ مکعب چوبی با ابعاد۵/۲سانتی‌متر است. بعضی از رویه‌های مکعب‌ها سفید، بعضی قرمز و بعضی رویه‌ها نیمی قرمز و نیمی دیگر سفید است. علاوه بر این،۹ کارت وجود دارد که طرح‌های هندسی به رنگ‌های سفید و قرمز روی آنها کشیده شده است. آزمودنی باید با استفاده از ۴ تا ۱۰ مکعب آنها را طوری کنار هم بچیند که هر بار یکی از طرح‌های روی کارت‌ها را بسازد. به نظر رپاپورت(Rapaport) با این آزمون استدلال، درک روابط فضایی، هماهنگی بینایی حرکتی، مفهوم‌سازی غیرکلامی و تفکر انتزاعی اندازه‌گیری می‌شود.

۴- الحاق قطعات: این خرده‌آزمون از چهار قطعه مقوای ضخیم که هر یک نشان‌گر تصویر یک شی ناآشناست و به قطعه‌های مختلف بریده شده‌اند تشکیل شده است. آزمایش‌کننده هر بار قطعه‌های یکی از تصاویر را به طور نامرتب به آزمودنی ارایه می‌دهد و او باید در محدوده زمانی تعیین‌شده قطعه‌ها را طوری کنار هم قرار دهد که شی مورد نظر شاخته شود. با این آزمون، توانایی آزمودنی در درک رابطه جز و کل سنجیده می‌شود.

۵- نماد ارقام: این آزمون در اصل یک آزمون رمزگردانی است و یکی از انواع قدیمی‌ترین و دقیق‌ترین آزمون‌های روانی است. در این آزمون، آزمودنی باید رمز هر عدد را مطابق الگوی داده شده روی برگ خاصی ثبت کند. پس از یک تمرین کوتاه روی چند نمونه۹۰ ثانیه به آزمودنی فرصت داده می‌شود تا هر اندازه که می‌تواند رمز یا نماد مربوط به اعداد را در فرمی که در اختیارش گذاشته شده است وارد کند. این خرده‌آزمون عواملی مانند توانایی یادگیری تکالیف ناآشنا، چابکی بینایی حرکتی، پشتکار و سرعت عمل را اندازه‌گیری می‌کند.



ب. مقیاس تجدیدنظرشده هوش وکسلر برای کودکان :

مقیاس هوش کودکان در سال ۱۹۷۲ مورد تجدیدنظر قرار گرفت. این مقیاس، هوش کودکان گروه‌های سنی ۶سال تا ۱۶ سال و 11 ماه و ۳۰روز را اندازه‌گیری می‌کند. این مقیاس از ۱۲ خرده‌آزمون تشکیل شده است. مقیاس کلامی کودکان شامل خرده‌آزمون‌های اطلاعات عمومی، درک و فهم، محاسبات، شباهت‌ها، خزانه لغات و حافظه اعداد می‌باشد و مقیاس عملی کودکان شامل خرده‌آزمون‌های تکمیل تصاویر، تنظیم تصاویر، طراحی با مکعب‌ها، الحاق قطعات، رمزگردانی(که همتای رمزهای عددی بزرگسالان است) و مازها می‌باشددر مقیاس هوش وکسلر کودکان، خرده‌آزمون‌های حافظه عددی و مازها به عنوان آزمون‌های تکمیلی به حساب آمده است. اگر آزماینده وقت کافی در اختیار داشته باشد می‌تواند آنها را اضافه کند یا اگر به نتیجه یک آزمون بنا به عللی اعتماد نکند، می‌تواند آنها را به عنوان یک آزمون جانشین مورد استفاده قرار دهد.



ج. مقیاس تجدیدنظرشده هوش وکسلر برای کودکان پیش‌آموزشگاهی :

مقیاس هوش وکسلر برای کودکان پیش آموزشگاهی((WPPSI برای سنجش هوش کودکان بین سنین ۴ تا ۶ سال تدوین شد. فرم تجدیدنظرشده آن(WPPSI_R) این امکان را فراهم کرده است که می‌توان به وسیله آن هوش کودکان ۳ تا ۷ ساله را اندازه‌گیری کرد.

تقریبا نصف ماده‌های WPPSI از آزمون WISC گرفته شده است. آزمون WPPSI_R نیز دارای تعدادی خرده‌آزمون است که به صورت دو مقیاس هوش کلامی و هوش عملی گروه‌بندی شده‌اند. برخی از ویژگی‌هایی که در طراحی آزمون WPPSI_Rبه کار رفته‌اند موجب شده‌اند که اجرای آن در مورد کودکان خردسال آسان‌تر باشد. یکی از این ویژگی‌ها تاکید بر دستورالعمل ساده‌تر کلامی و پاسخ‌های کلامی است و دیگری رنگی و جذاب بودن مواد آزمون برای کودکان خردسال است.

در آزمون WPPSI_Rسه خرده‌آزمون متفاوت وجود دارد که عبارتند از: خانه حیوانات، طراحی هندسی و جمله‌ها(آزمون ذخیره). بدین‌ترتیب آزمون تجدیدنظرشده وکسلر کودکان پیش‌آموزشگاهی نیز دارای یک مقیاس کلامی و یک مقیاس عملی است. مقیاس کلامی دارای۵ خرده‌آزمون به علاوه یک خرده‌آزمون ذخیره(جمله‌سازی) و مقیاس عملی نیز دارای ۵ خرده‌آزمون است.

مقیاس کلامی شامل خرده‌آزمون‌های اطلاعات عمومی، گنجینه لغات، محاسبه، شباهت‌ها، درک و فهم و جمله‌ها می‌باشد و مقیاس عملی شامل خرده‌آزمون‌های خانه حیوانات، تکمیل تصاویر، مازها، طراحی مکعب‌ها و طراحی‌های هندسی می‌باشد.

خرده‌آزمون جمله‌ها، یک آزمون حافظه است که به جای فراخنای ارقام به‌کار می‌رود. آزمایش‌کننده هر جمله را به طور شمرده می‌خواند و آزمودنی باید بلافاصله آن را از حفظ بگوید. این خرده‌آزمون را می‌توان به جای یکی از۵خرده‌آزمون کلامی به‌کار برد و حافظه کوتاه‌مدت را می‌سنجد. خرده‌آزمون خانه حیوانات همانند آزمون نمادهای ارقام در مقیاس بزرگسالان با خرده‌آزمون رمزنویسی در مقیاس کودکان است. در این آزمون روی یک لوحه تصویر حیواناتی مانند سگ، مرغ، ماهی و گربه رسم شده است. همچنین استوانه‌هایی به رنگ‌های مختلف وجود دارد که آزمودنی باید زیر هر تصویر استوانه‌ای که رنگ مورد نظر را دارد قرار دهد. این استوانه‌ها به منزله لانه حیوانات تلقی می‌شوند.

در آزمون طرح‌های هندسی، از آزمودنی خواسته می‌شود که با مداد مشکی از روی طرح‌هایی که به وی نشان داده می‌شود بکشد.

روش اجرا و نمره‌گذاری آزمون‌های وکسلر :

این آزمون‌ها به صورت فردی و توسط آزمایش‌کننده متخصص و تعلیم‌ دیده اجرا می‌شوند. ۱۱خرده‌آزمون WPPSI_Rهر یک به طور جداگانه و مقیاس کلامی و عملی به طور پی‌درپی اجرا می‌شوند. در هر خرده‌آزمون سوال‌های آسان در ابتدا و سوال‌های دشوارتر پس از آنها اجرا می‌گردند.

پس از تعیین نمره‌های خام همه خرده‌آزمون‌ها، با مراجعه به جدول‌های هنجار، نمره‌های خام به نمره‌های معیار تبدیل می‌شوند. بنابراین با اجرای آزمون‌های مختلف وکسلر سه نوع هوشبهر به دست می‌آید: هوشبهر کلامی، هوشبهر عملی و هوشبهر کلی. هوشبهر کلامی توانایی فرد را در مهارت‌های کلامی نشان می‌دهد. هوشبهر عملی توانایی آزمودنی را در امور عینی و محسوس و فعالیت‌های عملی مشخص می‌کند. هوشبهر کلی، توانایی‌های کلی شخص را تعیین می‌کند.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت   توسط محمدرضا هاشمی اصل (کاردرمان) | 

مقدمه:

تعريف آزمون : آزمون وسیله ای است عینی و استاندارد شده كه برای اندازه گیری نمونه ای از رفتار یا خصایص آدمی به كار می رود. در این تعریف ، مراد از عینی آن است كه روش اجرا ، نمره دادن و تعبیر و تفسیر نتایج آزمون براساس قواعدی معین و مشخص صورت می گیرد و قضاوت و نظر شخصی در آنها بی تاثیر است. برای هر آزمون دستورالعمل خاصی در مورد نحوه اجرا ، طول مدت آزمایش، دستورهای شفاهی و نحوه ارائه مثالها و روش تفسیر نمره ها تهیه می شود.

اصطلاح استاندارد شده بدین معناست كه آزمون قبلا در مورد گروه نمونه ای از افراد مورد نظر در بوته آزمایش گذاشته شده و نتایج پژوهشهای مربوط به آن از راه روشهای آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و روایی و اعتبار آن تعیین شده است . یك فرد میتواند نمونه هایی از توانایی وی را در حل مسایل ، محاسبات كمی و یا استدلال ریاضی مورد مطالعه قرار دهد.

معرف بودن محتوای آزمون و قدرت تشخیص و پیش بینی آن بسته به این است كه ماهیت و تعداد پرسشهای آزمون با چه دقتی از میآن پرسشهای ممكن انتخاب شده و تا چه اندازه نمونه های واقعی رفتار مورد نظر را مورد سنجش قرار می دهد. به عنوان مثال ، هرگاه در یك تحقیق معلوم شود كه بین نمره هایی كه گروهی از آزمودنیها با پاسخ دادن به پرسشهای یك آزمون استعداد فنی به دست می آورند و میزان موفقیت آنآن در مشاغل فنی همبستگی معنی دار و جود دارد،‌ در این صورت گفته میشود كه آزمون مذكور دارای قدرت تشخیص و پیش بینی است. به همین دلیل است كه گفته می شود مواد آزمون ها باید با رفتارهای مورد پیش بینی مشابهت داشته باشند.)

نتایج آزمونی كه براساس عوامل فرهنگی حاكم بر جوامع غرب استاندار شده است نمی تواند در مورد كودكان و نوجوانان ایرانی از اعتبار و روایی كافی برخودار باشد، مگر اینكه پرسشهای آن با شرایط فرهنگی ایران تطبیق داده شود و بررسیها و تحلیل های آماری لازم در مورد نتایج حاصل از اجرای آزمون در باره گروههای نمونه ای از كودكان و نوجوانان ایرانی آنجام گیرد.



تعریف آزمون روانی :

باتوجه به تعداد و تنوع آزمون های روانی ابداع شده از آغاز قرن بیستم تا كنون ارائه تعریفی كه بتواند به طور جامع و مانع همه آنها را اعم از آزمون های استعداد ، شخصیت، یادگیری و... در بر گیرد كاری دشوار مینماید .

به طور مثال برخی در تعریف آزمون به سنجش استعداد ها و برخی دیگر به ارزشیابی صفات شخصیت توجه كرده اند . از بین تعاریف موجود آنهایی كه سنجش رفتار را اساس تعریف خود قرار داده اند ، قانع كننده تر و تعمیم یافته تر جلوه می نمایند . اناستاز ی در آمریكا و پیشو در اروپا از زمره این افرادند . آناستازی در كتاب (( روان آزمایی )) می نویسد:

(( آزمون روانی وسیله ای است عینی و هنجار شده ( كه ) برای اندازه گیری نمونه ای از رفتار به كار برده می شود )). پیشو نیز تعریفی كم و بیش مشابه دارد . او در كتاب (( آزمون های روانی )) می نویسد . آزمون عبارت است از (( یك موقعیت آزمایشی هنجار شده كه به عنوان محرك برای دریافت یك رفتار مشخص مورد استفاده قرار می گیرد .))

در این تعاریف با اینكه یكی آن را وسیله و دیگری آن را موقعیت در نظرگرفته اند سه ویژگی مهم به شرح زیر دیده می شود .



نخست این كه آزمون پدیده ایست عینی كه آن را برای اندازگیری توانایی افراد به كار می بردند. منظور از عینیت آزمون مشخص بودن دقیق محتوای سئوالات ، حوزه های سنجش ، شیوه اجرا و نمره گذاری است . در هر آزمون زمآن اجرا ، دستور العمل های شفاهی ، مثال ها برای پاسخ به سئوالات به خوبی مشخص می شوند تا نظر شخصی اجراكنندگان در آنها دخالت نداشته باشد.



دوم این كه مقصود از هنجار شده آن است كه آزمون قبلا درباره گروه نمونه ای از افراد مورد نظر اجرا شده و نتایج آن به صورت تابلوهای عددی ارائه شود . این تابلوها مبنای قضاوت نمرات خام افرادی قرار می گیرند كه در آینده می بایست به آزمون مورد نظر پاسخ دهند . در هنجاریابی آزمون ها اعمال دیگری از جمله بررسی روائی و اعتبار آزمون آنجام می شود و ضریب دشواری و تشخیص سئوالات آنها تعیین می گردد . این اعمال كه به كمك فرمول ها و محاسبات آماری آنجام می شوند امكان مقایسه آزمون ها را با یكدیگر فراهم می سازند .



سوم این كه آزمون های روانی به اندازه گیری (( نمونه ای از رفتار )) آزمودنی ها می پردازند. نمونه های رفتاری می بایست معرف كل رفتار باشندتا معتبر شناخته شوند. توان تشخیص و بیش بینی ، دو صفت ممیزه آزمون های روانی اند به گونه ای كه بر اساس آنها می توان قضاوت نمود ، مثلا فلآن آزمون بهتر از آزمون دیگر ساخته شده است .





نگاهي كلي بر آزمون ها :

منظور از تشخیص ، قدرت آزمون در طبقه بندی افراد از نظر تفاوت های فردی ، امراض روانی ، صفات شخصیتی و یا ویژگی های وابسته به سن و جنسیت است . مراد از پیش بینی ، بیان این واقعیت است كه تا چه اندازه می توان بر بنیاد پاسخ های فعلی افراد به آزمون حد پیشرفت یا كارایی آنها را در آینده نزدیك یا دور بر آورد كرد؟ گرچه همه آزمون ها را می توان هم به منظور تشخیص و هم به منظور پیش بینی ، به كار برد لكن برخی از آنها بیشتر به منظور تشخیص به كار برده می شوند تا پیش بینی . به طور مثال اكثر آزمون های فر افكن از جمله آزمون رورشاخ و آزمون T.A.T ، همچنین بعضی از پرسشنامه های شخصیتی از جمله M.MPI . بیشتر برای تشخیص در محیط های بالینی یا كلینیك های راهنمایی و مشاوره مورد استفاده قرار می گیرند. به كاربردن این آزمون هادر جریآن ابتلای افرادبه اختلالات روانی به روان شناس اجازه می دهد كه نوع و درجه اختلال را در نزد آنها تعیین كند و بعد از بهبودی نشان خواهد داد كه درمان تا چه حد موفق بوده است.



ارزیابی شخصیت، موضوعی است که افراد زیادی را مجذوب خود می‌کند، تا بدان‌جا که هزاران آزمون شخصیت وجود دارد و صدها کتاب درباره آن نوشته شده است. ما دائما در حال ارزیابی غیررسمی شخصیت هستیم. در انتخاب دوست، شناخت همکاران آینده، انتخاب داوطلبان مشاغل سیاسی و انتخاب همسر. برداشت‌های اولیه ما ممکن است تحت تأثیر یک جنبه خاص قرار بگیرد. این گرایش به سوگیری در قضاوت را "اثر هاله‌ای" می‌نامند. گاهی برداشت اولیه ما ممکن است تحت تأثیر تصور قالبی ما از ویژگی‌های منتسب به گروه خاصی قرار بگیرد که شخص به آن تعلق دارد. گاهی هم شخصی که مورد ارزیابی قرار می‌گیرد "حفظ ظاهر" می‌کند. بنا به این دلایل و شواهد دیگر، ارزیابی غیررسمی از دیگران ممکن است به خطا برود. در بسیاری موارد باید ارزیابی عینی‌تری از شخصیت صورت گیرد که عاری از سوگیری باشد.

شناخت عینی جنبه‌های غیرشناختی افراد فایده عملی بسیار زیادی دارد. این جنبه‌ها تا اندازه‌ای بازده استعدادهای ذهنی را تعیین می‌کنند و توصیف رفتار انسان در موقعیت‌های متغیر زندگی را نیز امکان‌پذیر می‌سازند. این جنبه‌ها مخصوصا باید در راهنمایی شغلی و راهنمایی تحصیلی به حساب آیند؛ چیزی که اغلب به دست فراموشی سپرده می‌شود. در واقع نوع فعالیت انسان هرچه باشد، کل وجود او در انجام آن دخالت می‌کند. بنابراین اگر در سازگاری فرد با فعالیت‌های شغلی، تنها استعدادهای ذهنی و توانایی‌های جسمی او را در نظر بگیرند، کاری نادرست و غیرعلمی خواهد بود. شناخت شخصیت در بسیاری از موارد موجب روشن شدن علل بیماری‌های روانی، چگونگی گسترش و تجلیات آنها می‌شود. به همین دلیل آزمون‌های شخصیت در کلینیک‌های روان‌پزشکی کاربرد فراوانی دارد. ارزیابی شخصیت یک بزهکار می‌تواند علل بزهکاری را روشن سازد و سازگاری مجدد او را آسان‌تر کند. بنابراین، برای قضاوت درباره انواع مختلف بزهکاران می‌توان از آزمون‌های شخصیت بهره گرفت.

آزمون‌های شخصیت اساسا برای سنجش "رفتار نوعی" به‌کار می‌روند. این اصطلاح در اصل از نظریه روان‌شناسان رفتارگرا که به رفتارهای آشکار و قابل مشاهده توجه دارند گرفته شده است. دیدگاه رفتارگرایی برای سنجش خصایص شخصیتی محدودیت‌هایی دارد. استفاده از دیدگاه روان‌شناسی پدیدارنگر موجب می‌شود که شخصیت آدمی بهتر شناخته شود. در روان‌شناسی پدیدارنگر، این مطلب مورد توجه قرار می‌گیرد که جهان در چشم شخص چگونه جلوه‌گر می‌شود و او دنیای شخصی خود را چگونه می‌بیند. اصطلاحاتی مانند خودانگاره، احساس دشمنی و نگرش نسبت به مقام و قدرت، به ادراک‌ها و واکنش‌هایی که در درون شخص روی می‌دهد اطلاق می‌شود. بر این اساس گفته می‌شود که بحران‌های سازگاری بیشتر به ادراک فرد از رویدادها بستگی دارند تا به خود رویدادها. طرفداران مکتب صفات شخصیت به این مقوله از منظر دیگری می‌نگرند. آنان ضمن تأکید بر تفاوت‌های فردی در صفات شخصیتی، به طبقه‌بندی افراد بر اساس برخی از صفات مشترک معتقدند. به نظر روان‌شناسان مکتب صفات شخصیت، هر چند الگوی صفات شخصیتی هر فرد متمایز از دیگران است، در بعضی موارد نیز وجوه اشتراک مقایسه‌پذیر بین افراد وجود دارد. بنابراین، تفاوت‌های فردی را می‌توان به عنوان پراکندگی یا تغییرپذیری تعدادی از صفات و خصایص اساسی شخصیت آدمی تلقی کرد. بدین‌ترتیب تفاوت در دیدگاه روان‌شناسان نسبت به شخصیت باعث شده که آزمون‌های گوناگونی برای ارزیابی شخصیت ساخته شوند. می‌توان آزمون‌های شخصیت را به دو طبقه عمده تقسیم کرد:



پرسش‌نامه‌ها یا آزمون‌های عینی شخصیت

آزمون‌های فرافکن



آزمون‌های عینی شخصیت:



در تحقیقات و سنجش شخصیت، از آزمون‌های عینی کاغذ و قلمی، زیاد استفاده می‌شود. این آزمون‌ها باعث صرفه‌جویی در وقت روان‌شناسان می‌شوند. در این آزمون‌ها مراجعان پس از شنیدن دستورالعمل‌های اولیه خودشان به پرسش‌ها پاسخ می‌دهند بدون اینکه در حین اجرای آزمون تعاملی با روان‌شناسان داشته باشند. سپس با پر شدن پاسخ‌نامه‌ها، آنها را برای تحلیل رایانه‌ای، به رایانه می‌سپارند.

پرسش‌نامه‌ها ممکن است طوری طراحی شوند که یک بعد از شخصیت(مانند سطح اضطراب) و یا به‌طور همزمان چندین صفت شخصیت را اندازه‌گیری کنند. از مشهورترین پرسش‌نامه‌های شخصیتی می‌توان، پرسش‌نامه چندوجهی مینه‌سوتا را نام برد. این پرسش‌نامه از 550 جمله ساخته شده که مجموعه وسیعی از رفتارها، افکار و احساس‌ها را وارسی می‌کند. پاسخ‌های شخص بر اساس همخوانی آنها با پاسخ‌های افرادی که مشکلات و اختلالات مختلف روانی داشته‌اند نمره‌گذاری می‌شود. این آزمون جهت کمک به متخصصین بالینی برای تشخیص اختلالات شخصیت ساخته شد.

از انواع دیگر آزمون‌های عینی شخصیت، می‌توان پرسش‌نامه شخصیتی آیزنک و سنخ‌نمای مایرز – بریگز را نام برد.



آزمون‌های فرافکن :

بسیاری از روان‌شناسان، از جمله آنها که گرایش روان‌پویشی دارند، در سنجش شخصیت آدمی، فرضیه فرافکنی را مطرح کرده‌اند. بر اساس این فرضیه، هنگامی که محرک‌های مبهم، نظیر شکل‌های لکه جوهر، به آزمودنی ارائه می‌شود، محدودیت‌های واقعیت به حداقل می‌رسد، فرایندهای تخیلی ترغیب شده و فرصت نمایان شدن تعارضات ناهشیار به حداکثر می‌رسد. از پرمصرف‌ترین آزمون‌های فرافکن می‌توان دو آزمون رورشاخ و آزمون اندریافت موضوع را نام برد.



آزمون رورشاخ :

رورشاخ يك آزمون فرافكن ساختاري است .

هدف رورشاخ سنجش ساختار شخصيتي درمانجو است .كه بر۲اصل تاكيد دارد

۱- سازماندهي شناختي :يعني تجارب خود را چگونه سازمان دهيم.

۲- تصوير سازي ذهني از موضوع :يعني اين تجارب ادراك شده برايش چه معنايي دارد .



فرضيه هاي رورشاخ :

طبق فرضيه اصلي رورشاخ ،محرك محيطي بوسيله نيازها، انگيزه ها،تعارض هاو آمايه هاي اداركي (يعني فرد آماده چه چيزي را درك كند)مشخص و سازمان داده مي شود

اولين نظري كه تفسير رورشاخ برآن مبتني ،نحوه ي پاسخ دادن افراد به رورشاخ كه معرف چگونگي برخورد آنان با ساير موقعيت هاي مهم است.

اين چگونگي برخورد با ساير موقعيت ها مستلزم :

۱- سازمان دادن

۲- قضاوت كردن



نمره گذاري رورشاخ :

شيوه نمره گذاري رورشاخ به اين صورت است كه پس از آن پاسخ ها ارائه و ثبت شد پاسخ ها برحسب چهار مقوله كلي نمره گذاري مي شود :

۱- محل ادراك:آن سطحي كه آزمدني به آن توجه كرده است .

۲- تعيين كننده ها : خصايص معيني از لكه هستند كه براي ساختن پاسخ ها توسط آزمودني مورد استفاده قرار مي گيرند

۳- محتوا :طبقه كلي اشيا يا مواردي است كه پاسخ به آنها تعلق مي گيرد .

۴- پاسخ هاي رايج : p آن دسته از پاسخ هايي است كه توسط اكثر افراد به كارت داه مي شود .



استفاده از رورشاخ به آگاهي كامل از:

نظام نمره گذاري

تجربه باليني

دانش كافي



آسيب شناسي رواني :

نظام رايج در نمره گذاري رورشاخ شامل :نظام بك، نظام كلاپ فر و نظام جامع اكسنر است .

نظام اكسنر دقيق ترين و جامع ترين نظام نمره گذاري رورشاخ است تا جايي كه نظام جامع لقب گرفته است .و در اين نظام روايي يابي تجربي صورت گرفته است .

اعتبارو روايي رورشاخ :

رورشاخ بعداز وكسلر در بين متداول ترين رتبه دوم را در دهه هاي ۱۹۴۰و۱۹۵۰ داشت.

بطوريكه در آن زمان رورشاخ با روانشناسي باليني مترادف بود.

رورشاخ از روايي و اعتبار مناسبي برخودار است . كه مي توان آن را با MMPI و تقريبا با وكسلر مقايسه كرد .



آزمون رورشاخ که یکی از انواع آزمون‌های فرافکن است، توسط هرمن رورشاخ روان‌پزشک سوئیسی ابداع شد. این آزمون شامل ده "لکه جوهر" است که برخی از آنها رنگی، برخی سیاه، خاکستری و سفید هستند و هر یک روی کارت جداگانه‌ای قرار دارند. دلیل انتخاب لکه‌های جوهر توسط رورشاخ به این جهت بود که این لکه‌ها نشانگر چیز خاصی نیستند. در نتیجه اشخاص مجبور می‌شوند چیزی را در آنها "ببینند" و در جریان این دیدن، افکار و احساسات خودشان را بر روی لکه‌های جوهر فرافکنی نمایند. او لکه‌های جوهر آزمونش را با چکاندن جوهر در وسط یک تکه کاغذ و سپس تا کردن آن کاغذ می‌ساخت. تا کردن کاغذ باعث پخش شدن جوهر به شکلی متقارن می‌شد، اما رورشاخ شکل و رنگ و ترتیب ارایه لکه‌ها را بر یک رشته دلایل نظری استوار کرده بود. برای مثال آزمون را با لکه تمام مشکی یا نسبتا ساده شروع می‌کرد که افراد معمولا آن را شبیه خفاش یا پروانه می‌دیدند، سپس کارت دوم را نشان می‌داد که بخش‌های قرمز رنگی داشت. فرض او بر این بود که رنگ قرمز موجب می‌شود آزمودنی حالت تدافعی بگیرد و پاسخ‌های هیجانی عمیقی در او ایجاد شود. به نظر رورشاخ نحوه کنار آمدن آزمودنی با این فشار روانی و چگونگی ادغام بخشیدن این لکه در ذهن وی نشان‌دهنده توانایی‌های مقابله‌ای و میزان یکپارچگی شخصیت او است

روش اجرای آزمون :

آزمون رورشاخ به صورت فردی اجرا می‌شود. آزمایش‌کننده پس از یک توضیح کلی درباره هدف آزمون، هر یک از ده کارت را یکی پس از دیگری به دست او می‌دهد و از او می‌پرسد:«این چه می‌تواند باشد؟». آزمایش‌کننده باید از هرگونه راهنمایی اضافی، ایجاد محدودیت در نوع پاسخ و یا القای پاسخ خودداری کند. به عنوان مثال، اگر آزمودنی پرسید:«همه این لکه را توصیف کنم یا قسمتی از آن را؟»، آزمایش‌کننده در پاسخ باید بگوید:«هر طور مایلید». پس از دادن هر کارت به دست آزمودنی با استفاده از کورنومتر، زمان شروع ثبت و پس از اتمام پاسخ‌های آزمودنی، زمان واکنش به هر کارت محاسبه و یادداشت می‌شود. هر کارت دوبار اجرا می‌شود. در مرحله اول که مرحله همخوانی آزاد اندیشه‌هاست، اگر آزمودنی تنها یک پاسخ به کارت بدهد، آزمایش‌کننده می‌گوید:«بعضی اشخاص بیش از یک چیز در اینجا می‌بینند». این تذکر فقط یک بار داده می‌شود. اگر آزمودنی از پاسخ دادن به کارت خودداری کند و بگوید چیزی در آن نمی‌بیند، آزمایش‌کننده ممکن است بگوید:«بیشتر مردم واقعا در اینجا چیزهایی می‌بینند، از فرصت خود استفاده کنید». آزمایش‌کننده ضمن ثبت زمان، واکنش آزمودنی به هر کارت و چرخاندن کارت‌ها از سوی آزمودنی را نیز ثبت می‌کندوقتی برای یکبار پاسخ ده تصویر گرفته شد، از آزمودنی خواسته می‌شود تا برای بار دوم نیز آنها را وارسی کند. بدین‌ترتیب که از او می‌خواهند تا توضیحات دیگری درباره پاسخ‌های داده شده بدهد و در مورد این که چرا و چگونه این پاسخ‌ها را داده توضیح دهد. پس از اینکه مرحله دوم انجام شد، آزمایش‌کننده به نمره‌گذاری می‌پردازد. پاسخ‌ها برحسب پنج بعد که عبارتند از نوع ادراک، تعیین‌کننده، کیفیت شکل، محتوا و فراوانی وقوع نمره‌گذاری می‌شوند. نوع ادراک ممکن است کل تصویر یا اجزای آن را دربرگیرد. پاسخ، زمانی کلی خواهد بود که مجموع تصویر را دربرگیرد. مثلا«این یک خفاش است». اما اگر پاسخ آزمودنی قسمتی از تصویر را دربرگیرد، جزئی خواهد بود. این پاسخ‌ها توسط افرادی داده می‌شود که نمی‌توانند معنای تصاویر را در مجموع درک کنند یا به عبارت بهتر، نمی‌توانند به آن فکر کنند. منظور از تعیین‌کننده چیزی است که ادراک آزمودنی و پاسخ او به لکه را موجب شده است. تعیین‌کننده ممکن است حرکت، رنگ یا شکل باشد. آزمودنی ممکن است در تصویر، یک حرکت ببیند یا آن را به صورت یک موجود زنده تفسیر کند(مثلا بگوید این یک فرشته است) یا اساسا یک شکل ببیند(یک بادبادک) یا حتی چیزی ببیند که اصولا رنگ‌ها را در ذهن انسان زنده می‌کند، مثل یک کراوات.

محتوا، چیزی است که آزمودنی از مشاهده لکه ادراک کرده است. فراوانی وقوع، نشانگر آن است که پاسخ آزمودنی تا چه اندازه از نوع پاسخ‌های عام و متداول و یا از نوع پاسخ‌های ابتکاری است. به نظر اکسنر، پاسخ‌های متداول معمولا شامل پاسخ‌هایی است که دست‌کم در یک‌سوم موارد اجرای آزمون مشاهده می‌شود.

مشخصات روان‌سنجی آزمون رورشاخ :

ارزشیابی مشخصات روان‌سنجی آزمون رورشاخ بسیار دشوار است. روان‌شناسان علمی، هر از گاهی داده‌های تجربی موجود را مورد ارزشیابی قرار داده و به این نتیجه رسیده‌اند که آزمون رورشاخ در مقایسه با استانداردهای سنتی، آزمونی نادقیق است. برخلاف این ارزشیابی‌های منفی، آزمون رورشاخ در موقعیت‌های بالینی به خوبی جای خود را باز کرده است. در ارزشیابی آزمون رورشاخ باید توجه داشت که در مورد آن هیچ روش اجرایی استانداردی که پذیرش همگانی یافته باشد وجود ندارد. بعضی اجراکنندگان، دستورالعمل و توضیحات طولانی را به‌کار می‌بندند، برخی دیگر تقریبا هیچ نوع دستورالعملی ندارند. علاوه بر اجرای یکسان، روش‌های نمره‌گذاری آزمون رورشاخ نیز استاندارد شده نیست. در پژوهش‌هایی نیز که در مورد مشخصات روان‌سنجی آزمون رورشاخ انجام گرفته است برخی تناقض‌ها و نارسایی‌ها وجود دارد. در بسیاری از این پژوهش‌ها عواملی مانند نژاد، جنس، سن، هوش و موقعیت اجتماعی – اقتصادی آزمون‌ها به دقت کنترل نشده‌اند. چنانکه این متغیرها نتایج آزمون‌ها را تحت تأثیر قرار دهند، بدون اعمال کنترل کافی در مورد آنها، نتایج تحقیق گمراه‌کننده خواهد بود.



آزمون شخصیتی چندوجهی مینه سوتا MMPI :

آزمون MMPI از پرمصرفترین و مهمترین پرسشنامه های شخصیتی بالینی است.این آزمون در فرم اصلی خود دارای ۵۶۷ سوال است و زمان لازم برای اجرای آن حدود یک ساعت می‌باشد. این پرسشنامه را می‌توان هم به صورت فردی و هم به صورت گروهی اجرا نمود. فرمهای گوناگون این پرسشنامه را می‌توان در گروههای سنی بالاتر از ۱۶ سال و یا افرادی که حداقل دارای ۸ کلاس تحصیلات هستند، اجرا کرد.بدین سان،MMPI علاوه بر کاربرد مفید بالینی،مقدار زیادی از ادبیات تحقیق را به راه انداخته و اغلب به عنوان یک ابزار اندازه گیری در مطالعات تحقیقی به کار رفته است.

تهیه آزمون MMPI :

پرسشنامه شخصیتی چندوجهی مینه سوتا ( MMPI )یکی از مهمترین و معتبرترین آزمونها در زمینه شخصیت است. این پرسشنامه در سال ۱۹۴۰ بوسیله هته وی و مک کین لی در دانشگاه مینه سوتا ساخته شد.آنان به ابزاری نیاز داشتند که بتوانند به سنجش بیماران بزرگسال در دوره درمانهای موردی روان پزشکی کمک کرده و شدت اختلال را به دقت مشخص کند؛همچنین هته وی و مک کین لی به تدوین یک روش عینی برای برآورد تغییر حاصل از روان درمانی یا دیگر متغیرهای زندگی بیمار علاقه مند بودند. از آن پس در پژوهشهای مختلف مربوط به مسائل شخصیتی و اختلالات روانی و در بیمارستانها ، کلینیکها و مراکز بهداشت روانی مورد استفاده گسترده‌ای قرار گرفت.



آزمون MMPI در ایران :

مدتها فرم اصلی پرسشنامه MMPI که ۵۶۵ سوال برای پاسخگویی داشت، در ایران اجرا می‌شد. اجرای چنین پرسشنامه‌ای معایبی داشت، از جمله اینکه بسیار طولانی و وقت گیر بود. بطوری که در اواخر پاسخدهی به پرسشنامه ، آزمودنی کاملا خسته به نظر می‌رسید. از سوی دیگر تفسیر و نمره گذاری آن نیز برای روان شناسان بسیار وقت گیر می‌نمود. علاوه بر این سوالاتی در این فرم با توجه بر فرهنگ غربی گنجانده شده بود که مطابقتی با شرائط فرهنگی ایران نداشت. از این رو اجرای این آزمون آن چنان که انتظار می‌رفت، نمی‌توانست منعکس کننده شخصیت یک فرد ایرانی باشد.

با توجه به وجود مشکلات فوق نیاز برای تهیه آزمونی با همین محتوا که معایب ذکر شده را نداشته باشد، احساس می‌شد. بر این اساس تصمیم برای تهیه فرمی از MMPI که اولا ارزشها و شرائط فرهنگ ایرانی در آن در نظر گرفته شده باشد و ثانیا کوتاه بوده و مستلزم صرف وقت کمتری باشد، گرفته شد. با در نظر گرفتن این مسائل دکتر اخوت ، براهنی ، شاملو و نوع پرست ،۷۱ سول از پرسشنامه MMPI را اقتباس و با در نظر گرفتن فرهنگ ایرانی آن را در فرم کوتاهی تدوین و یک رشته فعالیتهای پژوهشی را آغاز کردند. این فرم کوتاه شده کاربرد بسیار وسیعی در فعالیتهای پژوهشی بالینی پیدا کرده است و هنوز هیچ آزمون با آن برابری نمی‌کند.

نمره گذاری آزمون MMPI :

نمره گذاری این پرسشنامه در دو دسته از مقیاسها صورت می‌گیرد. یک دسته مقیاسهای روایی را شامل می‌شود که قبل از تفسیر و نمره گذاری مقیاسهای بالینی نمره گذاری و تفسیر می‌شود.

مقیاسهای روایی شامل مواردی است که :

مقیاس L (وانمود خوب) دروغ سنجی .فرد در طول پاسخدهی به آزمون تلاش داشته خود را بهتر و خوبترجلوه دهد.

مقیاس F (وانمود بد).فرد در طول پاسخدهی به آزمون تلاش داشته خود را بدترجلوه دهد.

مقیاس K (انکار کردن).فرد در طول پاسخدهی حالت‌های دفاعی به خود گرفته باشد.

بر همین اساس نمرات آزمودنی در مقیاس بالینی نیز مورد تعبیر و تفسیر قرار می‌گیرند.

مقیاسهای بالینی به خصوصیات شخصیتی فرد در ابعاد مختلف می‌پردازد. این مقیاسها در فرم ۷۱ سوالی کاهش پیدا کرده‌اند. مقیاسهای باقیمانده شامل موارد زیر است:

مقیاس HS یا هیپوکندری : به خصوصیات خودبیمارانگاری فرد اشاره دارد. افرادی که نمرات بالایی در این مقیاس می‌گیرند، توجه فزاینده‌ای به مشکلات جسمی خود دارند و اغلب احساس بیماری و ناراحتی می‌کنند، بدون اینکه واقعا مشکل خاص جسمی داشته باشند.

مقیاس D یا افسردگی : نمره فرد در این مقیاس میزان افسردگی فرد را نشان می‌دهد.

مقیاس Hy یا هیستری : تمایل به جلب توجه و واکنشهای نمایش گونه را نشان می‌دهد.

مقیاس Pd یا انحراف روانی اجتماعی: واکنشهای ضد اجتماعی آزمودنی را نشان می‌دهد.

مقیاس Pa یا پارانویا: میزان اعتماد یا بی‌اعتمادی فرد را نسبت به دیگران می‌سنجد. افرادی که نمرات بالایی در این مقیاس دارند، افرادی هستند که اعتماد کلی به دیگران ندارند و افکار و رفتار آنها حاکی از سوظن شدید است.

مقیاس PT یا پسیکاستنی(ضعف روانی) : به خستگی و ضعف روانی فرد اشاره دارد.

مقیاس SC یا اسکیزوفرنی:به شناسایی اختلال اسکیزوفرنیک یا شبه اسکیزوفرنیک اشاره دارد.

مقیاس Ma یا مانیا(شیدایی خفیف) : علائم مورد سنجش در این مقیاس بر عکس افسردگی است. افرادی که نمرات بالاتری در این مقیاس کسب می‌کنند، شادتر و پرانرژی‌تر هستند که در برخی درجات بالا به عنوان یک اختلال شناخته می‌شود.

تفسیر آزمون MMPI :

برای تفسیر کامل آزمون MMPI وجود تجربه عملی با افراد و بیماران و اجرای آزمون ضروریست. معمولا با رسم پروفایل نمرات آزمودنی در مقیاسهای بالینی و روانی به ترتیب بالاترین نمرات فرد در مقیاسهای بالینی ، تعیین و کدبندی لازم انجام می‌شود. چندین ترکیب مختلف از کدبندی‌ها در تفسیر آزمون MMPI ارائه شده است، ولی مسلم است که تفسیر نهائی تنها با استناد به این رمزها و کدبندی‌ها انجام نمی‌شود و کلیه نمرات فرد در مقیاس بین افراد، تفاوت‌های گسترده‌ای از لحاظ ویژگی‌های شخصیتی و توانایی‌های ذهنی وجود دارد. برای شناسایی تفاوت‌های فردی در زمینه توانایی‌ها، می‌توان از آزمون‌هایی که برای سنجش این تفاوت‌ها ساخته شده‌اند، استفاده کرد. امروزه کاربرد آزمون‌های توانایی در امر تعیین کلاس‌های ویژه برای برخی دانش‌آموزان، انتخاب دانشجویان دانشگاه‌ها و مدارس تخصصی و گزینش افراد برای مشاغل، یکی از موضوعات داغ و بحث‌برانگیز است. هنگامی که برای اولین بار آزمون‌های سنجش توانایی‌های ذهنی و هوش مورد استفاده قرار گرفتند، از آنها به‌ عنوان روش‌های عینی و عاری از تبعیض برای شناسایی استعدادها و تضمین‌کننده فرصت‌های فردی تمجید شد. به کمک کاربرد این آزمون‌ها افراد نه بر مبنای عواملی مانند زمینه خانوادگی و ثروت و طبقه اجتماعی و نفوذ سیاسی بلکه بر اساس لیاقت فردی خود به مشاغل یا آموزش عالی دسترسی پیدا می‌کنند.

آزمون اندر يافت موضوعTAT :

آزمون اندریافت موضوع ، عبارت است از نوعی آمادگی برای ادراک وقایع به گونه‌ای خاص بر اساس تجارب قبلی .

آزمون T.A.T در سال۱۹۳۵توسط کریستینا مرگان(Christina Morgan) و هنری موری(Henry Murray) روان‌پزشکان آمریکایی تهیه شده است. مواد این آزمون شامل ۳۰ تصویر است که به گروه‌های ده‌تایی تقسیم می‌شوند. معنا و مفهوم این تصاویر مبهم بوده، با شرایطی به آزمایش شونده معرفی می‌شوند و از او می‌خواهند تا داستانی درباره هر یک از آن‌ها بیان کند. بعضی از کارت‌ها به کودکان، برخی به زنان و پاره‌ای دیگر به مردان اختصاص دارد.

آزمون اندریافت موضوع، بر این فرضیه مبتنی است که آزمودنی خود را با قهرمان اصلی داستانی که می‌سازد همانند می‌کند.

روش اجرا و تفسیر آزمون :

در اجرای آزمون، به آزمودنی می‌گویند «من چند تصویر به شما نشان می‌دهم. می‌خواهم درباره هر تصویر داستانی برایم بگویی. به من بگو چه رویدادهایی این داستان را به وجود آورده، هم اکنون چه چیزی در داستان اتفاق افتاده است، قهرمانان داستان چه فکر می‌کنند و چه احساسی دارند و سرانجام داستان چه خواهد شد؟». نیز به آزمودنی گفته می‌شود که برای گفتن داستان هر کارت تقریبا ۵ دقیقه فرصت دارد. در طرح اولیه آزمون، ۲۰ کارت در دو جلسه یک ساعتی(در هر جلسه۱۰ کارت) اجرا می‌شد. اما در عمل، معمولا در مورد هر آزمودنی ۱۰ تا ۱۲ کارت اجرا می‌شود.

آزمایش‌کننده باید تمام گفته‌های آزمودنی را کلمه به کلمه یادداشت کند. آزمایش‌کننده لازم است زمان واکنش آزمودنی(فاصله زمانی بین ارایه کارت به آزمودنی و نخستین پاسخ وی) را نیز اندازه‌گیری و ثبت کند. از روی زمان واکنش می‌توان مشخص کرد که آزمودنی در کدام یک از کارت‌ها مشکل داشته است. چون هر کارت برای فراخوانی موضوع‌ها، نیازها و تعارض‌های خاص خود طراحی شده است. زمان واکنش طولانی و غیرعادی ممکن است بیان‌گر مساله خاصی باشد. آزمایش‌کننده ماهر، از داستان‌ها، نیازها، هیجان‌ها، احساسات، عقده‌ها، تعارض‌ها و فشارهای بیرونی آزمودنی که او را آزار میدهند، اطلاعاتی به دست می‌آورد.

در مورد آزمون T.A.T نظام‌های نمره‌گذاری و تفاسیر گوناگونی وجود دارد که می‌توان آن‌ها را به دو گروه تفسیر کمی و کیفی طبقه‌بندی کرد. تفسیر کمی آزمون، کمتر مورد پذیرش عام قرار گرفته است. به سبب پیچیدگی و وقت‌گیر بودن روش‌های کمی تفسیر آزمون، اغلب روان‌شناسانی که T.A.T را به کار می‌برند روش تفسیر کیفی را ترجیح می‌دهند. تقریبا در همه روش‌های تفسیر آزمون، قهرمانان، نیازها، فشارهای محیطی، موضوع‌ها و نتایج مورد توجه قرار می‌گیرند.

قهرمان، چهره‌ای در داستان است که ظاهرا آزمودنی با وی همانندسازی می‌کند. چهره‌ای که به گوینده داستان شباهت بیشتری دارد، به عنوان قهرمان در نظر گرفته می‌شود. انگیزه‌ها و نیازهای قهرمان اهمیت خاصی دارند. در بیشتر روش‌های تفسیر از جمله در تفسیر ارایه شده توسط موری، شدت، تداوم و فراوانی هر یک از نیازها به عنوان شاخص‌هایی برای اهمیت داشتن و مربوط بودن نیازها در نظر گرفته می‌شوند. اصطلاح "فشار خارجی" در تفسیر T.A.T، به نیروهای محیطی که در ارضای نیازها مشکل ایجاد می‌کنند یا ارضای نیازها را تسهیل می‌کنند گفته می‌شود. برای تعیین اهمیت نسبی این نیروها باید به عواملی مانند فراوانی، شدت و تداوم توجه شود. به نظر بعضی از متخصصان، قسمتی از پاسخ‌ها یا نشانه‌ها در آزمون T.A.T نشان‌گر برخی اختلال‌های روانی است. به عنوان مثال؛ کندی یا درنگ طولانی در پاسخ دادن به تصاویر ممکن است نشانه افسردگی باشد.

این‌که آزمودنی‌های مختلف به یک تصویر پاسخ‌های متفاوت می‌دهند نشانه ارزش بالقوه آزمون T.A.T برای شناخت خصایص شخصیتی است.



آزمون اندریافت موضوع کودکان Apperception Test Children's :



آزمون C.A.T همانند آزمون T.A.T بر اساس نظریه شخصیتی هنری موری ساخته شده است. تدوین آزمون C.A.T توسط بلاک(Leopold Bellak) انجام شد. در این آزمون به جای تصاویر انسان از تصویرهای حیوانات استفاده شده است. زیرا به نظر بلاک، کودکان با حیوانات بهتر می‌توانند همانندسازی کنند. آزمون C.A.T شامل ۱۰کارت است که روی هر کارت تصویرهایی از حیوانات دیده می‌شود. کارت، یکی پس از دیگری به کودک ارایه شده و از او خواسته می‌شود که برای هر تصویر داستانی بسازد. او باید آن‌چه را که هم اکنون در صحنه داستان می‌گذرد توضیح داده و بگوید که قبل از آن‌چه که اکنون در جریان است چه چیزی اتفاق افتاده است و پایان یا نتیجه داستان چه خواهد شد.



اعتبار و روایی :

یک مشکل در تعیین اعتبار، به تنوع گسترده بین داستان‌های مختلف مربوط است. اگر ارزشیابان بخواهند همسانی درونی T.A.T را تعیین کنند با این مشکل روبه‌رو می‌شوند که کارت‌های مختلف با یکدیگر قابل مقایسه نیستند.

بازنگری‌های انجام شده درباره روایی T.A.T تغییرپذیری زیادی را نشان داده است. طرفداران آزمون در این مورد اصطلاح‌هایی مانند ارتباط‌های "چشم‌گیر" و "قوی" را به کار می‌برند. در حالی که منتقدان گفته‌اند "تقریبا فاقد روایی" است. بخشی از علت این امر ممکن است به تفسیرهای متفاوت داده‌ها مربوط باشد. یکی از عواملی که ممکن است به توجیه تفاوت‌های موجود بین نتایج این مطالعه‌ها کمک کند این است که معلوم شده است T.A.T نسبت به اثرهای ناشی از دستور عمل اجرا حساس است. بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت که بخشی از تفاوت‌های گسترده موجود بین یافته‌های مطالعات مختلف احتمالا از تفاوت‌های جزیی بین دستور عمل‌ها ناشی شده است.

یکی از مشکلات عمده برای تعیین روایی ملاکی، مشخص کردن ملاک‌های خارجی مورد توافق است. مساله مهم در تفسیر مطالعات روایی ملاکی درباره T.A.T، فهمیدن معنای ضمنی سطوح مختلف تفسیر است. آزمون‌های فرافکنی مانند T.A.T در درجه نخست، زندگی درونی و نمادگری خصوصی شخص(زندگی تخیلی درونی) را مورد سنجش قرار می‌دهند. به همین خاطر، T.A.T انگیزه‌ها و موضوعات زمینه‌سازی را اندازه‌گیری کرده است که از نظر زیستی و ناهشیارانه به شخص مرتبط است و بر رفتارهای دراز مدت تاثیر می‌گذارند.



مزایای آزمون اندریافت موضوع :

از دیدگاه نظری، این آزمون دستیابی به ساخت‌های پنهان و عمیق‌تر شخصیت فرد را امکان‌پذیر می‌سازد.

این آزمون بر ماهیت کلی شخص متمرکز است تا به اندازه‌گیری عینی صفت‌ها یا نگرش‌های خاص.

مزیت دیگر T.A.T سهولت ایجاد ارتباط با آزمودنی است.

این آزمون در اصل از محیطی علمی – انسانی برخواسته است. در صف هیچ یک از مکاتب فکری خاص قرار ندارد، بنابراین می‌توان بر اساس نظریه‌های مختلف آن را مورد تفسیر قرار داد.

T.A.T ممکن است مانع مقاومت هشیارانه آزمودنی شود و در نتیجه، مطالبی را بیان کند که ممکن است به روش مستقیم آن‌ها را آشکار نسازد.



محدودیت‌های آزمون اندریافت موضوع:

معمولا تعیین همسانی درونی و اعتبار بازآزمایی آن همواره با مشکل روبه‌رو بوده است.

عموما فاقد داده‌های هنجاری مناسب است که در نتیجه متخصصان بالینی اغلب برای تفسیر پاسخ‌ها ناگزیر به تجارب بالینی تکیه دارند.

اگرچه آزمون T.A.T بالقوه یک آزمون چندبعدی است، اما خودبسنده نیست و برخی از مولفان تاکید کرده‌اند که T.A.T فقط در صورتی بهترین نتایج را به دست می‌دهد که همراه با یک مجموعه آزمون و یا به عنوان نوعی از مصاحبه ساخت‌دار به کار بسته شود.

این آزمون نیاز به آموزش گسترده و زیاد برای یادگیری کامل فنون مربوط به آن دارد و از نظر زمان لازم برای اجرا و نمره‌گذاری مقرون به صرفه نیست.

آخرین مشکلی که درباره T.A.T صادق است، ذهنی بودن نمره‌گذاری و روش‌های تفسیر آن است.



روش اجرای آزمون :

آزمون رورشاخ به صورت فردی اجرا می‌شود. آزمایش‌کننده پس از یک توضیح کلی درباره هدف آزمون، هر یک از ده کارت را یکی پس از دیگری به دست او می‌دهد و از او می‌پرسد:«این چه می‌تواند باشد؟». آزمایش‌کننده باید از هرگونه راهنمایی اضافی، ایجاد محدودیت در نوع پاسخ و یا القای پاسخ خودداری کند. به عنوان مثال، اگر آزمودنی پرسید:«همه این لکه را توصیف کنم یا قسمتی از آن را؟»، آزمایش‌کننده در پاسخ باید بگوید:«هر طور مایلید». پس از دادن هر کارت به دست آزمودنی با استفاده از کورنومتر، زمان شروع ثبت و پس از اتمام پاسخ‌های آزمودنی، زمان واکنش به هر کارت محاسبه و یادداشت می‌شود. هر کارت دوبار اجرا می‌شود. در مرحله اول که مرحله همخوانی آزاد اندیشه‌هاست، اگر آزمودنی تنها یک پاسخ به کارت بدهد، آزمایش‌کننده می‌گوید:«بعضی اشخاص بیش از یک چیز در اینجا می‌بینند». این تذکر فقط یک بار داده می‌شود. اگر آزمودنی از پاسخ دادن به کارت خودداری کند و بگوید چیزی در آن نمی‌بیند، آزمایش‌کننده ممکن است بگوید:«بیشتر مردم واقعا در اینجا چیزهایی می‌بینند، از فرصت خود استفاده کنید». آزمایش‌کننده ضمن ثبت زمان، واکنش آزمودنی به هر کارت و چرخاندن کارت‌ها از سوی آزمودنی را نیز ثبت می‌کند وقتی برای یکبار پاسخ ده تصویر گرفته شد، از آزمودنی خواسته می‌شود تا برای بار دوم نیز آنها را وارسی کند. بدین‌ترتیب که از او می‌خواهند تا توضیحات دیگری درباره پاسخ‌های داده شده بدهد و در مورد این که چرا و چگونه این پاسخ‌ها را داده توضیح دهد. پس از اینکه مرحله دوم انجام شد، آزمایش‌کننده به نمره‌گذاری می‌پردازد. پاسخ‌ها برحسب پنج بعد که عبارتند از نوع ادراک، تعیین‌کننده، کیفیت شکل، محتوا و فراوانی وقوع نمره‌گذاری می‌شوند. نوع ادراک ممکن است کل تصویر یا اجزای آن را دربرگیرد. پاسخ، زمانی کلی خواهد بود که مجموع تصویر را دربرگیرد. مثلا«این یک خفاش است». اما اگر پاسخ آزمودنی قسمتی از تصویر را دربرگیرد، جزئی خواهد بود. این پاسخ‌ها توسط افرادی داده می‌شود که نمی‌توانند معنای تصاویر را در مجموع درک کنند یا به عبارت بهتر، نمی‌توانند به آن فکر کنند. منظور از تعیین‌کننده چیزی است که ادراک آزمودنی و پاسخ او به لکه را موجب شده است. تعیین‌کننده ممکن است حرکت، رنگ یا شکل باشد. آزمودنی ممکن است در تصویر، یک حرکت ببیند یا آن را به صورت یک موجود زنده تفسیر کند(مثلا بگوید این یک فرشته است) یا اساسا یک شکل ببیند(یک بادبادک) یا حتی چیزی ببیند که اصولا رنگ‌ها را در ذهن انسان زنده می‌کند، مثل یک کراوات.

محتوا، چیزی است که آزمودنی از مشاهده لکه ادراک کرده است. فراوانی وقوع، نشانگر آن است که پاسخ آزمودنی تا چه اندازه از نوع پاسخ‌های عام و متداول و یا از نوع پاسخ‌های ابتکاری است. به نظر اکسنر، پاسخ‌های متداول معمولا شامل پاسخ‌هایی است که دست‌کم در یک‌سوم موارد اجرای آزمون مشاهده می‌شود.





انواع آزمون‌های توانایی :

امتحانات احراز شایستگی برای دریافت گواهینامه پایان تحصیلات متوسطه، امتحانات گواهینامه رانندگی، آزمون‌های تسلط در درس‌های اختصاصی مانند ماشین‌نویسی، همگی آزمون‌های توانایی محسوب می‌شوند. آزمون‌های توانایی، گستره‌ای از آزمون‌های استعداد تا آزمون‌های پیشرفت را دربرمی‌گیرند. آزمون‌هایی که در دو انتهای پیوستار استعداد – پیشرفت قرار می‌گیرند عمدتا از لحاظ هدفی که دنبال می‌کنند با یکدیگر فرق دارند. آزمون‌های استعداد به منظور پیش‌بینی اینکه شخص پس از گذراندن دوره آموزشی لازم تا چه حد در کار معینی موفق خواهد بود، تهیه می‌شوند. از سوی دیگر آزمون‌های پیشرفت، آزمون‌هایی هستند که برای سنجش مهارت‌های پرورش‌یافته ساخته شده‌اند و نشان می‌دهند که شخص در حال حاضر قادر به انجام دادن چه کارهایی است. وجه تمایز این دو نوع آزمون در مرحله نخست از نقطه‌نظر هدف‌های آنهاست تا محتوا. زیرا مواد و محتوای این دو نوع آزمون غالبا وجه اشتراک زیادی دارند. برای مثال، یک آزمون دانستنی‌های اصول مکانیک ممکن است در پایان یک دوره آموزش مکانیک به منظور ارزیابی میزان تسلط دانشجو به مطالب آن دوره به وی داده شود تا از این راه شاخصی از پیشرفت او به دست آید. از سوی دیگر، آزمونی با سؤال‌های مشابه ممکن است بخشی از یک مجموعه آزمون را تشکیل دهد که هدف آن گزینش متقاضیان آموزش خلبانی است؛ چون تحقیقات نشان داده است که آگاهی از اصول مکانیک، عامل کارآمدی برای پیش‌بینی میزان موفقیت در پرواز است. آزمون دوم شاخصی از استعداد به دست می‌دهد چون از نتایج آن برای پیش‌بینی عملکرد دانشجویان خلبانی استفاده می‌شود. بنابراین اینکه آزمون معینی را آزمون استعداد یا آزمون پیشرفت بدانیم بیشتر به هدف آن بستگی دارد تا به محتوایش.

آزمون‌هایی را که در دو انتهای پیوستار استعداد – پیشرفت قرار می‌گیرند، می‌توانیم از لحاظ میزان نیاز به تجارب پیشین نیز از یکدیگر متمایز بدانیم. در یک انتهای پیوستار، آزمون‌های پیشرفت قرار دارند که برای سنجش مهارت در یک زمینه خاص ساخته شده‌اند. به‌ عنوان مثال در زمینه موسیقی یا مقررات و اصول ایمنی مربوط به استفاده از یک وسیله نقلیه موتوری. در انتهای دیگر پیوستار، آزمون‌های استعداد قرار دارند که بنا به فرض سازندگانشان متکی بر تجارب پیشین فرد نیستند، البته به‌جز تجربه رشد و بار آمدن وی در یک کشور معین. برای مثال، هدف از تهیه یک آزمون استعداد موسیقی، پیش‌بینی این امر است که دانشجویی که هیچ‌گونه آموزشی در زمینه موسیقی ندیده است تا چه اندازه می‌تواند از درس‌های موسیقی بهره‌مند شود.

آزمون‌های استعداد به دو دسته تقسیم می‌شوند :

آزمون‌های استعداد کلی یا هوش

آزمون‌های استعداد و مهارت‌های خاص

بعضی افراد در تعبیر استعداد به تصور آنکه از روی نتایج این آزمون‌ها می‌توان استعداد فرد را در یک شغل معین به دقت تعیین کرد، اشتباه می‌کنند. برای مثال، غالبا دانش‌آموزان دبیرستان و دانشجویان دانشگاه تصور می‌کنند که روان‌شناس یا مشاور راهنمایی با اجرای این آزمون‌ها می‌تواند به آنها بگوید که استعداد احراز کدام یک از مشاغل را دارد. با وجود اینکه نتایج آزمون‌ها، اطلاعات مفیدی در مورد انتخاب شغل در اختیار دانش‌آموزان قرار می‌دهد اما از روی این نتایج به دقت نمی‌توان گفت که آیا در شغل معینی موفقیت لازم را به دست خواهد آورد یا نه. از روی نتایج آزمون‌های استعداد ممکن است چنین قضاوت کرد که دانش‌آموز می‌تواند مثلا در فکر انتخاب یک شغل تخصصی که لازمه آن داشتن استعداد عددی و استعداد در علوم است باشد؛ اما در عین حال به او توصیه می‌کنند که برای موفقیت در یک شغل علاوه بر نتایج آزمون‌های استعداد، عوامل زیادی از قبیل علاقه، ارزش‌های شخصی، تجارب قبلی و مانند اینها مؤثرند که باید همه اینها را در نظر گرفت.

روان‌شناسان، غالبا تمایزی بین آزمون‌های هوش کلی و آزمون‌های استعداد خاص قایل می‌شوند. این تمایز به این شکل توجیه می‌شود: کارآیی‌هایی وجود دارد که به توانایی‌های ذاتی و توارث فردی بیش از رشد وابسته‌اند، بنابراین تغییرپذیری بیشتری نشان می‌دهند. بنا به گفته کلاپارد زمانی که می‌خواهیم استعداد کودکی را تعیین کنیم، هدف ما این نیست که ببینیم نسبت به سن خود در سطح پایین‌تری قرار دارد یا بالاتری، بلکه هدف ما این است که ببینیم کودک مذکور نسبت به میانگین کودکان همسن خود در سطح بالاتر و یا پایین‌تری است. بنابراین در تعیین استعدادها پیش‌رسی یا عقب‌ماندگی کودک مطرح نیست، بلکه موقعیت، رتبه، بالاتر بودن یا پایین‌تر بودن نسبت به یک ارزش مرجع مطرح است. به این ترتیب می‌توان از استعداد موسیقی، نقاشی، خطاطی و ... بحث کرد. اشکال بسیار اختصاصی از توانایی‌ها وجود دارد که همان تغییرپذیری را نشان می‌دهند، مثلا توانایی برای یادگیری زبان‌های مختلف و استعداد ریاضی. به‌طور کلی، یک انسان باهوش توانایی انجام همه فعالیت‌ها را نخواهد داشت؛ وجود برخی قریحه‌ها برای انجام بعضی فعالیت‌های معین لازم است.

هوش کلی را می‌توان به این صورت تعریف کرد: توانایی سازگاری آگاهانه و فعال با موقعیت‌های تازه یا نسبتا تازه‌ای که فرد باید با آنها روبرو شود. از آنجا که این موقعیت‌ها ماهیت و پیچیدگی بسیار متغیری دارند، می‌توان پیش‌بینی کرد که انواع هوش نیز باید همان تنوع و پیچیدگی موقعیت‌ها را داشته باشد؛ زیرا به کمک انواع سازگاری‌ها و به کمک انواع آزمون‌هایی که برای ارزشیابی عینی این سازگاری‌ها ساخته می‌شوند، تعریف می‌گردد.

آزمون‌های هوش به دو دسته آزمون‌های فردی و گروهی تقسیم می‌شوند. آزمون‌های گروهی را می‌توان در یک جلسه آزمایش در مورد گروهی از افراد اجرا کرد، در صورتی که آزمون‌های فردی تنها با یک نفر آزمودنی توسط متخصص کارآزموده اجرا می‌شود. آزمون وکسلر نمونه آزمون‌های فردی هوش می‌باشد. آزمون گروهی ارتش آمریکا نیز یکی از آزمون‌های گروهی هوش است.

آزمون‌های استعداد خاص نیز یکی دیگر از انواع آزمون‌های استعداد است. برای اندازه‌گیری استعدادهای خاص، آزمون‌های متعددی تهیه و استاندارد شده است. یکی از انواع این آزمون‌ها، آزمون چالاکی دست و انگشتان می‌باشد که در آن عامل سرعت همراه با سایر مهارت‌ها مورد سنجش قرار می‌گیرد. این آزمون‌ها چالاکی دست و انگشتان را در کارهای دستی از قبیل قرار دادن میله‌ها و یا مهره‌ها به اشکال و ابعاد مختلف در حفره‌هایی به همان اشکال و ابعاد، سوار کردن قطعات اشیاء و مانند آن را اندازه می‌گیرند. آزمون تجسم یا درک روابط فضایی نیز یکی دیگر از این‌گونه آزمون‌هاست. این آزمون‌ها، استعداد آزمودنی را در تجسم حرکت و تغییر جهت اشکال فضایی در ذهن اندازه می‌گیرند. معمولا بین نتایج آزمون‌های درک روابط فضایی با استعداد امور مکانیکی و فنی همبستگی وجود دارد.

آزمون‌های پیشرفت تحصیلی، یک نوع دیگر از انوع آزمون‌های توانایی هستند. این آزمون‌ها مورد استفاده فراوانی دارند و نتایج آنها به‌طور مستقیم مورد تعبیر و تفسیر قرار می‌گیرند. آزمون‌های پیشرفت تحصیلی، هم شاخصی از آموخته‌های گذشته و هم وسیله‌ای برای پیش‌بینی موفقیت آینده است. این آزمون‌ها به سه دسته تقسیم می‌شوند:

آزمون‌های پیشرفت کلی

آزمون‌های دروس خاص

آزمون‌های تشخیصی



محتوای آزمون‌های پیشرفت کلی در هر یک از دوره‌های ابتدایی و راهنمایی با برنامه و مواد درسی این دوره‌ها رابطه نزدیکی دارد و شامل موادی در همین زمینه‌هاست. در آزمون‌های دروس خاص، هر یک از آزمون‌ها برای اندازه‌گیری آموخته‌های دانش‌آموزان در یک درس و یا برنامه آموزشی خاص تهیه و استاندارد می‌شوند. آزمون‌های تشخیصی، نوعی دیگر از آزمون‌های پیشرفت تحصیلی هستند که برای تشخیص نقاط قوت و یا ضعف و نارسایی‌های دانش‌آموزان در مهارت‌های اساسی از قبیل خواندن و یا حساب کردن به‌کار می‌روند .

در حد فاصل آزمون‌های استعداد و آزمون‌های پیشرفت، آزمون‌هایی نیز جهت سنجش ترکیبی از استعداد و پیشرفت قرار دارند. نمونه‌ای از این قبیل آزمون‌ها، آزمون استعداد تحصیلی است که گذراندن آن برای تمام داوطلبان ورود به دانشگاه‌ها الزامی است. آزمون استعداد تحصیلی شامل یک بخش کلامی است که مهارت‌های لغوی و توانایی درک مطالب خوانده‌شده را می‌سنجد و یک بخش ریاضی که توانایی حل مسائلی را می‌سنجد که در آنها استدلال ریاضی، جبر و هندسه مطرح می‌شود. به این ترتیب، هر چند این آزمون مطالب آموخته‌شده را می‌سنجد، با این وجود در تهیه آن سعی شده است از سؤال‌هایی که متکی بر دانستنی‌هایی در موضوعات اختصاصی هستند اجتناب شود و بیشتر سنجش توانایی استفاده از مهارت‌های آموخته‌شده در حل مسائل نوین در مدار توجه قرار گیرد. دیوید وکسلر در دهه ۱۹۳۰ مطالعه تعدادی از آزمون‌های استاندارد را آغاز کرد. او معتقد بود که آزمون استنفورد – بینه بیش از حد به توان کلامی تکیه دارد و برای بزرگسالان مناسب نیست. به همین دلیل دست به ساختن آزمون تازه‌ای زدو برای ساختن مجموعه اولیه مقیاس خود، ۱۱ خرده‌آزمون را انتخاب نمود. چند تا از خرده‌آزمون‌هایش را از بخش‌های مختلف آزمون تجدیدنظرشده ۱۹۳۷ استنفورد – بینه گرفت. بقیه خرده‌آزمون‌ها را از امتحانات گروهی ارتش، طراحی مکعب‌های کهس، آزمون ارتش آلفا، آزمون ارتش بتا، آزمون تکمیل تصاویر هیلی و آزمون پینتر – پاترسون گرفت. این خرده‌آزمون‌ها را با هم ترکیب کرد و در ۱۹۳۹ با عنوان مقیاس هوشی وکسلر – بلویو(Wechsler- Bellevue) منتشر ساخت .

مقیاس اولیه وکسلر – بلویو برای بزرگسالان ساخته شده بود که شامل دو بخش بود: مقیاس کلامی و مقیاس عملکردی که علاوه بر نمره‌های جداگانه دارای نمره هوشبهر کلی نیز بود. اما در ۱۹۴۹ وکسلر، مقیاس هوشی وکسلر برای کودکان(WISC) را تدوین کرد به طوری که با این آزمون، هوش کودکان از۵ سال به بالا با همان روش بزرگسالان سنجیده می‌شد. آخرین فرم تجدیدنظرشده آزمون وکسلر در۱۹۸۱منتشر شد. این آزمون دارای سه فرم مختلف است.

الف. مقیاس تجدیدنظرشده هوش وکسلر برای بزرگسالان :

این مقیاس از ۱۱ خرده آزمون تشکیل شده است که۶ تای آن مقیاس کلامی و۵ تای دیگر مقیاس غیرکلامی یا عملی را تشکیل می‌دهند.



مقیاس هوش کلامی:

۱- اطلاعات عمومی: این خرده‌آزمون ۲۹ ماده دارد که جنبه تخصصی یا تحصیلی ندارند. انتظار می‌رود که هر فرد بزرگسال بهنجار بتواند به آن‌ها پاسخ‌های درست بدهد. با این خرده‌آزمون دامنه دانش و اطلاعات عمومی آزمودنی اندازه‌گیری می‌شود. گرچه سوال‌های این مقیاس برای اندازه‌گیری اطلاعات عمومی ساخته شده‌اند. اما میزان کنجکاوی، علاقه به کسب اطلاعات و عامل فرهنگی ممکن است در نمره این خرده‌آزمون تاثیر بگذارد.

۲- فراخنای ارقام: آزمایش‌کننده فهرستی از ارقام از سه تا نه‌تایی را با آرامش و با صدای بلند می‌خواند و آزمودنی پس از گوش دادن به هر فهرست باید به همان ترتیب آن‌ها را بازگو کند. این آزمون که یکی از متداول‌ترین شاخص هوش است، مستلزم آن است که آزمودنی بعضی از فهرست‌های ارقام خوانده‌شده را به همان ترتیب و بعضی دیگر را به صورت وارونه بازگو کند. در حالت اول، حافظه برای ارقام مستقیم و در حالت دوم، حافظه برای ارقام وارونه اندازه‌گیری می‌شود. این خرده‌آزمون، حافظه شنیداری کوتاه‌مدت را اندازه‌گیری می‌کند. اما باید دانست میزان دقت و تمرکز و یا حواس‌پرتی و اضطراب آزمودنی نمره او را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

۳- گنجینه لغات: فهرستی از۳۵کلمه به صورت شفاهی و کتبی به آزمودنی ارایه می‌شود و او باید آن‌ها را تعریف کند و یا معنای آنها را توضیح دهد. این آزمون یکی از شاخص‌های مهم هوش به شمار می‌رود، از عامل اضطراب و حواس‌پرتی و اختلال‌های عاطفی کمتر تاثیر می‌پذیرد.

۴- محاسبات: این خرده‌آزمون شامل ۱۴ مساله ساده است که معمولا بدون استفاده از کاغذ و مداد می‌توان آنها را حل کرد. این خرده‌آزمون بیشتر به عنوان آزمون استدلال تلقی می‌شود تا عملکرد محاسبات عددی. در اجرای این آزمون عواملی مانند حافظه، دقت و تمرکز حواس و استعداد ریاضی و استدلال مورد سنجش قرار می‌گیرند.

۵- درک و فهم: این آزمون۱۶ ماده دارد که سوال‌های آن به صورت باز – پاسخ تدوین شده‌اند. این سوال‌ها سه دسته‌اند. در نوع اول آزمودنی در موقعیتی قرار داده می‌شود و او باید بگوید که در آن موقعیت چه کاری باید انجام دهد. مثال: اگر یک شخص زخمی را که در خیابان افتاده است ببینید، چه کار می‌کنید؟ و در نوع دوم آزمودنی باید برای بعضی قواعد یا پدیده‌ها دلیل بیاورد. مثال: چرا مردگان را دفن می‌کنند؟ و در نوع سوم باید معنای ضرب‌المثلی را بیان کند. با این آزمون عمدتا عقل سلیم، سطح درک و بینش آزمودنی سنجیده می‌شود.

۶- شباهت‌ها: این آزمون ۱۴ سوال باز – پاسخ دارد که در هر سوال آزمودنی باید شباهت موجود بین دو چیز را بیان کند. این آزمون بیشتر درک روابط و تفکر انتزاعی را اندازه‌گیری می‌کند.



مقیاس هوش عملی :

۱- تکمیل تصاویر: این آزمون شامل۲۰کارت است. در هر کارت تصویری دیده می‌شود که یک بخش مهم آن حذف شده است. آزمودنی باید بگوید کدام بخش تصویر حذف شده است. زمان پاسخ دادن به هر سوال۲۰ثانیه است.

۲- تنظیم تصاویر: این آزمون شامل ۱۰ مجموعه کارت‌های از سه تا شش‌تایی است. هر دسته از کارت‌ها به طور نامرتب به آزمودنی ارایه می‌شود، او باید آنها را به گونه‌ای منظم و مرتب کنار هم بگذارد تا داستانی را نشان دهد. این خرده‌آزمون توانایی آزمودنی را در توجه به اجزای مربوط و مناسب، برنامه‌ریزی دقیق و درک روابط علت و معلول و استدلال کلامی اندازه‌گیری می‌کند.

۳- طراحی با مکعب‌ها: ابزارهای این آزمون شامل ۱۲ مکعب چوبی با ابعاد۵/۲سانتی‌متر است. بعضی از رویه‌های مکعب‌ها سفید، بعضی قرمز و بعضی رویه‌ها نیمی قرمز و نیمی دیگر سفید است. علاوه بر این،۹ کارت وجود دارد که طرح‌های هندسی به رنگ‌های سفید و قرمز روی آنها کشیده شده است. آزمودنی باید با استفاده از ۴ تا ۱۰ مکعب آنها را طوری کنار هم بچیند که هر بار یکی از طرح‌های روی کارت‌ها را بسازد. به نظر رپاپورت(Rapaport) با این آزمون استدلال، درک روابط فضایی، هماهنگی بینایی حرکتی، مفهوم‌سازی غیرکلامی و تفکر انتزاعی اندازه‌گیری می‌شود.

۴- الحاق قطعات: این خرده‌آزمون از چهار قطعه مقوای ضخیم که هر یک نشان‌گر تصویر یک شی ناآشناست و به قطعه‌های مختلف بریده شده‌اند تشکیل شده است. آزمایش‌کننده هر بار قطعه‌های یکی از تصاویر را به طور نامرتب به آزمودنی ارایه می‌دهد و او باید در محدوده زمانی تعیین‌شده قطعه‌ها را طوری کنار هم قرار دهد که شی مورد نظر شاخته شود. با این آزمون، توانایی آزمودنی در درک رابطه جز و کل سنجیده می‌شود.

۵- نماد ارقام: این آزمون در اصل یک آزمون رمزگردانی است و یکی از انواع قدیمی‌ترین و دقیق‌ترین آزمون‌های روانی است. در این آزمون، آزمودنی باید رمز هر عدد را مطابق الگوی داده شده روی برگ خاصی ثبت کند. پس از یک تمرین کوتاه روی چند نمونه۹۰ ثانیه به آزمودنی فرصت داده می‌شود تا هر اندازه که می‌تواند رمز یا نماد مربوط به اعداد را در فرمی که در اختیارش گذاشته شده است وارد کند. این خرده‌آزمون عواملی مانند توانایی یادگیری تکالیف ناآشنا، چابکی بینایی حرکتی، پشتکار و سرعت عمل را اندازه‌گیری می‌کند.



ب. مقیاس تجدیدنظرشده هوش وکسلر برای کودکان :

مقیاس هوش کودکان در سال ۱۹۷۲ مورد تجدیدنظر قرار گرفت. این مقیاس، هوش کودکان گروه‌های سنی ۶سال تا ۱۶ سال و 11 ماه و ۳۰روز را اندازه‌گیری می‌کند. این مقیاس از ۱۲ خرده‌آزمون تشکیل شده است. مقیاس کلامی کودکان شامل خرده‌آزمون‌های اطلاعات عمومی، درک و فهم، محاسبات، شباهت‌ها، خزانه لغات و حافظه اعداد می‌باشد و مقیاس عملی کودکان شامل خرده‌آزمون‌های تکمیل تصاویر، تنظیم تصاویر، طراحی با مکعب‌ها، الحاق قطعات، رمزگردانی(که همتای رمزهای عددی بزرگسالان است) و مازها می‌باشددر مقیاس هوش وکسلر کودکان، خرده‌آزمون‌های حافظه عددی و مازها به عنوان آزمون‌های تکمیلی به حساب آمده است. اگر آزماینده وقت کافی در اختیار داشته باشد می‌تواند آنها را اضافه کند یا اگر به نتیجه یک آزمون بنا به عللی اعتماد نکند، می‌تواند آنها را به عنوان یک آزمون جانشین مورد استفاده قرار دهد.



ج. مقیاس تجدیدنظرشده هوش وکسلر برای کودکان پیش‌آموزشگاهی :

مقیاس هوش وکسلر برای کودکان پیش آموزشگاهی((WPPSI برای سنجش هوش کودکان بین سنین ۴ تا ۶ سال تدوین شد. فرم تجدیدنظرشده آن(WPPSI_R) این امکان را فراهم کرده است که می‌توان به وسیله آن هوش کودکان ۳ تا ۷ ساله را اندازه‌گیری کرد.

تقریبا نصف ماده‌های WPPSI از آزمون WISC گرفته شده است. آزمون WPPSI_R نیز دارای تعدادی خرده‌آزمون است که به صورت دو مقیاس هوش کلامی و هوش عملی گروه‌بندی شده‌اند. برخی از ویژگی‌هایی که در طراحی آزمون WPPSI_Rبه کار رفته‌اند موجب شده‌اند که اجرای آن در مورد کودکان خردسال آسان‌تر باشد. یکی از این ویژگی‌ها تاکید بر دستورالعمل ساده‌تر کلامی و پاسخ‌های کلامی است و دیگری رنگی و جذاب بودن مواد آزمون برای کودکان خردسال است.

در آزمون WPPSI_Rسه خرده‌آزمون متفاوت وجود دارد که عبارتند از: خانه حیوانات، طراحی هندسی و جمله‌ها(آزمون ذخیره). بدین‌ترتیب آزمون تجدیدنظرشده وکسلر کودکان پیش‌آموزشگاهی نیز دارای یک مقیاس کلامی و یک مقیاس عملی است. مقیاس کلامی دارای۵ خرده‌آزمون به علاوه یک خرده‌آزمون ذخیره(جمله‌سازی) و مقیاس عملی نیز دارای ۵ خرده‌آزمون است.

مقیاس کلامی شامل خرده‌آزمون‌های اطلاعات عمومی، گنجینه لغات، محاسبه، شباهت‌ها، درک و فهم و جمله‌ها می‌باشد و مقیاس عملی شامل خرده‌آزمون‌های خانه حیوانات، تکمیل تصاویر، مازها، طراحی مکعب‌ها و طراحی‌های هندسی می‌باشد.

خرده‌آزمون جمله‌ها، یک آزمون حافظه است که به جای فراخنای ارقام به‌کار می‌رود. آزمایش‌کننده هر جمله را به طور شمرده می‌خواند و آزمودنی باید بلافاصله آن را از حفظ بگوید. این خرده‌آزمون را می‌توان به جای یکی از۵خرده‌آزمون کلامی به‌کار برد و حافظه کوتاه‌مدت را می‌سنجد. خرده‌آزمون خانه حیوانات همانند آزمون نمادهای ارقام در مقیاس بزرگسالان با خرده‌آزمون رمزنویسی در مقیاس کودکان است. در این آزمون روی یک لوحه تصویر حیواناتی مانند سگ، مرغ، ماهی و گربه رسم شده است. همچنین استوانه‌هایی به رنگ‌های مختلف وجود دارد که آزمودنی باید زیر هر تصویر استوانه‌ای که رنگ مورد نظر را دارد قرار دهد. این استوانه‌ها به منزله لانه حیوانات تلقی می‌شوند.

در آزمون طرح‌های هندسی، از آزمودنی خواسته می‌شود که با مداد مشکی از روی طرح‌هایی که به وی نشان داده می‌شود بکشد.

روش اجرا و نمره‌گذاری آزمون‌های وکسلر :

این آزمون‌ها به صورت فردی و توسط آزمایش‌کننده متخصص و تعلیم‌ دیده اجرا می‌شوند. ۱۱خرده‌آزمون WPPSI_Rهر یک به طور جداگانه و مقیاس کلامی و عملی به طور پی‌درپی اجرا می‌شوند. در هر خرده‌آزمون سوال‌های آسان در ابتدا و سوال‌های دشوارتر پس از آنها اجرا می‌گردند.

پس از تعیین نمره‌های خام همه خرده‌آزمون‌ها، با مراجعه به جدول‌های هنجار، نمره‌های خام به نمره‌های معیار تبدیل می‌شوند. بنابراین با اجرای آزمون‌های مختلف وکسلر سه نوع هوشبهر به دست می‌آید: هوشبهر کلامی، هوشبهر عملی و هوشبهر کلی. هوشبهر کلامی توانایی فرد را در مهارت‌های کلامی نشان می‌دهد. هوشبهر عملی توانایی آزمودنی را در امور عینی و محسوس و فعالیت‌های عملی مشخص می‌کند. هوشبهر کلی، توانایی‌های کلی شخص را تعیین می‌کند.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت   توسط محمدرضا هاشمی اصل (کاردرمان) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
يادداشت های روزانه دکتر محمد کمالی
کاردرمانی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
91/10/01 - 91/10/30
89/11/01 - 89/11/30
89/09/01 - 89/09/30
89/07/01 - 89/07/30
89/05/01 - 89/05/31
89/02/01 - 89/02/31
88/12/01 - 88/12/29
88/09/01 - 88/09/30
88/08/01 - 88/08/30
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
87/12/01 - 87/12/30
87/08/01 - 87/08/30
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/01/01 - 87/01/31
86/10/01 - 86/10/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/03/01 - 86/03/31
86/02/01 - 86/02/31
85/12/01 - 85/12/29
85/09/01 - 85/09/30
85/05/01 - 85/05/31
85/04/01 - 85/04/31
85/03/01 - 85/03/31
84/12/01 - 84/12/29
84/11/01 - 84/11/30
84/10/01 - 84/10/30
آرشیو موضوعی
توانبخشی بیماران روانی
درمان و توانبخشی بیماران روانی مزمن از اهداف این و
پیوندها
توانبخشی مبتنی بر جامعه آذربایجانشرقی
مرکز توانبخشی کندی
تبیان
پيدا كردن لينك دهنده ها به يك سايت
پخش تصاوير ويدئوئي شهرهاي جهان
گفتاردرمانی و توانبخشی
کاردرمانی
گفتاردرمانی و توانبخشی
گفتاردرمانی و توانبخشی
انجمن صنفی مراکز توانبخشی بیماران روانی مزمن کشور
راهي براي تازه شدن
انجمن حمایت از بیماران روانی مزمن تبریز
هواداران تراکتورسازی تبریز
سیاه سپید خاکستری
انجمن علمی روانشناسی ایران
کتابخانه مجازی ایران
مشاوره پزشکی
روانشناسان
منابع کارشناسی ارشد روانشناسی
مرکز توانبخشی رعد
بانک اطلاعات توانبخشی
کاردرمانی تبریز
سایت انجمن کاردرمانی ایران
سایتی در موردمسایل مختلف معلولین
مددکاری اجتماعی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM